تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است - مطالب ابر درد دل
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
روح الله ویَّاک ییُمه الدنیا ماترحم
برو خدا به همراهت ای جان مادر که دنیا بیرحم است

بِالدنیه شِترید إذا أولها تتیتَم
از این دنیا چه سود که هنوز نیامده یتیم شدی

ماکو غیر الجروح اسمع جلمتِی وروح
غیر از درد چیزی ندارد ...حرفم را بشنو و برو

یَامَحسِنْ ثَالِث الْحَسنِینْ أَسمَکْ .. یَابَضْعَة فَاطمه وأُمَکْ تِکَلمَکْ
ای محسن که سومین حسنین منی ....ای جگر گوشه فاطمه مادرت با تو حرف دارد

إّذا عًمری تِریدَه الْعُمرَ أَسَلمَکْ .. لّجِنْ یَاولیدِی مَاراح أَبْقَى یَمَّکْ
اگر زندگی ام را بطلبی تمام سالهای زندگانیم را به تو میدهم ...ولی چه کنم پسرم که زود از پیشت خواهم رفت

مِثَلْ هَالدنیا لاتْصَدَقْ ترحمَکْ .. لَونْ بِیها رَحَم جا رحمت أُمَکْ
هرگز باور نکن که این دنیا به تو رحم کند.... که اگر داشت به مادرت رحم میکرد

بِالدنیا أولاد یظلمونا وظیفتهم .. شما جرا مصاب أساسه من سقیفتهم
در این دنیا کسانی هستند که احساس وظیفه شان به ما ظلم کرده....وهر چه مصیبت کشیدیم از جلسه سقیفه آنهاست

مِنهُم قَلبِی مَجروح .. اسمع جلمتی وروح
قلبم از انها زخم دیده است ... حرفم را بشنو وبرو

إِلَکْ خَلْ أَحجِی یَآ آخِر بِنینِی .. شترید بدنیا مارحمت حنینی
بگذار برایت بگویم ای فرزند آخرم .... از این دنیا چه سود که به اشتیاقم برای دیدنت رحم نکرد

بعدنی بزُغری وبزَهوة سنِینِی .. الضِلَعْ مِتْکَسِر ولَطمَه على عِینِی
در سر آغاز زندگی ودر عنفوان جوانی ام ....پهلویی شکسته وسیلی ای بر گونه برایم به جا گذاشته است

صَحَتْ مِن سَقَطوک بکِلْ وَنِینِی .. یَقَعْ قَلبِی ولایوقَعْ جِنینِی
هنگامی که تو را سقط کردند با تمام وجودم فریاد زدم.... که ای کاش قلبم از کار بیفتد ولی جنینم سقط نگردد

مِنْ فَکرت بِیکْ قِلَتْ اسبقنِی للجنَّه .. بِالدنیا لاتعیش یتیم وتِکبَر الونّه
به تو که فکر کردم گفتم که زودتر از من وارد بهشت شوی ....تا در این دنیا یتیم زندگی نکنی و غصه ام بیشتر نگردد

قَبلِی سَلَّم الروح اِسمَع جِلمتِی وروح
قبل از من جان بده... حرفم را بشنو وبرو

یَاوردَه انْقِطْعَتْ بِین الریاحِینْ .. قَبلْ مِیلادَک اِتْعنَّى لک البِینْ
ای گل گلچین شده از میان گلها... جدایی قبل از آمدنت به استقبالت آمد

جَدَلْ خَل نِفترضْ لَو عایش سنِینْ .. الدنیا تراقبک ماتغمض العِین
به فرض اگر سالها هم زندگی میکردی... این دنیا یک لحظه نیز از تو چشم برنمیداشت

مصِیرک بیها بَس واحِد مِن اثنِین .. لَو مِثلَ الحَسَن لو مِثلَ الحسِینْ
سرنوشتت در آن تنها به یکی از این دو ختم میشود....یا مانند سرنوشت حسن (ع) یا حسین(ع)

لَو عِمرک یطول یَیُمه ومامِتت بِالسَم .. وی نَحر الحسِین وریدَکْ لاتِظَنْ یَسلَمْ
ای جان مادر اگر زندگیت ادامه داشت و با خوردن سم پایان نمیافت... مطمئناً به همراه بریده شدن سر حسین(ع) رگ گردن تو نیز در امان نمیماند

توقع یُمه مذبوح اِسمَع جِلمتِی وروح
سر بریده رها میشدی...حرفم را بشنو وبرو

بِالطف لوتِعیش تأَدِی بِیعَه .. رخِیصَ الدَّم لَابو الیَّمه تبیعَه
اگر در کربلا بودی با حسین بیعت میبستی... خونت را در راه حسین میبخشیدی

قَبل مَاجِثَتَکْ توقَع صریعَه .. بدورَک تِکفَلَ الحُرَّة الوَدِیعَه
قبل از اینکه جسمت بر زمین افتد... زینب آزاده بردبار را به نوبه خود حمایت میکردی

لَأجِلْهَا تْغَرِّق الطَف بِالشَریعَه .. تَالِی توقَعْ جفوفَک قطیعَه
به خاطرش کربلا را در آب فرات غرق میکردی.....ودستانت بریده شده بر زمین می افتاد

خَل یَاخِذ الدور أَخوک اِلـ مابَعَد شِفتَه .. الـ یَّتْسَمَى عَبَّاس وَهوالـ یَّتْکَفِلْ بأختَه
بگذار برادر ندیده ات نقش تو را ایفا کند ... او که اسمش عباس است و حامی خواهرش

بعینه ثارک یلوح اِسمَع جِلمتِی وروح
در چشمانش خونخواهی تو نمایان است ..حرفم را بشنو وبرو

أَرید بْموتَتَکْ یَم عتبَة الدار .. أَواسِی حسین حینَ بطفله یَحتَار
میخواهم با مرگت در درگاه در....حسین را هنگامی که با کودکش سرگردان شد همراهی کنم

أشوف لکربلا بعیونک آثار .. مِثَل عَبدالله بس النبله بِسمار
از کربلا در چشمانت نشان میبینم...مانند شهادت عبد الله ولی به جای تیر میخ در جانت را گرفت

بِجیت على المِصاب مابعد صار .. مِثل بابِی وخیم قلبِی اشْتَعَلْ نَار
بر مصیبتی که هنوز واقع نشده گریه کردم...مثل درب خانه خیمه های قلبم آتش گرفتند

ابجِی على طفلین ولایبرد جَمر قَلبِی .. مِن هایَ الأحزان أَنوح وأَشْتِکِی لربِی
بر دو کودک گریه میکنم و آتش قلبم آرام نمیگیرد...از این اندوه ها به خدا شکایت میبرم

أدعِی ودمعِی مَسفوح اِسمَع جِلمتِی وروح
دعا میکنم و اشکم روان است... حرفم را بشنو وبرو

کًلْ شِی عمره یَخلَص حَتى لَو طَآل .. فَقط وَجه الله باقِی بْحُکم الآجَآل
هر چیزی فانی است حتی اگر عمرش طولانی باشد....تنها خداست که باقی است و میماند

مِن اقَلَّک روح موبَس جِلمَه تِنْقَالْ .. أنَا أدرِی الموت أرحَم بکِلَّ الأحوال
وقتی میگویم بروی تنها کلمه ای گفتنی نیست .... زیرا میدانم که مرگ بارها بهتر است

إلَّا یکون تِحمَلْ سبِی العیَال .. تِنْظَر وَقْفَة أختَکْ بینَ ألرجَالْ
مگر اینکه طاقت اسارت کودکان را داشته باشی....ایستادن خواهرت را بین نامردان ببینی

أرحَم لک تموت ولَا تِنظر وَضِعْ زِینَبْ .. سبِی ودَواوین شِماتَه وحُرَّة تِتغَرَّبْ
مرگ برتو آسانتر از دیدن وضع زینب است.... اسارت و دادگاه و دشمن شادی و غریبی زینب را

زِینَبْ تِبجِی وتنوح اِسمَع جِلمتِی وروح
زینب گریان ونالان است.. حرفم را بشنو وبرو

بْسَکوتَکْ یَابنِی صِرتَ أَسمَعْ جَوابَکْ .. أَودْعَکْ وَالمَهَدْ أَصبَح تُرَابَکْ
پسرم با سکوتت جوابت را میشنوم.... با تو وداع میکنم و میدانم که گهواره گور تو شد

عَلى الْعَتْبَه کْتَبِتْ قِصَّة عَذابَکْ .. شَهِیدَ بروحتَکْ وَالجِنَّه بَابَکْ
بر در گاه در قصه عذابت را نوشته ام....با رفتنت شهید شدی و بر بهشت وارد شد

یَامحسِن لاتِظَنْ هِیَّنْ مصابِک .. أعیش أیامی مِتْلَهفَه بغیابَکْ
محسنم فکر نکن که مصیبت تو بر من آسان است...روزهایم در نبودت و شوق دیدارت سخت میگذرد

بِسْ باقِی أیَّام نِعَذبها بمدامعنا .. یَیُّمَه والموت عقب فرقتنا یجمعنا
ولی روزهایی در انتظار ماست که ازچشمه اشکمان در سختی وعذابند... ای جان مادر بعد از جدایی مرگ ما را دوباره جمع میکند

موعد یکتبه اللوح اِسمَع جِلمتِی وروح
این قراری است که در لوح مکتوب است .. حرفم را بشنو وبرو

:: علی السقای




برچسب ها :
درد دل ,  حضرت محسن(ع) ,  فاطمه زهرا(س) , 

:: لینک دانلود
:: لینک نوشت :
خواب پیامبر (ص) درباره ایرانیان
:: مختارنامه ...
مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم،
وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.




برچسب ها :
دانلود ,  نوا ,  مناجات ,  انتظار ,  جمعه های انتظار ,  درد دل , 
نقص کار کجاست؟چرا این همه لغزیدیم ،که این همه تنزل کردیم ،و الان تو این حالتیم.خیلی وقتها اشتباه می کنیم و خیلی از چیزهایی که ساختیم یا برامون ساختن ،تو یک چشم به هم زدن فرو می ریزه.
گاهی وقتها یه فریب پشت مسئله بوده ،یا یه تردید ،یه دو راهی که باید ازش سربلند رد می شدیم.اشتباه کردیم.خیلی راحت اشتباه کردیم.اشتباهاتمون رو با یه لبخند و یک سر تکان دادن بستیم به جوونیمون و هر روز با صد تا استدلال توجیهشون کردیم.
فکر می کردیم که عقل کلیم و باید تئوری هایی رو که بادها برامون می آرن! عملیاتی کنیم.نشستیم واسه خودمون بریدیم و دوختیم و انجام دادیم ولی نشد.کار برعکس شد.چیزی که موند ،اهانت بود و تنفر و ...
ولی خوب لطف خدا بود ،خانواده بود.تکیه کردیم بهشون و بلند شدیم.اومدیم نشستیم ،گفتیم بهشون درباره این مسئله با ما صحبت نکنید.ما خودمون می دونیم چی به صلاحمونه.و دیوارهای احترام رو هر روز تخریب کردیم و دیوارها کوتاه تر شدن.دیوارهایی که محافظ خودمون بودن.
زمان که گذشت فرق کردیم ،خیلی فرق کردیم.خیلی چیزها رو نمی شد تغییر داد.ما سعی کردیم کاری بکنیم که در حد اون نبودیم.الان می دونیم اشتباه کردیم.ولی کی رو داره برگرده؟ کی می تونه برگرده بگه اشتباه کردم.
الان حتی روی برگشت نداریم.برگردیم و بگیم به خونواده هامون ،ما اشتباه کردیم.شما راست می گفتین.
ای کاش حداقل این تفکراتی رو که الان به دست آوردیم و اسمش رو گذاشتیم بصیرت و ولایت پذیری ،قبل از اشتباه کردن درصدی از اون رو داشتیم.

...
.........................................
:: پی نوشت 1:
نوشتار بالا واسه دل خودم بود.اینجا گذاشتم که شما هم بخونین.شاید بتونید واسه خودتونم تعمیمش بدین.
:: پی نوشت 2:
چرا نسل ما باید وارث "همت" ها باشه ،چرا ما باید بشیم ادامه راه باکری و خرازی و باقری؟ ما نسل بی بصیرت که یه عمره چشمامونو بستیم نشستیم جلو مانیتورامون و داریم حماقت می نویسیم اونم با ه دو چشم.جاهایی می ریم که جای ما اونجا نیست.کارهایی انجام می دیم که در شأن ما نیست.حد و حدود همه چیز رو فراموش می کنیم و مسائل مختلف رو همچین با هم قاطی می کنیم که خودمون هم داخلش گم می شیم.
این قدر پرداختیم به جزئیات که اصول کنار رفتیم.این قدر ابزارها برامون هدف شدن که راه مون رو فراموش کردیم.این روزها بیش تر از همیشه بصیرت لازم داریم تا بتونیم انتخاب های بزرگ داشته باشیم.ولی ...
:: پی نوشت 3:
این روزها من هیچ چی نیستم ،جز یه موجود گیج و گم شده که با تمام وجود شرمنده رهبرش شده.شرمنده شده.شرمنده شده.شرمنده شده

کلیک کنید
:: پی نوشت 4:
امام جواد  :   
المؤمنُ یَحتاجُ إلى تَوفیقٍ مِن اللّه ِ ، و واعِظٍ مِن نَفسِهِ ، و قَبولٍ مِمَّن یَنصَحُهُ ( تحف العقول ، ص 457)
 مؤمن به توفیق خدا و داشتن پند گویى درونى و خوى نصیحت پذیرى از كسى كه او را نصیحت مى كند، نیاز دارد.




برچسب ها :
شب نوشت ,  درد دل , 
امشب              
آرزویی ندارم بجز ظهور تو                    
اینک                  
لحظه لحظه انتظارت را             
به قیمت تمام تنهایی های دنیا خواهم خرید                   

مولایم صاحب الزمان
........................................
:: پی نوشت :
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی‌تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد .در واقع پروانه ناچار شد همه عمررا روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد. گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می‌کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می‌شدیم - به اندازه کافی قوی نمی‌شدیم و هر گز نمی‌توانستیم پرواز کنیم.
منبع : نرم افزار نیش ها و نوش ها سایت اسک دین دات کام
:: دل نوشت :
خدا یا شکرت
به خاطر تمام چیزهایی که ندادی
چون مال من نبود
و تمام چیزهایی که دادی
و الانم مال توئه ولی دست منه




برچسب ها :
انتظار ,  عشق ,  درد دل , 
تقدیم به پیشگاه آقا امام زمان (عج)

فاطمیه ،برد من را مادرم ،از کجا باید نوشت؟
امتداد این سخن ،از کربلا باید نوشت
درد پهلوی شکسته را ،حسین فهمیده بود
از سقوط خیمه ها ،از نیزه ها باید نوشت

قلب من آسوده نیست ،با من مدارا می کند 
باز هم از هر دری ،میخ را وا می کند 
شب دراز و کوچه تاریک ،اینها افسانه نیست 
آن چه در با مادرم زهرای تنها می کند 
............................................
:: پی نوشت :
پاکدامنی هرکس به اندازه غیرتش است یعنی
آدم هایی که عفت ندارند ، مردانی که بی عفتند ، بی غیرتند .
آدم بی عفت که نسبت به ناموس دیگران عفت ندارد ، اگـر
خودش نسبت به ناموس خودش غیرت میداشت محال بود که عفت نداشته باشد .
هرجا که شما آدم ناپاک و بی عفتی پیدا کردید بدانید که
حس غیرت نسبت به ناموس خودش هم در او مرده است .
"شهید مطهری  ،فلسفه اخلاق ،ص ۱۲۸"





برچسب ها :
فاطمیه ,  زهرا(س) ,  دل نوشته ,  درد دل , 
تمام فعالیت های فرهنگی ای که من و امسال من شروع می کنیم شاید در ظاهر خوب باشن ولی با اشکالاتی هم همراهن ،اشکالاتی که شاید ندونیم و به کارمون لطمه بزنه.دوستان هم کم لطفی می کنن و به دلائل مختلف مشکلات حقیقی ما رو بهمون گوشزد نمی کنن.
خیلی ها به ما خرده می گیرند که چرا شما فعالید و کار فرهنگی می کنید ؛شمایی که نه رشته تحصیلیتون به فعالیت های فرهنگیتون مربوطه و نه ظاهر و تیپ فرهنگی دارید.در جواب این دوستان باید بگم چون شما عرصه رو خالی کردید که ما فرصت بروز پیدا کردیم.اگر شما نقائص و ضعف های فرهنگی رو برطرف می کردید ؛و به اندازه کافی فعال بودید این حفره های فرهنگی به وجود نمی اومد.اگر کمی با انصاف باشیم باید قبول کنیم خلاء های فرهنگی بسیاری در جامعه هست و از همه مهم تر در شرایطی قرار داریم که از همه جهت احساس نیاز می شه به رسیدن به یک حدی از تکامل فرهنگی در جامعه.
بسیاری از افرادی که دوست دارند در رویه گذشته خودشون تجدید نظر کنن و در مسیر فطرت خودشون قدم بردارن؛اغلب ترس دارند از اینکه دوستان قبلی خودشون رو از دست بدن ،ترس دارن از این که حمایت های گذشته رو دیگه نداشته باشن.ولی به نظر من هر تاوانی هم که بدن ارزششو داره که به این سمت بیان ،و آسیبها و برچسب ها رو به جون بخرن.
احتمال داره در شخصیت افرادی که می خوان در مسیر حقیقت فطری خودشون قرار بگیرن(خصوصا در دوران جوانی) ،تضاد ها و تعارض هایی دیده بشه.ولی خوب تعارض برای رشد لازمه و تا ابد هم ادامه پیدا نمی کنه ،تا زمین به خودش زمستان نبینه بهار اتفاق نمی افته.تا زمستان نکشیده باشیم قدر بهار رو نمی دونیم.بهار ما وقتی اتفاق می افته که به فطرت خودمون برگردیم.با ادراک و معقولانه بپذیریم اشتباهات گذشته خودمون رو ،و معقولانه تر و در ابعاد اجتماعی تری پیش ببریم مسیر تکامل بشری رو.
ما داشته های بسیاری داریم.محبت ائمه اطهار (ع) از بزرگترین این داشته هاست که می تونیم با استعانت به اون خودمون رو در مسیر رسیدن به بهار قرار بدیم و وقتی در مسیر قرار بگیریم بزرگترین افسوسی که خواهیم خورد ؛این خواهد بود که چرا این قدر دیر به این مفهوم رسیدیم.و چرا اشتباهاتی رو انجام دادیم که ما رو از رسیدن به این مفهوم جدا کرد.

..........................................................................
:: دل نوشت :
مولای ما ،نظری کن به سوی دیده ما
که دوباره جان گیرد این قامت تکیده ما
از بوی گناه ،مشاممان پر شده است
شاید این باشد آن ،دردِ نهفته ما

جمکران من
:: پی نوشت 1:
امام جعفر صادق (ع) :
هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند ، از کسانی است که ایمانش کامل است .
:: پی نوشت 2:
شاید کمی سطحی نگری ،یا داشتن تفکر غلط از رشد و تکامل یا رفاه طلبی بیش از حد و یا این تصور غلط که مرغ همسایه غازه باعث شده باشه ما ایرونی ها تکامل رو در غرب جستجو کنیم! غربی که فرمول های تکامل رو در اندیشه های دیروز و امروز ما جستجو می کنه.
:: پی نوشت 3:
وظیفه یک شیعه خیلی کلیدی ،مهم و تاثیر گذاره ،شیعه یعنی یک دنیا معرفت بی دریغ ،معرفتی که دنیا تشنه اونه و باید بهش عرضه بشه.تا کی باید صبر کنیم چرا اونی که معارفشو در دنیا نشر می ده ،ما نباشیم؟
:: دانلود :
دانلود نرم افزار تقویم  باد صبا با فرمت apk برای سیستم عامل آندروید ،همراه با ویجت و قابلیت های متنوع
برای دانلود کلیک کنید
:: عکس نوشت 1:
حول حالنا الی احسن الحال
کلیک کنید
:: پی نوشت 4:
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ
که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می‌شوید (تا به کمال برسید).
سوره انشقاق آیه ﴿١٩﴾ 
:: پی نوشت 5:
امام علی (ع) فرمود:
ما أسرَعَ السّاعاتِ فِی الیَومِ ، وأسرَعَ الأیّامَ فِی الشَّهرِ
چه با شتاب و سرعت می گذرد، ساعت ها در روز، روزها در ماه
وأسرَعَ الشُّهورَ فِی السَّنَةِ وأسرَعَ السّنینَ فِی العُمرِ!
و ماهها در سال، و سال ها در عمر آدمی
:: عکس نوشت 2:
مپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزمودند ...
شهید آوینی




برچسب ها :
بهار ,  فرهنگ ,  دغدغه های فرهنگی ,  درد دل , 
همیشه از شخصیت های مستقل خوشم می اومد.خصوصا مستقل های رو به جلو و محترم.تو تفکرات خودم آدمهایی از این جنس رو نام گذاری می کردم "مستقلات خوش خیم".همیشه دوست داشتم مثل این جور آدمها باشم.نمی دونم شاید جوری تربیت شدم که این طور فکر می کنم ،در هر صورت همیشه احترام خاصی قائل بودم به این طرز تفکر.
نمی خوام اسم بیارم ولی چند تا وبلاگ رو می خونم که یه همچین تفکراتی دارن.انسان هایی که با نوشتن دوست دارن مشکلات رو حل کنن.رک هستن و هر از چند گاهی با نوعی ترول وری قصد دارن ناهنجاریها رو گوشزد کنن.تا شاید کسی حرکتی بکنه و شرایط فعلی به سمت سالم سازی هر چه بیشتر پیش بره.
به نظر من نوشتن بهترین مشغولیتی هست که این دسته افراد به سمتش کشیده می شن.همیشه قلم نتیجه می ده ،قلمی که حقیقت بدون عقده بنویسه و دلی کار کنه.ولی اون دل باید یه دل بی کینه باشه.
شما هم شاید احساس وظیفه کنید و وارد عرصه بشین یا بگید "افکار منتظر نمی مونند" ؛این خیلی خوبه.برای انسان های اهل تفکر کمی بیخیال نشدن لازمه. اگه درک نمی شید ؛شاید نمی خواید هم رنگ جماعت بشید ؛با احترام و بدون نیش و کنایه حرف بزنید ؛حرفاتون نتیجه می ده.شاید زمان بر باشه ولی یه روز صداقت نتیجه می ده.
این رو باور کنیم که نوشته هایی که زیاد خونده می شن.فیلم هایی که زیاد دیده می شن ،عموما اون هایی نیستن که ارزش دارن.اگه نام ها رو حذف کنید و دلسوزانه بخواید دردهایی رو درمان کنید.می تونید.یکم اون خشم بی نتیجه رو از خودتون دور کنید.
آدم های احساسی سخت مستقل می شن ؛ولی اگه مستقل باشن و بتونن خودشون رو کنترل کنن ؛کاراشون خوب نتیجه می ده
..........................................................
:: پی نوشت 1 :
گوشه ای از متن ترانه  Number one for me  ماهر زین تقدیم به تمام مادر هایی که فرزندانشون حالا دیگه بزرگ شدن
I will use every chance I get
To make you smile
Whenever I'm around you

Now I will to try to love you
Like you love me
Only God knows how much you mean to me

Oooh
If I could turn back time rewind
If I could make it undone I swear that I would
I would make it up to you
Oooh
If I could turn back time rewind
If I could make it undone I swear that I would
I would make it up to you
:: پی نوشت 2 :
خیلی خوب و دل انگیزه وقتی با خیال راحت می ریم سر کلاسا و دوستای خودمون رو می بینیم و باهاشون خوش و بش می کنیم.ولی وضع توی غزه طور دیگه ایه.
کلاس درس غزه





برچسب ها :
دل نوشت ,  درد دل , 
از وقتی که یادمه تو غربت زندگی کردم.این غربت همیشه با من بوده فقط جنس و مکانش فرق کرده.یادمه از بچگی مادرم بهم می گفت هر وقت دلتنگ شدی یاد دلتنگی فرزندان اسیر ابا عبدالله بکن.هر وقت توی غربت دلت گرفت.یاد مصائب زینب و غربتش توی شام باش.منم از بچگی با اون تفکرات ناقصم می نشستم معادل سازی می کردم و می دیدم جور در نمی آد.من نمی تونم وسعت اون غم رو درک کنم.نمی تونم تصور کنم خیمه های آتش گرفته و دستان بریده شده ابالفضل عباس (ع) رو.اشک داشتم ولی چه اشکی؟ عزاداری بود ولی با چه بصیرتی؟
محرم ها اومدند و رفتند و من منتظر روزی هستم که درک کنم و بفهمم کاروان اسرا شبانه چه طور و با چه شرایطی وارد شام شدند. حالیم بشه غم شیعه یعنی چی.کم غم نداشتم ولی آیا می رسه روزی که دلم تکانی بخوره و بفهمم وسعت درد کربلا رو؟
این روزها این شعر سهراب رو زمزمه می کنم :
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر صحر نزدیک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای!این شب چقدر تاریک هست
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان اویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غمی هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است

کلیک کنید
...........................................
:: پی نوشت :
امام علی علیه السلام :
ثَمَرةُ التَّفریطِ النَّدامَةُ، و ثَمَرةُ الحَزمِ السَّلامَةُ؛
نتیجه كوتاهى در كار، پشیمانى است و نتیجه دور اندیشى، سالم ماندن.
نهج البلاغه، حكمت 181
..........................................
:: جز لفظ آب حرف دگر در میان نبود ...
آب
....................................
:: در حال تغییر سبک زندگی هستیم ،
کلیک کنید




برچسب ها :
غم نوشت ,  محرم ,  عزاداری ,  کربلا ,  حسین(ع) ,  درد دل , 
 عاشق که می شوی ،عشق تمام محیط را فرا می گیرد ،همه چیز بر مدار عشق جهت می گیرد و تو دیگر اختیاری بر خود نداری.باید خود را سازگار کنی و حرکت کنی.عاشق بر مدار عشق ،به سمت معشوق حرکت می کند و تمام تعلقات مادی فقط وقتی موثر می شوند که او را به سمت معشوق حرکت دهند.
عاشق واقعی در وسیله نمی ماند و برای او شعر ،زمان و اصوات و هجاها همه ابزارند.او از تمام این ها دل می کند. پرهیز لازمه خودسازی است.دل کندن عاشق دلیل بر بی خیالی و بی احساسی نیست.بلکه اثبات اشتیاق به معشوق است.
عاشق کریم است و کرامت دارد.خصلت کرامت او در تمام مراحل پیمایش مسیر عشق متجلی است.عاشق از در راه ماندگان دستگیری می کند و لازمه ادامه راه همین دستگیری است.
عاشقی اگر به قصد قربت باشد خطا و لغزش و کج روی نمی پذیرد.روزگار زیبا و انسان ساز عاشقی صداقت  لازم دارد و استحکام اراده.
عاشق باید شاکرترین باشد و هر لحظه شکر نعمت بکند.که شکر نعمت سبب توفیق روز افزون است.
جست و جو در پی او از همگان دورم کرد
همه شب رفتم و آهنگ شبان پیرم کرد
تقصیر خودم نیست منم عاشق او
شکر که این عشق مرا واله و مجنونم کرد
..................................
سپرده بلند مدت :
کلیک کنید
............................
عکس نوشت :
چیز هایی که باید برای شکل دهی هویت انسانی کودکانمان به آنها بیاموزیم.
ما در درجه اول باید به شکل دهی روحی فرزندانمان اهتمام بورزیم.اگر توانستیم هویت انسانی این کودک را از آغاز کودکی شکل بدهیم و خلقیاتی را در آنها بوجود بیاوریم ،این برای همیشه به درد خواهد خورد.عوارضی وجود دارد ،معمولا این عوارض اخلاقیات را تحت تاثیر قرار خواهد داد ؛اما اگر شخصیت کودک از کودکی ساخته و شکل گرفت ،تاثیرات عوارض کمتر خواهد بود و عوامل کمک کننده هم در بین راه کمک خواهد کرد.
کلیک کنید




برچسب ها :
عشق ,  عاشقی ,  دل دادگی ,  درد دل , 
اول نوشت :
چند پست بعد ،یک مناجات از ته دل نوشتم.اونو منتشر می کنم.
خدایا راضیم به رضای تو ...

رجایی
...............................................
:: دل نوشت :
ما را به یک نفس ،ماندن بی عبور دعوت کن
 به هم صحبتی یک سنگ صبور دعوت کن
بوی عطری که می پیچید ،تمام بودن ما را نبود کرد
ما را به یک جرعه از آن جام نور دعوت کن





برچسب ها :
درد دل ,