دردم مداوا میکنی مثل همیشه

عقده ز دل وا میکنی مثل همیشه

آیینه زیبا می شود با یک نگاهت

دل را تو شیدا میکنی مثل همیشه

دروازه لطف و کرم را می گشائی

وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه

از گوشه چشمت کرم می ریزد آقا

از بس که غوغا میکنی مثل همیشه

پرونده اعمال ما گرچه سیاه است

می دانم امضا میکنی مثل همیشه

دل مرده ام اما تو با یک گوشه چشمی

کار مسیحا میکنی مثل همیشه

بهر ظهور خود چرا ای یوسف عشق

امروز و فردا میکنی مثل همیشه

تو مثل بابایت علی غمهای خود را

با چاه نجوا میکنی مثل همیشه

تو مثل زهرا مادرت از بس که خوبی

با ما مدارا میکنی مثل همیشه

شبهای جمعه کربلا همراه مادر

تو روضه برپا میکنی مثل همیشه

:: سید مجتبی شجاع

....

رسیده‌ام به چه جایی... کسی چه می‌داند

رفـیــق گـریـه کجایی؟ کـسی چـه می‌دانــد

میـان مـایی و با مـا غـریبه‌ای ...افسوس

چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه می‌داند

تـمـام روز و شبـت را همـیشه تنهایی

«اسیر ثانیه‌هایی» کسی چه می‌داند

بـرای مـردم شهـری کـه با تو بد کردند

چگونه گرم دعایی؟ کسی چه می‌داند

تـو خـود بـرای ظـهـورت مـصـمـّـمی اما

نمی‌شود که بیایی کسی چه می‌داند

کـسی اگر چه نداند خدا که می‌داند

فقط معطل مایی کسی چه می‌داند

اگـر صحـابـه نباشد فـرج که زوری نیست...

تو جمعه جمعه می‌آیی کسی چه می‌داند

::‌ کاظم بهمنی

...................................................

پی نوشت 1:

می بینی؟ می بینی چه طور شده جاپای هیشکی سالم باقی نمونده؟جاپای کی سالم مونده که مال تو بمونه؟ جاپای مردم که لازم نیست باقی بمونه.جای پا مردم بایس راه رو واز کنه.مهم اینه که راه واز شه ،که جاده ای رو برف ها کوبیده بشه.جاده که واز شد ،دیگه جاپا به چه درد می خوره؟مال تو هم همین طور.گیرم که جاپات گم بشه ،اما عوضش جاده واز شده ،جاده ای میون برف ها ...

گوشه ای از کتاب جای پا ،اثر جلال آل احمد

عکس نوشت 1:

سینه ی پاره پاره ات می دانست ؛چقدر خونین نفس می کشی.کربلا مانده بود و غربت زینب.تشنه محرم ام.این روزها هیچ واژه ای برای من راحت تر از "ثارالله" هجی نمی شود.

خون خدا

پی نوشت 3:

پروردگارا با گناهى زیاد، از تو كه لطف و كرمت را نهایتى نیست، تقاضاى عفو و بخشش دارم و الهى بنده‌اى كه تحمل از دست دادن یك دست را ندارد چگونه بر آتش دوزخت توان دارد، خدایا توبه‌ام را بپذیر و از گناهانم بگذر كه غیر از تو كسى را ندارم و غیر از تو امیدى ندارم...

گوشه از وصیت نامه شهید علیرضا موحد دانش

پی نوشت 4:

حیای زن برایش عزت است تا در پی مرد نرود و خود را مبتذل نکند . ویلیام جیمز! 

  • عکس نوشت 2:

    کاش می شد که علمدار حرم می ماندی

    کاش می شد که علمدار حرم می ماندی

    :: عکس نوشت 3:

    چفیه ها هم به انتظار آمدنت نشسته اند.

    چفیه





    برچسب ها :
    کاظم بهمنی ,  سید مجتبی شجاع ,  شعر انتظار ,  موعود ,  منجی ,  مهدی(عج) ,