گاهی وقتها مدل فکری آدمهای دیگر و عکس العمل هاشون برای ما مهم تر از مدل فکری خودمان می شوند.این اتفاق برای بسیاری از ما ،بارها و بارها در محیط های دانشجویی و... اتفاق افتاده است.گاهی وقتها جایگاه خود را گم می کنیم و و قضاوت ها و جهت گیری های نادرست قسمتی از کار روزانه ما می شود.

شاید وقتش رسیده باشد که "بیخیال نشویم" و اندکی به خود بپردازیم.یک قلم و کاغذ برداریم و از خود سوال و جواب کنیم.سوال هایی "چالشی نه توجیهی".به آن ها پاسخ بدهیم تا بتوانیم با خودمان ارتباط برقرار بکنیم.راه درست را تشخیص بدهیم و جایگاه صحیح را بیابیم.گاهی لازم است از منافع مختلفی که داریم اخلاقاً صرف نظر بکنیم و اندکی گذشت بکنیم.

به نظر من بسیاری از ما باید تصورات خود را مقداری تغییر بدهیم و شخصیت های پیرامون خودمان را در دامنه وسیع تری ببینیم ،به پیش زمینه های فکری خودمون بسنده نکنیم و "انسان ها و موقعیت ها" را با هم بسنجیم و قضاوت بکنیم.ایرادی ندارد هر از چند گاهی خودمان را در موقعیت آن ها تصور بکنیم و احساسی قضاوت نکنیم.

به نظر من یکی از بزرگ ترین مشکلات جامعه ما عدم ترسیم ،خلق و آفرینش محیط ها و موقعیت های کنترل شده و صحیح برای بدست آوردن عکس العمل های صحیح است.اگر یک جوان عادی رو تصور بکنیم که با ورزشکاران رفت و آمد دارد ،مطمئناً او نیز به سمت ورزش و تندرستی جذب خواهد شد ؛ولی اگر همان جوان را در جامعه ای افیونی و ناسالم قرار دهیم امکان لغزش و نابودی او وجود دارد.

پس "اصلاح محیط و موقعیت ها و ایده دادن برای این تحقق این مهم"باید از اولویت های اصلی جامعه ما باشد.دامن زدن به ناهنجاریها فقط زندگی را برای خودمان سخت می کند ،باید بپذیریم که تغییر بکنیم و درک درستی از جایگاه خودمان در خانواده و جایگاه خود در اجتماع داشته باشیم.

::لینک مرتبط

.............................................................

:: زیبا نوشت:





برچسب ها :
خودسازی ,  تامل و تفکر ,  دل نوشت ,  آهن آبدیده ,