منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
طی الارض یعنی:« در لحظه ای به هر جای زمین رفتن». طی الارض، امری است غیر عادی و مافوق قدرت طبیعی انسان و انجام آن، برای کسی میسر است که سلسله علل طبیعی را تحت تصرف قدرت خود درآورد. مهمترین مسئله دراین باره کسب معرفت نفس است که انسان بداند می تواند با سیر و سلوک صحیح و مشروع، مظهر تجلی اسما و صفات الهی گردد. برای رسیدن به این معرفت، پاک سازی خود از آلودگی های نفسانی و آراسته شدن به صفات الهی، طبق شریعت الهی، مهمترین کار می باشد.
بر طبق حدیث «قرب نوافل»، انسان می تواند تا جایی پیشرفت کند که خداوند، چشم و گوش و زبان و… او گردد؛ یعنی همه­ی کارهای او الهی شود. البته سلوک در این مسیر حتماً باید با مددگیری از اهل بیت(ع) و تحت اشراف استادی اهل سیر و سلوک انجام شود و به قول شاعر:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن         ظلمات است بترس از خطر گمراهی
آیا طی الارض که بزرگان دینی ما انجام می‌دادند با کاری که بعضی از مرتاض‌ها(رد شدن از دیوار چین) انجام می‌دهند تفاوتی دارد؟ اما طی الارض از این جهت که کاری است که هر انسانی توان انجام آن‌را ندارد با کار مرتاض‌ها فرقی نمی‌کند به طور واضح‌تر اینکه وجه اشتراک طی الارض و کارهای مرتاض‌ها در این است که از دست هر کسی بر نمی‌آید و فقط کسانی که یکسری سختی‌هایی را تحمل کرده‌اند چه انسان خوبی باشند و چه انسان بد به آن دست می‌یابند زیرا ریاضت و نتایج آن، تحت نظام علّی و معلولی قرار دارد؛ یعنی، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ایجاد شد، معلول (تقویت روح در بعدی از ابعاد) نیز حاصل می‌شود.
حال این علّت و معلول، ممکن است در قالب یک نظام ارزشی و الهی شکل بگیرد و یا ممکن است خارج از این نظام باشد. درست مثل یک چاقوی تیز که می‌توانیم در راه صحیح و یا غلط از آن بهره‌برداری کنیم و ممکن است این چاقو از طریق صحیح تیز شده باشد و یا از راه غصبی. بنابراین تقویت روح چیزی شبیه تیز کردن چاقو است. لکن در سایه ریاضت‌های دینی، علاوه بر اینکه نفس انسان قدرتمند می‌شود و او به کمالاتی می‌رسد؛ به سعادت واقعی و جاودان نیز دست می‌یابد. این امری است که با ریاضت‌های غیر دینی حاصل نمی‌شود .
اختلافات بسیاری بین طی الارضی که توسط سلوک عرفانی مذهبی بدست می‌آید با طی الارضی که با ریاضت‌های مرتاض‌های هندی حاصل می‌شود،می‌باشد .
آیت الله بهجت با طی الارض عوالم مختلف را می پیمود
آیت الله حسن منفرد می گوید: به طور کلی کسانی که حرکت به سوی ذات مقدس احدیت می کنند، دارای کمالات معنوی و واقعیاتی می شوند که از همان ابتدا یک مکاشفاتی مربوط به عالم طبع و ماده دارند -مکاشفات مادیه و طبیعیه- بعد از این مرحله که شرطش این است که باید موحد و مؤمن باشد، مکاشفاتی است که برای سالک بعد از عبور از عالم طبع و ماده رخ می دهد.
وی می افزاید: باید سالک الی الله قدرت داشته باشد، به همین خاطر از عالم طبع و ماده بیرون می اید و ورود به عالم مثال پیدا می کند، وقتی که در عالم مثال ورودش حاصل شد، آن وقت مکاشفاتی دارد که آن مکاشفات را علمای اخلاق، علمای حکمت فلاسفه نامش را مشاهدات قلبیه گذاشتند.
آیت الله منفرد با اشاره به اینکه بعد از ورود به عالم مثال و خروج از عالم طبع و ماده در آنجا سالک بعضی از معانی جزئیه را بصورت تجسم می بیند، ابراز داشت: مانند خواب، چطور در خواب انسان صور افراد صور اشیاء را می بیند و درک می کند مسافرت هایش حرکت هایش پروازهایش، آن وقت همین معانی جزئیه را و درک صور جزئیه را سالک در بیداری می بیند، لذا بعد از این سومین مکاشفاتی است که برای سالک دست می دهد و  عالم طبع و ماده، عالم مثال را پشت سر گذاشت، به مرحله بالاتری وارد می شود به نام عالم روح و عقل.
وی ادامه می دهد: در عالم روح و عقل آنچه را که مشاهده می کند که بزرگان نامش را  گذاشتند، مشاهدات روحیه که به وسیله قدرت روح و سیطره او در عالم برایش حاصل می شود، روح قوی و تسلط پیدا می کند و بسیاری از حقائق را مانند احاطه بر خواطر، افکار، طی الارض و طی در هوا و عبور از آتش، اطلاع از آینده، تصرف در نفوس به مرض یا صحت، تصرف در افکار عامه تمام اینها برایش حاصل می شود.
این هم دوره ای آیت الله بهجت با بیان اینکه طی این مراحل برای عارف کامل و انسان کامل اصلاً ارزشی ندارد و  اصلاً برای انسان کامل هدف نیست، اذعان داشت: حالا در همین زمینه بنده خودم با مشاهداتی که داشتم با چشم خودم دیدم، چه حرکت هایی که حضرت آیت الله العظمی بهجت تصرف می کردند در نفوس و کارهای بسیار عجیبی را انجام می دادند، نمونه هایی از آنها را هم خودم دیدم، اما آیة الله العظمی بهجت مافوق اینها بود.
درس آیت الله العظمی بروجردی بود، بعد از درس من تصمیم گرفتم، هرجوری شده خودم را به آقای بهجت برسانم، بعد از درس دنبال ایشان حرکت کردم آمدم گذرخان، از گذرخان هم یک مقداری آمدیم پایین تر، منزل ایشان به اصطلاح یک منزلی بود استیجاری بود مال یک سید بزرگواری بود یک منزل محقّر و حتی خیلی محقّر بود، من دنبال ایشان حرکت کردم با فاصله صد متر تقریباً، همین طور که حرکت کردم یک مرتبه دیدم آقا ایستادند، وقتی که ایستادند از دور به من اشاره فرمودند بیا، همان جا من دیدم ایشان نیازی نیست که سرش را برگرداند پشت سرش را ببیند دیدم برای ایشان دیوار حاجب نیست، خدمتشان رفتم سلام کردم و بعد رفتیم منزل. بعد فرمودند که همین مقدار که حرکت کردی نصف راه را آمدی، نصف راه را هم باید با عمل بیایی و دستوراتی در این زمینه دادند که نصف راه را باید با عمل بیایی.
آیت الله منفرد با بیان اینکه آیت الله بهجت، این عارف عامل کامل مانند اساتیدشان بزرگوارهای دیگر مصداق کلام امیرالمؤمنین هستند، اظهار داشت: امیرالمؤمنین علیه السلام  درباره «رجال لاتنهی تجارة ولا بیع عن ذکرالله» یک خطبه ای دارد که در آن خطبه می فرماید «ناجاهم فی فکرهم وکلمهم فی ذات عقولهم»، اینها در همان عالمی که ما بین مردم هستند، فکرشان مناجات با حق است، «وکلّمهم فی ذات عقولهم»، اینها در عالم لاهوت و اخلاص آنجا با ذات ربوبی حرف می زنند، در عین حال اینکه ما بین مردمند.
منبع : 598

عید قربان مبارک باد
..................................................
:: پی نوشت 1:
ح ریم خصوصی در 2 معنا قابل تصور است؛ معنای نخست آن به مفهوم حوزه خـصـوصـی و تـعـرض‌نـاپـذیـری حـیـات فردی انسان است .حریم خصوصی در معنای دوم مبتنی بر حق افراد در مصون بودن از تعرض به حریم خصوصی‌شان به مفهوم اول است که همان بهره‌مندی از حریم خـصـوصـی مـی‌بـاشد مــفــهـــوم اصطلاحی حریم خصوصی همان تعریف حق خلوت است که برخی نـویسندگان از آن به عنوان حق امنیت فـــردی، مــصـــونـیــت مـسـکــن و حـیـثـیــت و تعرض‌ناپذیری مکاتبات یاد نموده‌اند.حق خلوت عبارت است از "حق داشتن یک چارچوب محافظت شده، امن و خالی از اغیار که در آن به دور از مداخله و فشار دیگران، شخص آن طور که میل دارد، زندگی کند."یکی از مهم‌ترین مباحث مربوط به حق خلوت، شناخت معیار و مصداق‌های آن است. به دیگر سخن، براساس چه معیار و قاعده‌ای می‌توان مصداق‌های حق خلوت را شناخت؟ در پاسخ باید گفت معیاری قابل پذیرش است که ناظر بر منافع فرد و جامعه باشد. گرچه در شناسایی مصداق‌های تحت شمول حق خلوت اختلاف نظر وجود دارد؛ اما 4 مصداق قابل ذکر است:
1-ورود بدون اجازه و غیرقانونی به خلوت و حریم خصوصی دیگری مانند بازرسی و تفتیش جیب و کیف افراد
2-تصاحب و استفاده از اسم، القاب و عناوین و اعتبار دیگری
3-انتشار اسرار و وقایع خصوصی افراد مانند روابط زناشویی، امور پزشکی، نامه‌های شخصی، خصوصیت و ویژگی‌ها و عادات شخصی
4-انتشار و افشای اطلاعات نادرست و انتساب آنها به یک شخص مانند نشر اکاذیب و افترا.
  لینک به مقاله اصلی
:: پی نوشت 2:
ملاک غیبت این است که خواهر یا برادر مومنش را یاد کند به چیزی که او بدش می آید . یعنی اگر طرف بشنود خوشش نمی آید که پشت سر او این حرف را زدی . در اینجا کاری به قصد طرف نداریم که قصدش غیبت است یا درد دل . من و شما راجع به فردی با هم صحبت کنیم ، بگونه ای که اگر طرف این ادبیات ما را متوجه بشود یعنی حرفهایی که من و شما پشت سرش زدیم ، ناراحت بشود ، به این غیبت می گویند . اگر پشت سر کسی از او تعریف و تمجید می کنیم اشکالی ندارد . ملاک غیبت این است که طرف نگران بشود . ما نمی توانیم تحت این عنوان که صفتش است ، غیبت نباشد ، درد دل می کنم یا قصد ندارم ، پشت سر کسی حرف بزنیم . اگر پشت سر کسی حرف بزنم و عیب هایش را هم بگویم که این عیب گویی است و این گناه دیگری است .لینک به مقاله




برچسب ها :
سلوک ,  آیت الله بهجت ,  طی الارض ,  خودسازی , 
اول نوشت :
برادری را از شرمندگی خواهرش بیرون آوریم

کلیک کنید
..............................................
تعریف اخلاص: اخلاص ضد ریا است و آن عبارت است از خالص ساختن قصد از غیرخدا .
امام صادق(علیه السلام) مى‏فرمایند: «لابد للعبد من خالص النیه فى کل حرکه و سکون اذ لو لم یکن بهذا المعنى یکون غافلاً والغافلون قد وصفهم‏الله تعالى بقوله: ان هم الا کالانعام بل هم اضلّ و قال: اولئک هم الغافلون...؛ شرط بندگی خدا این است که در هر حرکت و سکونى نیتش رابرای خدا خالص سازد زیرا اگر چنین نکند، غافل است و غافلان را خداوند تعالى اینگونه توصیف فرموده: اینان مانند چهارپایان بلکه گمراه ‏تر هستند و نیز فرموده: اینان همان کسانى هستند که غافلند»، (میزان‏ الحکمه، محمد محمدى رى‏شهرى، ج 3، روایت 4748)
مراحل اخلاص :
1- اخلاص در نیت:
اخلاص در این مرحله، به معنی خالص نمودن نیت از هرگونه شائبه شرک و ریا و اهداف غیر الهی است. انسان در زندگی خود سر دو راهی انتخاب به سر می برد، راهی به سوی معنویت، باطن هستی و خدای متعال و راهی به سوی دنیا، ظاهر هستی و جهت مادی حیات.
پیراستن نفس آن است که از همه تعلقات و انگیزه‏هاى غیر الهى جدا شود و همه اعمال را براى خدا انجام دهد، در روایتى از پیامبر (صلی الله علیه وآله) خطاب به ابوذر آمده است:
«...و ما بلغ عبد حقیقةالاخلاص حتى لایحب ان یحمد على شى‏ء من عمل ‏للَّه.» بنده هرگز به حقیقت اخلاص نمى‏رسد، جز آن که دوست نداشته باشد او را بر عمل خدایى، بستایند (بحارالانوار، ج 82، ص 204 )
اولیاء الهی نه تنها نیت خویش را از انگیزه های دنیوی و مادی تخلیه می نمودند، بلکه حتی انگیزه عبادت خود را از ترس از جهنم و طمع بهشت نیز خالص می ساختند. آنها تنها و تنها خدای را از روی محبت و به این دلیل که شایسته عبادت است، عبادت می نمودند و این در حقیقت اوج اخلاص است.
اگر براى ما روشن شود که هیچ‏کس به غیر از خدا منشأ اثرى نیست و بفهمیم که رزق، عطا، منع، غنا، فقر، مرض، سلامتى، ذلت، عزت، زندگى، مردن و. همه در دست خداوند است و هر آنچه در جهان هست مقهور امر حاکم بى‏شریک مى‏باشد، دیگر دل به دیگران نمى‏بندیم و خودنمایى در مقابل دیگران برایمان لذتى نخواهد داشت
2- اخلاص در عمل:
اخلاص در عمل به معنی خالص شدن اعمال از گناهان و رسیدن انسان به ملکه تقوی و ورع است و مراتبى دارد:
مرتبه اول ؛ترک محرمات و انجام واجبات است.
مرتبه دوم ؛ترک مکروهات و انجام مستحبات به ویژه اهتمام به نماز شب است.
مرتبه سوم ؛ترک آنچه موجب اشتغال قلب به غیر خداى مى‏شود مانند بسیارى از مباحات، و همواره در جست و جوى خدا بودن و التزام به آنچه که باعث تقرّب درگاه الهى است.
بهترین راه شروع براى ورزیدگى در اخلاص، نماز است که کون جامع و عبادت تام است و اگر بتوان در آن اخلاص داشت و همواره آن را قربة الى اللَّه به جاى آورد، این خود آمادگى و تمرین مى‏شود که انسان در تمام شؤونات زندگى، اخلاص را رعایت کند.
اگر کسى این مراحل را به طور جدى پشت سر گذاشت، یک قدم به پیش برداشته و آن تسلیم نمودن اقالیم سبعه تن، تحت فرمان الهى است.
3-تصفیه دل:
یکی از مراحل مهم اخلاص هم بیرون راندن تمام رذایل نفسانى ، حب دنیا ، لذت ها و آرزوهای دنیوی، از نهان خانه دل است . آن کس که بتواند شیطان و نفس اماره را از خانه دل بیرون افکند، آن گاه خواهد دید که خداى سبحان- که صاحبخانه است- فضاى دل او را چگونه پر خواهد نموده . در حدیث قدسى آمده است که: قلب المؤمن عرش الرحمان و عرش خدای رحمان جایگاه خدای سبحان است.
منبع : تبیان
................................................................
:: یا امام رضا (ع) ،دلم بدجور هوایی و صحن و سرات شده :
شعر زیر رو تقدیم می کنم به تمام اونهایی که دلشون هوای زیارت حرم آقا امام رضا (ع) رو کرده.اگه مشرف شدید ،از ما هم یادی بکنید.
آقا چه کنیم؟  دست بر سر شده ایم
در عشق تو مانده ایم و مضطر شده ایم
ما که تندیس گر واژه عشق هستیم
شرمنده ی برگهای دفتر شده ایم


یا امام رضا
...............................................................
:: پی نوشت 1 :
حضرت کاظم (علیه السلام)  فرمودند:
تفقه کنید در دین خدا (اسلام)، زیرا که فقه کلید بینایی و بصیرت است.
:: پی نوشت 2 :
همنشینی مؤثر است . مصاحبت اثر دارد . نفس انسانی خوپذیر است . انسانی که با انسانی مدتی به سر برده است می‏بینی چنان از یکدیگر خو گرفته‏اند که احوالات هر یک حکایت از دیگری می‏کند بلکه مطلقا همنشینی اثر دارد . مثلا شاگرد بر اثر مصاحبت‏با استاد، از سیرت و خوی استاد حکایت می‏کند و همچنین فرزند از پدر که «الولد سر ابیه .» به قول خواجه عبدالله انصاری: دود از آتش چنان نشان ندهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد .
غرض، این‏که مصاحبت مطلقا مؤثر است‏حتی در حیوانات، بلکه در جمادات، به قول شیخ اجل سعدی:
 گلی خوشبوی در حمام روزی                      
 رسید از دست محبوبی به دستم
 بدو گفتم که مشکی یا عبیری        
 که از بوی دلاویز تو مستم
 بگفتا من گلی ناچیز بودم             
 ولیکن مدتی با گل نشستم
 کمال همنشین در من اثر کرد        
 وگرنه من همان خاکم که هستم
حالا این معنا را بالا ببرید . در مصاحبت‏با ملکوت عالم، با حقیقت عالم، با خدای عالم در نظر بگیرید . اگر چنین توفیقی پیدا کردیم که توانستیم همواره و در همه حال عندالله حضور داشته باشیم، چه خواهیم شد؟ ! خوشا به حال کسانی که همواره مصاحبت ‏با خدایشان دارند، جلیس و انیس آنان خدایشان است .
آن‏هایی که همنشینی با خداوند عالم دارند، کسانی هستند که اسمای جمالی و جلالی خداوند سبحان در ایشان رسوخ کرده است . جوادند، رحیمند، عطوفند، عالمند و همچنین دارای دیگر اسماء الله هستند .
:: سخنانی از آیت الله حسن زاده(حفظه الله)
..............................................................
:: این كه گفته می‏شود اگر كسی غیبت كند صاحب دلان می‏بینند از دهانش آتش بیرون می‏آید، آیا با ستار بودن حضرت حق منافات ندارد؟
خداوند متعال كه ستار العیوب است، میداند كجاستارى كند و كجا ستارى نكند. اگر كسى ستار عیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتكب گناهى شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود.حتى در قیامت خداوند اجازه نمیدهد كسانى كه در كنار یكدیگرند از اعمال هم باخبر شوند. بنابراین، عملكرد خود شخص بسیار مهم است. اگر كسى پرده دیگران را ندرد و آشكارا به گناه دست نیازد، خداوند پرده‏اش را نمى‏درد.بنابراین، كسى كه با قلم و بیان و اندیشه‏هاى ناصواب خود آبروى دین خدا و مردم را مى‏برد، به جایى مى‏رسد كه شایسته نیست خداوند متعال آبروى او را حفظ كند. در این موقعیت، خداى سبحان اجازه مى‏دهد صاحبدلان ببینند او چه كرده است و حتى احتمال دارد در قیامت، در مقابل دیگران، رسوا شود.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، كد: 47/500020)






برچسب ها :
اخلاص ,  خودسازی ,  معنویت ,  دل نوشت ,  زیارت , 

گاهی وقتها مدل فکری آدمهای دیگر و عکس العمل هاشون برای ما مهم تر از مدل فکری خودمان می شوند.این اتفاق برای بسیاری از ما ،بارها و بارها در محیط های دانشجویی و... اتفاق افتاده است.گاهی وقتها جایگاه خود را گم می کنیم و و قضاوت ها و جهت گیری های نادرست قسمتی از کار روزانه ما می شود.

شاید وقتش رسیده باشد که "بیخیال نشویم" و اندکی به خود بپردازیم.یک قلم و کاغذ برداریم و از خود سوال و جواب کنیم.سوال هایی "چالشی نه توجیهی".به آن ها پاسخ بدهیم تا بتوانیم با خودمان ارتباط برقرار بکنیم.راه درست را تشخیص بدهیم و جایگاه صحیح را بیابیم.گاهی لازم است از منافع مختلفی که داریم اخلاقاً صرف نظر بکنیم و اندکی گذشت بکنیم.

به نظر من بسیاری از ما باید تصورات خود را مقداری تغییر بدهیم و شخصیت های پیرامون خودمان را در دامنه وسیع تری ببینیم ،به پیش زمینه های فکری خودمون بسنده نکنیم و "انسان ها و موقعیت ها" را با هم بسنجیم و قضاوت بکنیم.ایرادی ندارد هر از چند گاهی خودمان را در موقعیت آن ها تصور بکنیم و احساسی قضاوت نکنیم.

به نظر من یکی از بزرگ ترین مشکلات جامعه ما عدم ترسیم ،خلق و آفرینش محیط ها و موقعیت های کنترل شده و صحیح برای بدست آوردن عکس العمل های صحیح است.اگر یک جوان عادی رو تصور بکنیم که با ورزشکاران رفت و آمد دارد ،مطمئناً او نیز به سمت ورزش و تندرستی جذب خواهد شد ؛ولی اگر همان جوان را در جامعه ای افیونی و ناسالم قرار دهیم امکان لغزش و نابودی او وجود دارد.

پس "اصلاح محیط و موقعیت ها و ایده دادن برای این تحقق این مهم"باید از اولویت های اصلی جامعه ما باشد.دامن زدن به ناهنجاریها فقط زندگی را برای خودمان سخت می کند ،باید بپذیریم که تغییر بکنیم و درک درستی از جایگاه خودمان در خانواده و جایگاه خود در اجتماع داشته باشیم.

::لینک مرتبط

.............................................................

:: زیبا نوشت:





برچسب ها :
خودسازی ,  تامل و تفکر ,  دل نوشت ,  آهن آبدیده , 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic