تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است - مطالب ابر ولایت
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی
هر چند بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

ویرانه‌ئیم و در دل گنجی ز راز داریم
با آنكه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی

با هر كسی نگوییم راز خموشی خویش
بیگانه با كسانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌ایم و هرچند لب بسته‌ایم از خلق
بس رازها كه دانیم ما را تو می‌شناسی


از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی

از ظن خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت
چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی


در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو
گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی
 
آیینه‌سان برابر گوییم هرچه گوییم
یك‌رو و یك‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

خط نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو می‌شناسی

لب بسته چون حكیمان، سرخوش چو كودكانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو می‌شناسی

با دُرد و صافِ گیتی، گه سرخوشی است گه غم
ما دُرد غم كشانیم ما را تو می‌شناسی

از وادی خموشی راهی به نیك‌روزی است
ما روزبه، از آنیم ما را تو می‌شناسی
 
كس راز غیر از ما، نشنید بس «امینیم»
بهر كسان امانیم ما را تو می‌شناسی

75/1/14
........................................................................
:: دل نگار :
آوینی
.........................................................
:: پی نوشت 1:
قال علیٌ (علیه‌السّلام)
«الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض،ص 1086)
فرصت مانند ابر از افق زندگی میگذرد مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید
۵۵روز ‌ICU ،‌ همت “ویژه” می خواهد
کلیک کنید
...........................................................
:: پی نوشت 2:
رنگ، تعلق است و بی‌رنگی در نفی تعلقات
اگر بهار ریشه در زمستان دارد و بذر حیات در دل برف است که پرورش می‌یابد،
یعنی مرگ آغاز حیاتی دیگر است و راه حیات طیبه اخروی از قلل سپید و پربرف پیری می‌گذرد
«موتوا قبل ان تموتوا»
یعنی منتظر منشین که مرگت در رسد؛ مرگ را دریاب
پیر شو پیش از آنکه پیر شوی، و پیری بی‌رنگی است
سید مرتضی آوینی
............................................................
:: یاد یاران انقلاب :
برخیزید برخیزید برخیزید

برخیزید ای شهیدان راه خدا
ای کرده بهر احیای حق جان فدا

کز قطره قطره‌ی خون پاک شما
می‌روید تا ابد در وطن لاله‌ها

برخیزید برخیزید

برخیزید رهبر آمد کنون در کنارتان
تا سازد غرقه در بوسه خاک مزارتان

تا گیرد خونبهای شهیدان ز اهرمن
باز آمد رهبر ما پی یاری وطن

برخیزید برخیزید

جاویدان زندگی جوشد از خاک هر شهید
باز روید لاله از تربت پاک هر شهید

ای انسان چون شهادت سر آغاز زندگیست
مرگ سرخ رمز آزادی و راز زندگیست

برخیزید برخیزید

برخیزید ای شهیدان راه خدا
ای کرده بهر احیای حق جان فدا

کز قطره قطره‌ی خون پاک شما
می‌روید تا ابد در وطن لاله‌ها

برخیزید برخیزید

در عالم مایه سرفرازی شهادت است
پیش ما مرگ در راه ایمان سعادت است

هر کس او در ره عدل و دین ره‌سپر شود
در این ره گر دهد جان ز کف زنده‌تر شود

برخیزید برخیزید

از دشت کربلا هر زمان آید این پیام
در راه عزت و افتخار و شرف قیام

تا انسان تن رها سازد از بند بندگی
عاشورا بر مجاهد دهد درس زندگی

شاعر: ؟
:: دانلود سرود
...............................................

:: من باب عشق :
«محبت» آن‏گاه که به حدّ بلوغ می‏ رسد، «عشق» نامیده می‏ شود. گفته ‏اند کلمه «عشق» از نام گیاه «عَشَقه» گرفته شده است. این گیاه که نام پارسی آن پیچک است، اگر به درختی بتند، آن‏چنان راه تنفس را بر آن می ‏بندد که به تدریج برگ‏ هایش زرد و خشک می ‏شوند وقتی چنین شد، می‏ گویند که این درخت را عَشَقه گرفته است. کسی که بدین‏گونه چیزی را دوست بدارد، می‏ گویند عاشق آن چیز است. بغض و غضب نیز وقتی به حدّ نصاب برسد، «مقت» خوانده می‏ شود، بنابراین حدیث أفضل الناس من عشق العبادة بر نهایت محبت دلالت می‏ کند، همان‏گونه که کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهِ أن تَقولوا ما لاتَفعَلون حاکی از نهایت غضب است.
سرّ مذمّت از عشق در طبیعیات و تمجید آن در الهیات آن است که عشق به تنهایی بها ندارد، بلکه ارزش آن به ارزش محبوب وابسته است، همان‏گونه که ارزش علم به ارزش معلوم و ارزش هنر به متعلّق هنر است. بر این اساس، اگر کسی سنگ و گیاه را دوست دارد، محبت او به اندازه همان سنگ و گیاه می‏ ارزد و چنانچه محبوب او بهشت باشد، به اندازه بهشت؛ امّا اگر محبت و علاقه عاشقی به ذات اقدس خداوندی تعلّق گرفت، دیگر اندازه ‏ای نخواهد داشت.
عشق حیوانی به مجرّد وصال سرد می‏ شود؛ ولی عشق الهی با وصال سوزنده‏ تر می‏ شود از این‏ رو عاشقان حق با سوز و گدازی وصف ناشدنی می‏ گویند: و قلبی بحبّک متیّماً؛ ربّ! زدنی تحیّراً فیک. این تحیّر، تحیّر در انتخاب راه نیست که ناپسند است، بلکه مانند تحیّر انسان تشنه ‏ای است که به مقصد می ‏رسد و چشمه ‏های جوشان را در آنجا می‏ بیند و متحیّر است که از کدام یک بنوشد؛ این تحیّری است پسندیده.
درخواست فزونی محبت در دعاها از آن روست که اگر کسی لذّت محبت خدا را بچشد، سراغ محبت دیگری نخواهد رفت و از این پس، عشقِ عاشقِ حق، افزون خواهد شد. بر همین اساس کلمه «محبت» از کلمات رایج در مناجات و دعاست؛ حتّی مناجاتی مستقل به نام «مناجات المحبّین» مناجات نهم از پانزده مناجات امام سجادعلیه‌السلام در فرهنگ نیایش درخشندگی خاص دارد. علاوه بر تعلیم درخواست محبت به خدا، تعلیم می ‏دهند که قلبمان را چنان از محبت خدا پر کنیم که جایی برای محبت غیر نماند و اجعل لسانی بذکرک لهجاً و قلبی بحبّک متیّماً!زیرا اگر کسی لذّت محبت خدا را بچشد، چیزی دیگر را هدف خود قرار نخواهد دادإلهی! من ذا الّذی ذاق حلاوة محبّتک فرام منک بدلاً؛ و من ذا الّذی أنس بقربک فابتغی عنک حولاً.
در نشئه طبیعت، لذّت خیالی و علمی هر چیزی بیش از لذّت عینی آن است، زیرا وجود علمی (نه ذهنی) از تجرّد سهمی دارد، از این‏رو قوی‏ تر از وجود طبیعی و مادی است، در نتیجه اثر گذارتر خواهد بود. در عالم آن سوی طبیعت، لذّت عینی بیش از لذّت علمی است، زیرا وجود عینی آن قوی‏تر از وجود علمی بیشتر مردم است، چرا که موجودهای آن جهان آن‏چنان که هست، کاملاً ادراک نمی‏ شوند.
بر همین اساس، در عالم طبیعتْ لذّتِ قبل از وصول، از لذّت حین وصول قوی‏ تر است؛ مثلاً اگر کسی را به محفل جشنی دعوت کنند که مورد علاقه اوست، لذّتِ پیش از حضور در محفل جشن که التذاذ خیالی است، بیش از لذّت هنگام حضور است؛ امّا پس از مرگ و در ورای طبیعت و مادّه، لذت‏ های عینی به مراتب بیشتر و قوی‏ تر از لذّت‏ های خیالی و علمی ‏اند، زیرا وجود خارجی آن‏ها قوی‏ تر از وجود علمی‏ شان است، به همین جهت وقتی انسان به نشئه قیامت وارد می‏ شود، یافته‏ هایش برتر از آن است که می‏ اندیشید.
همین معنا به بالاتر از بهشت منتقل می‏ شود که وصف لذایذ آن ممکن نیست فَلا تَعلَمُ نَفس ما اُخفِی لَهُم مِن قُرَّةِ أعیُنٍ جَزاءً بِما کانوا یَعمَلون -لَهُم فیها ما یَشاؤنَ خالِدین انسان در نشئه طبیعت با نوشیدن قدحی سیراب می ‏شود؛ امّا در آن نشئه، قدحی از آب کوثر علاقه او را به نوشیدن، (بدون درد عطش) بیشتر می‏ کند.
محبت نیز از لذایذی است که انسان هرچه بیشتر بچشد، عالم‏ تر و شایق‏ تر و طالب‏ تر می‏ شود، تا جایی که برخی بزرگان فرموده‏ اند: عجباً للمحب کیف ینام

منبع:تسنیم، جلد 14 -  صفحه 58 آیت الله العظمی جوادی آملی




برچسب ها :
شعر ,  ولایت ,  امام خامنه ای حفظه الله ,  دانلود , 

اینکه تربیت می شویم تا آرمان خواه باشیم ،ولی آرمان زده عمل می کنیم، باید ریشه یابی شود.این اعتقادات ماست که ارزش های ما و سبک زندگی ما را شکل می دهد.اعتقادات ما محیط قرار می گیرند و شالوده شخصیتی و جهت گیری های ما در این محیط شکل می گیرند.محیط خانواده و اطراف ما در سالهای اول زندگی بسیار تاثیر گذار و مهم است.

گاهی این محیط و آموزه های آن دوران طوری چیده می شوند که فرد از اصول اعتقادی صحیح دور می شود ،و یا گمراه و بدون اصولی تدوین شده و مشخص رشد می کند.با گذشت زمان فرد به جایی می رسد احساس نیاز به هویت دینی و اعتقادی پیدا می کند.به دنبال مدلی می گردد که با قالب شخصیتی شکل گرفته او مطابقت کند.که احتمال دارد مدلی که بر می گزیند دنیا و آخرت او را در نظر نگرفته باشد ،که سبب خسران است.

اصولی ترین تئوری ها باید اولیه ترین آموزش ها را به خود اختصاص دهند ولی در اکثر مواقع این اتفاق نمی افتد.حلقه مفقوده بصیرت خانواده هاست.حضرت علی(ع) می فرمایند : بصیرت حاصل تفکر است.تفکر صحیح و تنظیم برنامه صحیح باید از اولویت های زندگی خانواده های بصیرت جو باشد.یک خانواده با بصیرت و متفکر از اصول دور نمی شود.در راه حرکت می کند و راه را به دیگران هم نشان می دهد.

................................................

:: عکس نوشت :

 كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ 

خانه آخر

..............................

:: پی نوشت :

ای مردم ، از علی به سوی دیگری گمراه نشوید ،و از او روی برمگردانید و از ولایت او سر باز نزنید.اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل می کند ،و باطل را ابطال نموده و از آن نهی می نماید ؛و در راه خدا سرزنش ملامت کننده ای او را مانع نمی شود.علی اول کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.اولین مردم در نماز گزاردن ،و اول کسی است که با من خدا را عبادت کرد.از طرف خداوند به او امر کردم تا در خوابگاه من بخوابد ،او هم در حالی که جانش را فدای من کرده بود در جای من خوابید.

ای مردم او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است.و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.ای مردم او از طرف خداوند امام است ،و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد.

حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت و تا آخر روزگار معذب نماید.پس بپرهیزید از این که با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم و سنگ هستند و برای کافران آماده شده است.

:: گزیده ای از ترجمه فارسی خطبه غدیر





برچسب ها :
سبک زندگی اسلامی ,  ولایت , 
سِرّ اکبر علی، ساقی کوثر علی
ای به سر افسر علی، صاحب و سرور علی
لا فتی الاّ علی
سیّد و مولا علی
جان علی، سَر علی
جان پیغمبر علی، فاتح خیبر علی
صاحب و سرور علی
شهریارم مولا، غمگسارم مولا
بی قرارم مولا، دل فگارم مولا
جز تو ای شیر خدا، کس ندارم مولا
ای قیامت از قامتت راضی 
ای سرافراز از تو سرافرازی
چون تو دریایی، غرق امّیدم
رشک خورشیدم گر تو بنوازی
ای فخر عالم، یا علی
دل را تو مرهم، یا علی
ما بیدلانیم
ای نوح غرقاب، ما را تو دریاب
دریاب
:: شاعر : استاد علی معلم
به ولای علی(ع)
............................................
:: کلام مولا:
- همانا، وحشتناكترین چیزى كه بر شما میترسم، هواپرستى، و آرزوهاى دراز است.
نهج البلاغه خطبه 28
- در راه خدا با دستهای خود بجنگید، اگر نتوانستید با زبان های خود بجنگید و اگر باز هم نتوانستید با دلهای خود بجنگید.
میزان الحکمه/ ج 2/ ص 845
..........................................
:: حب مادر :
گوشه ای از رساله حقوق امام سجاد(ع)
"اما حق مادر برتو آنست كه بدانی او حمل كرده است ترا نه ماه طوریكه هیچ كس حاضر نیست این چنین دیگری را حمل كند و به تو شیره جانش را خورانده است قسمی كه هیچ كس دیگر حاضر نیست اینكار را انجام دهد و با تمام وجود ؛ با گوشش چشمش ؛ دستش ؛ پایش ؛ مویش ؛ پوست بدنش و جمیع اعضا و جوارحش ترا حمایت و مواظبت نموده است و اینكار را از روی شوق و عشق انجام داده و رنج و درد و غم و گرفتاری دوران بارداری را به خاطر تو تحمل نموده است ؛ تا وقتی كه خـدای متعال ترا از عالم رحم به عالم خارج انتقال داد .
پس این مادر بود كه حاضر بود گرسنه بماند و توسیر باشی ؛برهنه بماند و تو لباس داشته باشی ؛ تشنه بماند و تو سیراب باشی ؛ در آفتاب بنشیند تا تو در سایه او آرام استراحت كنی ؛ ناراحتی را تحمل كند تا تو در نعمت و آسایش به زندگی ادامـه داده و رشد نمائی و در اثر نوازش او به خواب راحت و استراحت لذیذ دست یابی .
شكم او خانهء تو و آغوش او گهواره تو و سینه او سیراب كننده تو و خود او حافظ و نگهدارنده تو بود ؛ سردی و گرمی دنیا را تحمل میكرد؛ تا تو در آسایش و ناز و نعمت زندگی كنی .
پس شكر گزار مادر باش به اندازهء كه برای تو زحمت كشیده است؛ و نمی توانی از او قدر دانی نمائی مگر به عنایت و توفیق خداوند متعال ."
:: حب کربلا:
دوستان محرم نزدیکه ،هر کی زیارت کربلا قسمتش شد ؛یادی هم از ما در راه مونده ها بکنه.
کربلا




برچسب ها :
علی(ع) ,  مولایم علی ,  غدیر ,  عشق ,  ولایت ,  علی معلم , 

"بسم الله حیّ الذّی لایموت"

گاهی اوقات با آدم هایی بر خورد می کنم که برایم از وضعیت فعلی جامعه ،تفسیرهای متفاوتی ارائه می کنند.بیشتر آنها عقیده دارند جامعه ما یک سیر نزولی رو به انحطاط و از دست دادن ارزش های اخلاقی و معنوی را طی می کند.من با نظر آنها مخالفم.

به نظر من ،به برکت انقلاب اسلامی ،ایران اسلامی و به تبع اون جامعه جهانی(اگر ابعاد جهانی انقلاب اسلامی رو مدنظر داشته باشیم) یک سیر تکاملی و بلوغ اجتماعی-سیاسی رو طی کرده اند.هر گردنه ای از جاده انقلاب را که پشت سر گذاشته ایم ،تجربه های جدیدی به دست آوردیم و موازی با این جریان ،استکبار جهانی نیز شکست هایی رو متحمل شده و قدرتش رو به افول رفته است.

برای این تکامل انقلاب اسلامی بهای گزافی پرداخته است.خون شهیدان ،بهایی است که انقلاب اسلامی می پردازد.حقیقت تشیع و گذشته سرخ آن و آماده سازی آینده سبز آن ،راهی است که همه می پیماییم.

متاسفانه آسیب هایی گریبان گیر ماست که سرعت تکامل را کند می کند.یکی از این آسیب ها ،برداشت سطحی از ولایت است.ولایت مفهومی است که باید آن را به صورت تام و کامل پذیرفت.اگر خود را ولایتمدار بدانیم وظیفه داریم ،این آگاهی را که بدست آوردیم به وسیله رفتار و کردار و ارتباطاتمان به عموم جامعه بسط و گسترش دهیم.وظیفه داریم ایثار بکنیم ،گذشت بکنیم و برای "جذب حداکثری" قدمی برداریم.

بعضی از پرهیزهای اشتباه باید از بین برود.احترام به نظر و عقیده و شخصیت انسان ها در جذب یک اصل است.که باید رعایت بکنیم.ولی هیچ وقت مفسده هایی که مشاهده کردیم نباید برایمان محترم بشوند.رفتار ما باید جذب کننده انسان ها باشد.

انقلاب اسلامی که به وقوع پیوست ،عده زیادی در سرتاسر دنیا مسلمان شدند.شخصیت جذاب امام خمینی(ره) نشان داد که اسلام با یک انسان چه می کند.در جمع های کوچک همچون خانواده همین مسئله برقرار است.در تربیت فرزند ،وقتی والدین بخواهند مسئله ای در شخصیت کودک نهاده بشود و یا رفتاری درست را بیاموزد ؛والدین باید خود آن رفتار درست را مداوم و اصولی انجام دهند تا کودک بیاموزد.البته نه این که تقلید صرف کودک را به انجام کار تشویق بکند ،بلکه اثرات مثبت آن عمل را در والدین ببیند و به انجام عمل مورد نظر راغب شود.  

طبعاً برای تاثیر گذاری بر روی شخصیت ها ،در گام نخست باید به آن ها نزدیک شویم.ولی حد و حدود را باید بشناسیم و بدانیم به چه نوع شخصیت هایی چقدر می توان نزدیک شد و لطمه ندید.به قول سعدی:

اندازه نگه دار که اندازه نکوست /هم لایق دشمن است و هم لایق دوست 

......................................................

:: پی نوشت 1:

شهید آوینی:
 دیندار آن است که درکشاکش بلا دیندار بماند و گرنه، در هنگام فراغت و صلح و سلم، چه بسیارند اهل دین

:: پی نوشت 2: 

آیه های 34 و 35 سوره الانبیاء:

 وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ

 ما پیش از تو هیچ بشری را جاویدان نساخته ایم چسان اگر تو نیز بمیری آنها جاویدان بمانند؟

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُون

 هر کسی طعم مرگ را می چشد و شما را به خیر و شر می آزماییم و همه به نزد ما باز می گردید

مرگ حقیقتی که همه باید با آن کنار بیاییم





برچسب ها :
ولایت ,  مهدویت ,  جذب ,  جذب حداکثری ,  مسئولیت پذیری ,  مرگ , 
  دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدیر
موج مى ‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ‏
بى‏ گمان بارى رقم مى‏ خورد فردا در غدیر

اى فراموشان باطل سر به پایین افکنید
چون پیمبر دست حق را برد بالا در غدیر

حیف اما کاروان منزل به منزل مى ‏گذشت‏
کاروان مى ‏رفت و حق مى‏ ماند تنها در غدیر!!

(شاعر: علیرضا سپاهى لائین)



از ولایت ‏عهدی حیدر، خدا تاج شرف
بار دیگر بر سر زهرای اطهر می‏ زند

در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار
فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می‏زند

(شاعر: سیدرضا مؤید)



اى شرف اهل ولایت، غدیر
برکه سرشار هدایت، غدیر

زمزم و کوثر ز تو کى بهترند
آبروى خویش ز تو مى ‏خرند

این که کند زنده همه چیز آب‏
ز آب غدیر است نه از هر سراب

از ازل این برکه بجا بوده است‏
آینه لطف خدا بوده است

 (شاعر: طاهره موسوى گرمارودى)

........................................................

عکس نوشت:

برای مشاهده با اندازه کامل روی عکس کلیک کنید

مولایم علی(ع)

پی نوشت :

روزگاری شهر ما ویران نبود

   پی نوشت 2:

مجازات 5 سال زندان برای تبلیغ تشیع در آذربایجان ،قابل توجه هموطنان تجزیه طلب 





برچسب ها :
غدیر ,  ولایت ,  عید غدیر ,  شعر ,  سیدرضا مؤید ,  علیرضا سپاهى لائین , 
  صادقانه بگویم

به هیچ منتسبم

تخم فریب بسیار دیده ام

زخم فریب بسیار خورده ام

خنجر خیانت را می شناسم

سردی تیغه اش را چشیده ام

معنی شدن نقاق را دیده ام

فتنه شدن "اندیشه های کور" را شنیده ام

پاک نیستم ،خط کج بسیار دارم

اما "الله" خطا پوش من است

آن پیرِ اهل دلِ پاک سرشتِ 

به من آموخت

در خلوت دل گوشه ای بگزینم

و بنویسم "جویبار انتظار"

و این فصلی جدید است

نامردمان خرده بسیار گرفته اند

و امروز که دوست و دشمن

برچسب بارانم می کنند

خانه ام هنوز "انتهای رنگی رنگین کمان" است

آرزویم آسمانی شدن است

باران شدن است

پیرِ اهل دلِ پاک سرشتِ ربانی

......................................................

پی نوشت 1:

بغضم می گیره وقتی می بینم انسان هایی رو که در ایران متولد می شن و زندگی می کنن و کار و درآمد و تحصیل و خانواده شون رو اینجا بدست می یارن ،ولی ایران رو به هیچ می فروشن.و فریاد زنده باد "الهام علی اف" می گن! هر جا بتونن تمام تلاششون رو برای زمین زدن ایران اسلامی انجام می دن.

   عکس نوشت :

امان از مردم بشکسته بیعت

پی نوشت 2:

مادی شدن دین یعنی چه؟

در چشم اندازی كوتاه، دین به مجموعه ای از باورها درباره جهان هستی و ارزش های استوار بر آنها گفته می شود. گستره این شناسه از دین همه حوزه های زندگی انسان همچون حقوق، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... را در بر می گیرد.

دین در معنای یاد شده، دو گونه است: بشری و الهی. دین بشری مجموعه باورها و ارزش های ساخته شده با بهره جویی از اندیشه انسان می باشد؛ از این رو ساز و كاری است در خدمت خواسته های او، اسیر هوس هایش و بالاخره ابزاری در دست او، اما دین الهی مجموعه باورها و ارزش هایی می باشد كه خداوند آن را برای رهروی بشر فرستاده تا وی در پرتو آموزه های آن خود را بپروراند. چنین دینی با توجه كامل به حقیقت انسان و نیازهای او، برنامه فراگیری را ارایه داده است كه همه انتظارات او را برآورده می سازد (آیت الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 26 - 24، اسراء، قم، 1380).

در رویكرد دین الهی، گرچه همه انتظارات او برآورده شده است ولی معیار فهم دین نه انتظاراتمان از آن؛ بلكه ا ین انتظارات خود دنباله رو فهم دین است؛ به دیگر سخن، این گونه نیست كه برای فهم متون دینی و شناخت اهداف و قلمرو آن، پیشاپیش به مرزبندی انتظارات خود از دین همت گماریم بلكه در رهیافت تبیین گوهر دین، باید از خود دین پرسید كه اهدافش چیست؟ قلمرو هدایتش كجا و توانی هایش كدام است؟ این امر از آن روست كه انسان گاه از جاده انتظارات راستین به دور افتاده و به وادی گونه های دروغین آن فرو می افتد زیرا وجود انتظارات حق و باطل بشری، انسان شناس ماهری را می طلبد تا این انتظارات را از یكدیگر جدا كرده و به گونه های راستین آن پاسخ دهد. ابزار جداكنندگی مزبور، دین الهی است.(آیت الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 26 - 24، اسراء، قم، 1380).

انتظار اصلی انسان از دیدگاه دین، باورهای او و گونه فرعی آن اخلاق، بهداشت، اقتصاد و مسایلی از این دست است. از این رو در دین الهی كه در هر دو جنبه انتظارات فرعی و اصلی انسان چگونگی باروری و شكوفایی گوهر ملكوتی او؛ یعنی حیات و الهی گری و نیز راه رسیدن وی به كمالات وجودی و در نهایت دست یابی او به نیك بختی جاودانه را هدف قرار داده است، مادیت جایگاهی ندارد.

برخی به بهانه هماهنگ سازی دین با روح زمانه؛ یعنی روح غیر دینی آن، چنین گفته اند كه دین تنها راهكاری برای بهتر شدن دنیای ماست زیرا روح زمانه ما می گوید هر چیز هنگامی ارزش پیدا می كند كه وضع دنیای ما را بهتر سازد، پس دین هم اگر بخواهد بماند، باید چنین باشد (هادی صادقی، درآمدی بر كلام جدید، ص 303، معارف، قم 1382).

این رویكرد كه در حقیقت به مسخ و از میان تهی كردن دین پرداخته، با مادی انگاری دین هم سوست. باطل بودن آن نیز از گفته های پیش كه حقیقت دین را سرچشمه گرفته از وحی الهی و پرداختن به نیازهای اصیل او می داند، پیداست.

پی نوشت 3:

امام خامنه ای: 

خوف ریا مانع از عمل نشود. این هم یکی از وساوس شیطان است. گاهی می‏گویند: آقا! شما چرا مثلاً فلان عمل نیک را انجام نمی‏دهید؟ می‏گوید می‏ترسم ریا بشود... پس خوف ریا، مانع نشود از این‌که انسان عمل خوب را انجام بدهد .





برچسب ها :
دل نوشته ,  غروب نوشت ,  عشق ,  انتظار ,  مهدی ,  حقیقت ,  ولایت , 
به محض این که فراغتی پیدا می کنم ،سعی می کنم کانکت شوم و وارد فید ریدر خودم می شوم.با بررسی وبلاگ های آپ شده ،برای نوشته های مورد پسندم کامنت می گذارم.اکثر وبلاگ های ریدر من مهدوی هستند.
تجربه چندین ساله من نشان می دهد نوعی فضای "عدم ورود به عرصه های اجتماعی" در وبلاگ های مهدوی مشاهده می شود.به نظر من مهم ترین وظیفه وبلاگ نویسان مهدوی در حال حاضر ،تبیین است.تبیین شرایط حاضر و روشن نمودن تاریکی ها.به زبان شعر ،به زبان نثر و ... .
ما وبلاگ نویسانی که سعی می کنیم مهدوی بیندیشیم نمی توانیم در قبال شرایط اجتماعی و سیاسی حال حاضر جهان عقب بنشینیم و اقدامی نکنیم.بعضی از دوستان از جهت گیری و تعیین خط مشی هم خودداری می کنند.فعالیت مهدوی بدون تعیین موضع و یا بدون آگاهی های سیاسی کار درستی نیست.اگر اندیشه فرد منتظر را به یک جویبار تشبیه بکنیم از چشمه تا دریا مسیر پر پیچ و خمی را در پیش دارد.موانع راه و آلودگی های مسیر ،همه و همه ،هستی جویبار را به خطر خواهند انداخت.
راه حل بسیار ساده است.ولایی بیندیشیم.ولایی اندیشیدن می تواند ما را در مسیری هدایت کند که به تفکر مهدوی برسیم.
روزی مولوی با پیر ، یا مراد خود « شمس » از مسیری می گذشتند که به رودخانه ای عریض و پر عمق می رسند. شمس به مولوی می گوید باید از عرض رودخانه عبور کنیم. مولوی می گوید چگونه می توان ، اینجا که وسیله ای برای عبور نیست.شمس در پاسخ می گوید: مرا بگیر و ذکر یا «شمس» بگو ما هر دو از روی آب عبور می کنیم.
مولوی نیز که به رسم طریقت علوم باطنی شک به خود راه نمی داد دست استاد رامی گیرد وبا ذکر یا شمس از روی آب عبور می کند.مقداری از مسافت که طی شد، مولوی دقت نمود که شمس در زیر زبان ذکر "یا علی" زمزمه می کند.
مولوی نزد خود فکر کرد؛ حتما ذکر استاد قوی تر است و چرا خود نگوید. ... همینکه به تکرار آن ذکر مشغول شد ، یکباره پایش در آب فرو رفت ، استاد دست او بگرفت و گفت :
هر کسی با ذکر مخصوص خود پیشرفت می کند ، تو همان "یا شمس" (یکی از سوره های قرآن ) را بگو . سپس هر دو از روی آب گذشتند.
ولایت فقیه می تواند حلقه وصل شیعه و اندیشه های شیعیان به حجت خدا بر روی زمین باشد.اگر توان درک معارف عمیق ولایت را نداریم ، می توانیم به ولایی اندیشان رجوع کنیم.به نظر من هر کس ،به طریقی می تواند اندیشه ناب ولایت را درک کند.اگر قلباً بخواهد و "شمس" خود را بیابد.



برچسب ها :
مهدویت ,  ولایت ,  ولایت فقیه ,  رهبری ,  حقیقت ,  وبلاگ ,  اندیشه , 
  تمام کائنات و هستی سرشار از نشانه ها و معادلات است.نشانه هایی برای بندگان خدا.هر روز که از خواب برمی خیزیم ،نشانه ها با ما سخن می گویند.تا آن لحظه که به خواب می رویم.نکته در وسعت دید است و لازمه وسعت دید تغییر دیدگاه است.اولین قدم هر انسان برای اصلاح دیدگاه خودشناسی است.مادامی که به خود نپردازیم و جایگاه مان را در معادلات الهی نفهمیم ،نمی توانیم درست ببینیم.روزگار ما روزگار غفلت زدگیست و علت این غفلت زدگی ولایت گریزی است.
اکثر انسان های زمان ما فرزندان خردسالی هستند که خود یتیم بودن را برگزیده اند.ولایت پذیری فرزند را به آغوش والدین باز می گرداند.احساس انسان پس از پذیرفتن ولایت وصف ناپذیر است.با شادی آغاز و با یک ماتم معنا دار ادامه می یابد.شادی به جهت تولد دوباره و ماتم به سبب احساس نیاز و کمبود.
شیطان در طول تاریخ پیدایش انسان از آدم(ع) تا عصر کنونی توانسته بسیاری از انسان ها را با ترفندهای مختلف از توسل به حجت های الهی که چراغ راه بشریت هستند باز بدارد.همین دورافتادگی سبب نیاز و کمبود شده است.در این میان شیعه توانسته این میراث عظیم الهی را حفظ کند و به قدر توفیقات خود ، محور و جلودار تمامی ارزش های الهی باشد.
متاسفانه ما شیعیان به سبب کم کاری ها و به حاشیه رفتن هایمان نتوانسته ایم تکلیف و دین خود در قبال ولایت را به درستی ادا کنیم.و همین مسئله علت اصلی تمام عقب ماندگی ها و کج روی هایمان است.همین مسئله سبب تاخیر در ظهور مولایمان شده است.وقتی معیار عمل را منش و افکار خودمان قرار می دهیم و سپس عمل انجام شده رو با سوابق گذشته نمره گذاری می کنیم بزرگترین اشتباه را مرتکب شده ایم.معیار عمل بایستی رفتار ولایی باشد.

وقوع بیداری اسلامی با تاخیر ،که مدتهاست جهان منتظر آن است ،فصل جدیدی را رقم زده است ،مطمئنا حادثه ها یکی پس از دیگری روی خواهند داد.ما ایرانیان موهبت والایی داریم ،اولا میزبان ولایت رسول الله هستیم و هم شیعیان در صحنه بسیار داریم.ایرانی مسلمان اگر لبیک یا خامنه ای بگوید ،آن گاه ایثار معنی خواهد یافت و قله ها یکی پس از دیگری فتح خواهند. شد. ان شا الله  

............................................................................

پی نوشت 1:

پیامبر اکرم فرمود :
إنَّ اللَّهَ یُباهِی مَلائِکَتَهُ عَشِیَّةَ عَرَفةَ بِأهلِ عَرَفَةَ فَیَقولُ: اُنظُروا إلى‏ عِبادی أتَونی شُعثاً غُبراً
خداوند در غروب عرفه نزد فرشتگانش به اهل عرفه مى‏بالد و مى‏گوید:
«بندگانم را بنگرید! ژولیده و غبار آلود، نزد من آمده‏اند.»

پی نوشت 2:

هر کس در خود چیزی از خصلتها و رفتارهای قابل ستایش می بیند باید آن را از فیض رحمت و لطف خدا بداند ؛زیرا خداست که در انسان ،مایه های نیکی را به کار برده و ذات و سرشت او را آماده و جویا و پذیرای نیکی و فضیلت ساخته و به او قدرت تصمیم-که ابزار دیگری است در راه نیکوشدن و نیکویی کردن-بخشیده است.
این بینش ،راه خودبینی و خودشگفتی را بر انسان می بندد ،همچنان که از بی مصرف گذاردن یا بیهوده مصرف کردن خصلتهای نیک و توانهای نیکی آفرین در وجود آدمی جلوگیری می کند.
:: امام خامنه ای ،از ژرفای نماز ،صفحه 12

   عکس نوشت:

این روزها ،حسادت می کنم به کبوتران حرمت.این مجاوران همیشگی

حرم امام رضا(ع)

پی نوشت 3:

از حضرت آیت‌الله بهجت پرسیدند، چه کنیم که گرفتاری هایمان برطرف شود و حاجاتمان روا گردد، ایشان فرمودند «پدر و مادرتان را خوشنود کنید و اگر زنده نیستند، برای آنها صدقه بدهید؛ چون مردگان زنده هستند و ما توانایی دیدن آنها را نداریم».





برچسب ها :
دردو دل ,  امید ,  ولایت ,  رهبری ,  ولایت گریزی ,  تغییر ,  ظهور ,  مسلمان ,  شیعه ,  انتظار ,  حقیقت , 

کاش سر عقل اومده بودیم و درک می کردیم.تکلیف رو می فهمیدیم خیلی زودتر از الان.ولی هنوز دیر نشده.باید قدر نعمت رو دونست ،نعمتی که دنیا شکارش نکرده.باید قدرتمند تر در عرصه جنگ نرم جلو بیایم و در صحنه باشیم.از خیلی چیزها باید بگذریم.این راه ایثار می خواد.باید ایثار کنیم.   

  دعای حضرت آیت الله حسن زاده آملی در مورد امام خامنه ای(با سپاس از بچه های قلم)  

...................................................................

پی نوشت 1:

  "طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی

صدق پیش آر، که اخـــــلاص به پیشانی نیست"

صداقت دُر نایابیه این روزا.اخلاصم آرزوست

پی نوشت 2:

خدایا لحظه ای ما را به خود وا مگذار.

پی نوشت 4:

"در دستور زبان عرفان، فعل اینگونه صرف می شود : من نیستم ، تو نیستی ، او هست..."





برچسب ها :
ولایت ,  آیت الله حسن زاده آملی ,  امام خامنه ای ,  رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای , 

انتهای ولایت مدار بودن شهادت است.شهادت نابترین جواهرات ولایت را گلچین می کند.آنهایی که در تب و تاب ولایت و ولایت مداری الماس شده باشند.الماس ها رنگ های متفاوتی دارند ولی همه در یک ویژگی مشترک اند: "استحکام"

شهادت بهترین معیار ولایت مدار بودن است.معیار سنجش ایمان ها و باورها.

در ادامه جملاتی از سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی انتخاب کردم. 

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.

و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.

و مگر نه آن‌که از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.

و مگر نه آن‌که خانه تن، راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه روح، آباد شود.

و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.

و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند.

و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور برمی‌آید.

ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش.
 



برچسب ها :
شهید آوینی ,  شهادت ,  ولایت ,  ولایت مدار بودن , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |