تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است - مطالب ابر متن ادبی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها

پاک بودن را می آموختی
هستی ام ،انگاره های نوازش لبخند پاک تو
نیستی ام ،ناله های آهناک تو
یک نگاه و درد تفسیر می شد ،ثمره ی وسعت قلب تو بود
مادرم حجم سرد دوری تو ساده می شکست لحظه ی آرامشم را
اندیشه ام فواره های انکار است
مسیر قلبم را می شناسی ،بخوان مرا
آشنا ،تنها ،خسته ،بی تو ،تاریک
بخوان مرا
جویبار انتظار امتداد رنگی آموزه های قلب توست
روزگارم سخت می گذرد ،و تو گفتی بایست ،خواهم ایستاد
به یاد دارم در خانه ،آفتاب ،سلام قسمت می کرد
آب ،آیینه مهر و صفا
اینک خاموشم ،گذشته را مرور می کنم.
صادقانه ،بی بهانه
یک شاخه گل سلام تقدیم تو باد

هستی من





برچسب ها :
مادر ,  عشق ,  درد و دل ,  متن ادبی , 

نفسم طنین نمناک تالابی خفته و تنهاست ،

             که در سیاهی موجگون بوته زار پنهان است.

نگاهم لحظه ی افسرده ی فانوسی ایست ،

             همدم سازی کهنه در کوله بار پیرمردی تنها

چهره ام جریان سیال بی اتکایی هاست

لبخندم تلخ تر از غریو صد گریه ،

           آشناتر از همیشه

... حول حالنا الی احسن الحال 

    حول حالنا    

 





برچسب ها :
تنهایی ,  متن ادبی ,  شعر سپید ,  شعر نو , 

باز می خواستم به ستاره ها پل بزنم

غمگین تر از مفهوم شکست ، در خود شکستم

می خواستم پرتو نوری باشم در دل تاریکی

نسیمی وزید و دیگر هیچ

می خواستم لحظه ای باشم پاک تر از نوازش لبخند

افسوس سینه ام چرکین و مه گرفته بود

 آمده بودم صمیمی باشم ،قصری بسازم .بی ریا ،سپید ، از فردا

غربت ،سکوت ،ناتوانی ،درد

بی گمان دروازه های غبار گرفته قلب من ،اندکی باران می خواستند

حسرت طعم سخاوت آسمان ،الوارهای فروریخته

راه آشنا بود ،آشنا تر از مناجات تنهایی

پیکر نحیف ،زخمی ،چروکیده ،در بستر

و من در انتظار فرداها

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن الحال





برچسب ها :
متن ادبی ,  شعر نو ,  شعر سپید ,  تنهایی ,  سکوت ,  مناجات ,  دل نوشته , 

الهی گهی به خود نگرم،

گویم : از من زارتر كیست؟

گهی به تو نگرم ،گویم از تو بزرگوارتر كیست؟

گاهی كه به طینت خود افتد نظرم،

گویم كه من از هر چه به عالم بترم.

چون از صفت خویش اندر گذرم،

از عرش همی به خویشتن در نگرم.

.

.

.

الهی!

این همه نواخت ،از تو ،بهره ی ماست ،كه در هر نفسی چندین سوز و نور عنایت تو پیداست.چون تو مولی كه راست؟و چون تو دوست كجاست؟ و به آن صفت كه تویی ،خود جزاین نه رواست.

این همه نشان آیین فرداست.

این خود ،پیغام است و خلعت برجاست.

.

.

.

خداوندا!

یك دل پر درد دارم و یك جان پر زجر ،عزیز دو گیتی!

این بیچاره را چه تدبیر است؟

خداوندا!

درماندم ،نه از تو و لكن درماندم ،در تو ! اگر هیچ غایب باشم ،گویی : كجایی؟

و چون به درگاه آییم ،در را بگشایی.

خداوندا!

چون نومیدی در ظاهر اسلام حرمان است،

و امید در عین حقیقت ،بی شك نقصان است،

میان این و آن رهی را با تو چه درمان است؟

چون شكیبایی در شریعت ،از پسندیدگی نشان است،

و نا شكیبایی در حقیقت ،عین فرمان است،

میان این و آن رهی را با تو چه برهان است؟

خداوندا!

هر كس را آتش در دل است و این بیچاره را در جان.

از آن است كه هر كس را سر و سامان است،

و این درویش بی سر و سامان است.

.

.

.

ای نزدیك تر از ما به ما؟و مهربان به ما از ما!

نوازه ی ما بی ما.

به كرم خویش ،نه به سزای ما ،نه كار به ما،

نه بار به طاقت ما ،نه معاملت در خور ما ،نه منت به توان ما،

هر چه كردیم تاوان بر ما.

هر چه تو كردی باقی بر ما.

به خود كردی نه برای ما!

:: گزیده ای از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

:: دانلود كتاب با فرمت pdf





برچسب ها :
مناجات ,  متن ادبی ,  کتاب ,  دانلود , 

ما خستگان کویت ،در عین عشق ماندیم

در حسرت نگاهت ،یک جرعه از کلامت

در اقیانوس اسلام ،دنبال آب گشتیم

بی آبرو و مستیم ،بپذیر این ارادت





برچسب ها :
دل نوشته ,  شعر ,  متن ادبی ,  دو بیتی , 

گریه بر شهید شرکت در حماسه او

و هماهنگی با روح او

موافقت با نشاط او

و حرکت در مسیر موج اوست

تقدیم به روح پاک استاد شهید ،شهریاری

:: مرتضی مطهری





برچسب ها :
شهید مطهری ,  مقاومت ,  شهید ,  متن ادبی , 

منم سرگشته حیرانت ای دوست      

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

خلیل آسابه شوق وصل كویت        

نهم سربرسرپیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده             

میان شعله ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت            

وجودم را زغم ویرانه کرده

من آن آواره بشكسته بالم              

 ز هجرانت بتا رو بر زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها              

پریشان گشته شد یکباره حالم

سحرسربرسرسجاده كردم             

دعایی بهر آن دلداده کردم

زحسرت ساغر چشمانم ای دوست   

 لبالب یكسره از باده كردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟                 

زهجر یار تا کی داغ داری؟

بگو تا کی زشوق روی لیلی             

 تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم                

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت           

درون سینه آسایش ندارم

زهجرت روز و شب فریاد دارم            

زبیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود                

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟               

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم                 

عزیزم دارد این دل هم خدایی

:: دانلود سرود زیبای " منم سرگشته حیرانت ای دوست " با صدای حسین کشتکار بوشهری

:: آهنگساز و تنظیم بهنام صفوی

:: شاعر:آقای محمود موجی





برچسب ها :
منم سرگشته و حیرانت ای دوست ,  شعر ,  دانلود ,  متن ادبی , 

نه چنان است که خلقى چشم انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) و عملى گشتن وعده هاى الهى به دست او باشند ولى او خود بى خبر از این همه اشتیاق، رها از هر دغدغه اى، گوشه آسایشى براى خویش گزیده و نسبت به درد و رنج و شکنج شیعه و یارانش بى تفاوت و بى احساس، روزگار غیبت را سپرى سازد!
او علاوه بر آنکه از اوضاع و احوال منتظرانش آگاه است. [1] و در مراعات حال آنان کوتاهى نمى کند و یادشان را از خاطر نمى برد [2]، خود نیز در حالت انتظار به سر مى برد.
او چشم انتظار اذن خداست [3]، تا از پرده غیبت بدر آید و خورشید جمال خویش را بى هیچ حجابى به جهانیانِ در ظلمت نشسته بنمایاند.
او چشم انتظار فرمان پروردگار است [4] تا با سلاح عقل و علم و عطوفت ـ و نه با شمشیر فقط ـ همه دلها را مسخّر خویش گرداند و همه سرزمینها را به زیر سلطه دین و عدالت در آورد.

او چشم انتظار آسایش دوستان و موالیان خداست. [5] تا در سایه حکومت توحیدى او از رنج انتظار بیاسایند و از فتنه هاى دوران غیبت رهایى یابند و با استمداد از علم و عدالت او قلّه هاى کمال را یکى پس از دیگرى در نوردند.
همین چشم انتظارى هاى امام زمان(علیه السلام)است که نیمه شب ها خواب را از چشمان مبارکش مى گیرد و اشک سوزانش را برگونه هاى مقدّسش جارى مى سازد و ناله و ندبه اش را باعث مى گردد.
«اللّهمَّ طال الانتظار، و شَمُتَ بنا الفجّار، وصَعُبَ علینا الانتصار.» [6] «بار خدایا ! انتظار طولانى شد و مورد نکوهش کافران قرار گرفتیم و یارى نمودن ما یکدیگر را، مشکل گردید.»

پی نوشت ها :


[1] ـ « انّا یحیط علمنا بأنبائکم ولایعزُبَ عنّا شىٌ من اخبارکم». بحار، ج ۵۳، ص ۱۷۵.
[2] ـ مدرک پیشین.
[3] ـ خدایا بر مهدى(علیه السلام) درود فرست که قیام کننده به امر تو و نهان شده در میان خلق تو و منتظران اذن توست (والمنتظر لاذنک)، بحار، ج ۹۹، ص ۱۰۲.
[4] ـ «اللّهم صلّ على ولیک المنتظر أمرَکَ» خدایا بر ولیّت که منتظر فرمان توست درود فرست (بحار، ج۹۱، ص ۱۷).
[5] ـ خداوندا بر ولیّت امام زمان(علیه السلام) که منتظر فرج و آسایش اولیاى توست درود فرست (مدرک پیشین).
[6] ـ بحارالأنوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۳.


منبع: www.sibtayn.com





برچسب ها :
منتظر و منتظر ,  انتظار ,  متن ادبی ,  شیعه ,  کتاب , 
یک عده معنای انتظار وجود مبارک حضرت امام زمان اوراحنا فداه را درست معنا نکرده اند و گفتند امام زمان باید بیاید و  اصلاح کند، در حالی که وجود مبارک امام صادق صلوات الله علیه طبق حدیثی که مرحوم محدث قمی در جلد دوم سفینه در بحث هدی و هادی و مهدی در لقب پر برکت حضرت امام مهدی سلام الله علیه نقل می کند، فرمود : انتظار این است که خودت را آماده کنی ولو بسهم!” یک کسی که بسیجی نیست، اهل تیر اندازی نیست، و بسیجی فکر نمی کند، او هرگز منتظر امام زمان نیست! فرمود: والیعد احدکم قبل  خروجه ولو بسهم ،(آنجا حضرت را به اسم ظاهر برده که ما الان به ضمیر تعبیر می کنیم). دارد انتظار را معنی می کند، می گوید: وظیفه منتظران این است که ولو به اندازه یک تیر که شده، آماده باش!
 خب حالا اگر کسی اصلا تفکر بسیجی ندارد، این فقط دعا می خواند؛ این اگر هم حضرت ظهور بکند، حرف بنی اسرائیل را می زند که ” اذهب انت و ربک فقاتلا، انا هاهنا قاعدون”. چون حضرت غائب است، به حضرت ایمان دارد، حضرت ظهور بکند می گوید: بیا، نه بشین!
سرّش این است که الان ما باید درست بفهمیم، به سوء اختیارمان خودمان را به غفلت نزنیم، بفهمیم و بفهمانیم که معنای انتظار این است. خب اگر معنای انتظار، روایات انتظار، وظیفه منتظران را وجود مبارک امام صادق(ع) معنا کرده ،(انتظار را معنا کرده)به مسلح بودن!
این دعای فرج یک دعای سهل التلاوه ای ست که ما می خوانیم، خب به جلد دوم سفینه مراجعه کنید، در باب هَدی مراجعه کنید، لقب پر افتخار مهدی سلام الله علیه آنجا که آمده، در آنجا در معنای انتظار، وظیفه منتظران در عصر غیبت، روایتی از وجود مبارک امام صادق سلام الله علیه نقل می کند: والیعد احدکم قبل  خروجه (که به اسم ظاهر نام می برد) ولو بسهم! اگر این کار را کردید، ما امیدواریم که ذات اقدس اله توفیق بدهد حالا در پای رکاب حضرت باشید یا در رجعت ظهور بکنید و  مانند آن،؛ این وظیفه منتظران است!
ما مشکل برداشت صحیح داریم از یک سو، و ممکن است خدای ناکرده اسلامی حرف بزنیم ولی اسرائیلی فکر بکنیم از سوی دیگر؛ و بعد بگوییم ما منتظریم!
اگر فکر ما این است که حضرت بیاید و برود اصلاح کند، این اسلامی حرف زدن و اسرائیلی فکر کردن است. خب آنها چه می گفتند؟! آنها به موسای کلیم می گفتند:” اذهب انت و ربک فقاتلا، انا هاهنا قاعدون” آن(کسی)که اصلا با جنگ درگیر نیست،  آن(کسی)که هشت سال بمباران شده است این کشور؛ و مرز و بوم این کشور آسیب دید، این کاری به این حرفها ندارد، این سکولار فکر می کند! این که منتظر امام زمان نیست! این برای همیشه می خواهد حضرت غائب باشد نه اهل قیام! به دلیل اینکه اگر امام صادق است که انتظار را معنا کرده، یعنی انتظار این همه فضیلت برای آن ذکر شده است، اما معنا نشده باشد؟!
افضل اعمال امت انتظار فرج است، ولی انتظار فرج معنا نشده؟!
:: منبع: تفسیر آیات ۱۰۲ تا ۱۰۵ سوره اعراف/ آیت الله جوادی آملی



برچسب ها :
آیت الله جوادی آملی ,  معنای واقعی انتظار ,  انتظار ,  بسیجی ,  متن ادبی , 

شاید کلید رسیدن به تو عاشق تر شدن باشد

معادلات راه تو زمینی نیست این را همت و آوینی می دانستند

راه تو راه ولایت است ،راه شهادت است

عشق را جز با ایثار نمی توان اثبات کرد

خدایا توفیق ایثار در راه ولایت را به تمام رهپویان وصال عطا کن.

آمین یا رب العالمین





برچسب ها :
آقا امام زمان ,  متن ادبی ,  درد و دل ,  شیعه ,  شهید , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |