منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
وبلاگ تازه مسلمان که به تازگی دنبال می کنم ؛یکی از بهترین و خوش سبک ترین وب نویس هایی هستش که در دنیای مجازی بهش برخوردم ؛شما رو هم به خوندن این وبلاگ دعوت می کنم.
آخرین پست وبلاگ تازه مسلمان:
سوزان کارلاند، در منطقه فیرمونت استرالیا متولد شد، در سن 7 سالگی پدر و مادرش ازهم جدا شدند و او مجبور شد با مادرش که مسیحی ای متعصب بود زندگی کند. او وقتی کودکی بیش نبود پدر و مادرش تابع کلیسای متحده بودند و هر هفته در دروس هفتگی یکشنبه ها شرکت می کرد.در 12 سالگی به سوی موسیقی کشیده شد و این دروس مذهبی را کنار گذاشت ولی در 14 سالگی دوباره به کلیسا پیوست، کلیسایی که به گفته خود او افرادش ادعا می کردند که شبها خدا با آنها صحبت می کند او دیگر نمی توانست این چیزها را تحمل کند و برخلاف سابق همانند دیگر نوجوانان همسن وسال خود به جشنهای شبانه و مسافرتهای طولانی نمی رفت. در سن 17 سالگی تصمیم گرفت که در مورد ادیان تحقیق کند که صد البته اسلام شامل این لیست نبود. به گفته او دین اسلام طوری برایش ترسیم شده بود که نشان می داد دینی خشنونت طلب و کاملا شهوانی است. و هیچوقت گفته های مادرش را در این مورد فراموش نمی کرد که می گفت:"  من ترجیح می دهم با یک قاچاقچی مواد مخدر ازدواج کنم ولی با یک مسلمان ازدواج نکنم."  
اندکی در مورد مسلمان شدن او: 
او دراین باره می گوید:" دین اسلام هنگامی توجه مرا به خودجلب کردکه درتلویزیون برنامه های مستندی را در مورد دین اسلام می دیدم ویا مقالاتی را راجع به دین اسلام در روزنامه ها ومجلات مطالعه می کردم؛ تصمیم گرفتم در این مورد نیز به تحقیق بپردازم که خوشبختانه نتایجی که از این تحقیقات به دست آوردم بیش از آن بود که تصورش را می کردم.اسلام ما را به رحمت ومودت بین همدیگر دعوت می کرد واز همه مهمتر مسئله ای که مرا به خود جذب کرد مسئله عقل وجسد وروح است که در مسیحیت هرکدام به مانند یکی از ارکان است اما در اسلام این سه عامل از هم جدانیست.یادم می آید هنگامی که می خواستم مسلمان شوم تمام دوستان وخانواده ام را از این اتفاق با خبر ساختم علی الخصوص مادرم که بر حسب اتفاق شبی که من مسلمان شدم مادرم گوشت خوک سرخ کرده بود تا برای شام مصرف کنیم اما وقتی مادرم متوجه شدکه من دیگر مسلمان هستم ونمی توانم دستپخت او را بخورم به گریه افتاد ومرادرآغوش کشید.بعد از چند روز من محجبه شدم." 
"به نظرمن در مورد مسأله حجاب کمی بزرگنمایی شده است؛ حجاب برای من مانند این است که به خدانزدیک شده ام وسمبلی برای زن مسلمان به شمارمی رود، ویک زن به این طریق اعلام می کند که او نماینده دینش است." 
"متأسفانه بعد از اینکه حجاب را گذاشتم در خیابانها با تنگ نظری مواجه شدم وبعضی از دوستانم با من قطع رابطه کردند اما اینک که بعد از پنج سال از اسلام من گذشته است ومن به سن بیست وچهارسالگی رسیدم دوستان زیادی اعم از مسلمان وغیرمسلمان دارم.شوهرم نیز مسلمان است که در استرالیا به دنیا آمده است." 
"من اکنون عضو فعالی در جامعه هستم که به اسم اسلام در کلیساها ومدارس غیر اسلامی به سخنرانی می پردازم کما اینکه به کمک پناهندگان نیز می پردازم.وقتی با خبر شدم که به عنوان مسلمان نمونه سال در استرالیا انتخاب شدم ،جائزه ام را که بالغ بر2000دلار بود را به این شرط تحویل گرفتم که بتوانم آن را دراسترالیا برسازمانهای اسلامی وغیر اسلامی بشر دوستانه توزیع کنم." 
"با اینکه زندگی ام همیشه یکنواخت نبوده است اما من هیچگاه تسلیم نشده ام وهرگز نیز از اینکه مسلمان شده ام پشیمان نیستم." 
........................................
:: پی نوشت:
دوست عزیزم شما روزی چند بار زنگ خونه خدا رو می زنی؟
...




برچسب ها :
تازه مسلمان ,  وبلاگ ,  وبلاگ نویسی , 
به محض این که فراغتی پیدا می کنم ،سعی می کنم کانکت شوم و وارد فید ریدر خودم می شوم.با بررسی وبلاگ های آپ شده ،برای نوشته های مورد پسندم کامنت می گذارم.اکثر وبلاگ های ریدر من مهدوی هستند.
تجربه چندین ساله من نشان می دهد نوعی فضای "عدم ورود به عرصه های اجتماعی" در وبلاگ های مهدوی مشاهده می شود.به نظر من مهم ترین وظیفه وبلاگ نویسان مهدوی در حال حاضر ،تبیین است.تبیین شرایط حاضر و روشن نمودن تاریکی ها.به زبان شعر ،به زبان نثر و ... .
ما وبلاگ نویسانی که سعی می کنیم مهدوی بیندیشیم نمی توانیم در قبال شرایط اجتماعی و سیاسی حال حاضر جهان عقب بنشینیم و اقدامی نکنیم.بعضی از دوستان از جهت گیری و تعیین خط مشی هم خودداری می کنند.فعالیت مهدوی بدون تعیین موضع و یا بدون آگاهی های سیاسی کار درستی نیست.اگر اندیشه فرد منتظر را به یک جویبار تشبیه بکنیم از چشمه تا دریا مسیر پر پیچ و خمی را در پیش دارد.موانع راه و آلودگی های مسیر ،همه و همه ،هستی جویبار را به خطر خواهند انداخت.
راه حل بسیار ساده است.ولایی بیندیشیم.ولایی اندیشیدن می تواند ما را در مسیری هدایت کند که به تفکر مهدوی برسیم.
روزی مولوی با پیر ، یا مراد خود « شمس » از مسیری می گذشتند که به رودخانه ای عریض و پر عمق می رسند. شمس به مولوی می گوید باید از عرض رودخانه عبور کنیم. مولوی می گوید چگونه می توان ، اینجا که وسیله ای برای عبور نیست.شمس در پاسخ می گوید: مرا بگیر و ذکر یا «شمس» بگو ما هر دو از روی آب عبور می کنیم.
مولوی نیز که به رسم طریقت علوم باطنی شک به خود راه نمی داد دست استاد رامی گیرد وبا ذکر یا شمس از روی آب عبور می کند.مقداری از مسافت که طی شد، مولوی دقت نمود که شمس در زیر زبان ذکر "یا علی" زمزمه می کند.
مولوی نزد خود فکر کرد؛ حتما ذکر استاد قوی تر است و چرا خود نگوید. ... همینکه به تکرار آن ذکر مشغول شد ، یکباره پایش در آب فرو رفت ، استاد دست او بگرفت و گفت :
هر کسی با ذکر مخصوص خود پیشرفت می کند ، تو همان "یا شمس" (یکی از سوره های قرآن ) را بگو . سپس هر دو از روی آب گذشتند.
ولایت فقیه می تواند حلقه وصل شیعه و اندیشه های شیعیان به حجت خدا بر روی زمین باشد.اگر توان درک معارف عمیق ولایت را نداریم ، می توانیم به ولایی اندیشان رجوع کنیم.به نظر من هر کس ،به طریقی می تواند اندیشه ناب ولایت را درک کند.اگر قلباً بخواهد و "شمس" خود را بیابد.



برچسب ها :
مهدویت ,  ولایت ,  ولایت فقیه ,  رهبری ,  حقیقت ,  وبلاگ ,  اندیشه , 

از زمان ظهور وبلاگ در تارنمای وب ،نشر آن چه که می اندیشیم و به اشتراک گذاشتن آن رشد زیادی پیدا کرد ،در حال حاضر با وجود ابزارهای فید ریدر و خبرنامه ها ی گوناگون سرعت این رشد دوچندان شده است.وقتی پستی به این سرعت و گستردگی قابلیت انتشار پیدا می کند.طبعاً مسئولیت نویسنده در قبال آن چه که ارائه کرده است هم اهمیت بسیاری به خود می گیرد.
چون هر بلاگر خود انتخاب می کند چه بنویسد ،چه تهیه کند و یا چه به اشتراک بگذارد ،پس در قبال آن چه ارائه کرده مسئول است.اگر نویسنده ای برای ثبات و دوام وبلاگش و نشر اندیشه هایش و حرمت و احترام مخاطبانش اهمیت قائل است باید مسائلی مثل عفت قلم ،حق قلم ،حق الناس و قانون را مئنظر قرار دهد و به خود بقبولاند آن ها را فدای بازدید کننده ی بیشتر و یا پیج رنک بالاتر نکند.
انسان ابعاد فکری متفاوتی دارد و نوشته هایش هم به تبیعت از افکاری که دارد از مسائل مختلفی خواهد بود.ولی آیا تمام آن چه که می اندیشیم و آن چه که می نویسیم قابلیت انتشار دارد؟ آیا می توانیم پاسخگوی بازتاب هایش باشیم؟
چه خوب بود اگر به خود می قبولاندیم که از سلیقه ها و دیدگاه های متفاوت ببینیم ،بشنویم و آگاه شویم و با ترازوی حق بسنجیم و بدور از تعصبات خاص ، آن چه را منتشر کنیم که مصالح جامعه و مخاطبان در آن لحاظ شده باشد.به مانند یک صافی به مانند یک فیلتر

:: یا مهدی با مهدی تا مهدی





برچسب ها :
وبلاگ ,  وبلاگنویسی ,  قانون ,  اخلاق ,  درد و دل , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات