تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است - مطالب شعر انتظار
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
علی علی علی علی عشق تو حاصل عمر گرانم
علی علی علی علی بی تو به پنجه‌ی باده خزانم
علی علی علی علی یاد تو مونس روح و روانم
علی علی علی علی نام تو باشد ورد زبانم

به عشق روی تو اسیر موی تو، شکوفه گل شده در آرزوی تو
شمیم کوی تو به آسمان شده ، هوای سینه ی جنان ز بوی تو

همیشه ذکرت ، ترانه ی دل ، دمی نگه کن ، به خانه‌ی دل
اگر تو باشی ، غمی ندارم ، چرا که هستی ،‌ بهانه‌ی دل

کلید جنت در اختیار تو ، نگاه احمد به ذوالفقار تو
بهای عمرم بود ولای تو ، نهاده ام سر به زیر پای تو

تو عشق آدم ، بهار عالم، بود به دست تو نگاه حاتم
اگر چو دریا تو بیکرانی ، منم که نزد تو چون سرابم

به قلب فاطمه تویی که گوهر و تو یار کوثر و تو هم اتایی
تو بی نظیری و تو مستجیری و به ملک قلبم به حق امیری

به باغ احمد تو چون بهاری ، گلی تو اما بدون خاری
تما محشر به زیر پای ، به چرخ دنیا تو چون مداری

علی علی علی علی عشق تو حاصل عمر گرانم
علی علی علی علی بی تو به پنجه‌ی باده خزانم
علی علی علی علی یاد تو مونس روح و روانم
علی علی علی علی نام تو باشد ورد زبانم

علی (ع)




برچسب ها :
دانلود ,  علی فانی ,  تواشیح , 
باید از فقدان گل، خونجوش بود 
در فراق یاس، مشكی پوش بود 
یاس ما را رو به پاكی می برد 
رو به عشقی اشتراكی می برد 
یاس یك شب را گل ایوان ماست 
یاس تنها یك سحر مهمان ماست 
بعد روی صبح، پرپر می شود 
راهی شبهای دیگر می شود 
یاس مثل عطر پاك نیّـت است 
یاس استنشاق معصومیّـت است 
یاس بوی حوض كوثر می دهد 
عطر اخلاق پیمبر می دهد 
حضرت زهرا دلش از یاس بود 
دانه های اشكش از الماس بود 
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه 
می چكانید اشك حیدر را به چاه 
عشق محزون علی یاس است و بس 
چشم او یك چشمه الماس است و بس 
اشك می ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا: گل یاس كبود 
گریه كن زیرا كه دُخت آفتاب 
بی خبر باید بخوابد در تراب 
این دل یاس است و روح یاسمین 
این امانت را امین باش ای زمین 
نیمه شب دزدانه باید در مغاك 
ریخت بر روی گل خورشید، خاك
احمد عزیزی

فاطمه س


شهید سید مرتضی آوینی




برچسب ها :
شهید آوینی , 
مــاه اگــه نــــور خـــدا رو بگیـــره               
تــا همیشـــه زینـــت آســمونــه
مــاه اگـــه کـــه خودنمــایی نکنه               
همیشه روشن و کامل می مونه
کاش ستـــاره ی نجیــب آسمون               
گــــره روســـــری شــو وا نکنـــه
کاشکــی هیــچ گلی برای دلبری              
عطــــرشـــو حـــراج دنیـــا نکنـــه
تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنی              
کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه
هر کی میرسه به زیبایی عشــق              
دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه
دنیا نیــرنگ و رنگــــه بازی هـــاش             
چشـــم نـــداره رنـگ عشقو ببینه
تو ولــی آئینـــه ای و حیفـــه کـــه              
روی آئیــنــــه غـــبــاری بشیــنــه
آی گــــل محمـــدی کـاش بدونی              
چـــه قشنگـــه جامـه ی حیای تو
تــــو دلـــت دریـــایـــی از محبتـــه              
دنیـــا خیلـــی کوچیکـــه بــرای تو
آی گـــل محمــــدی کــاش بدونی              
دنیـــا تشنـــه ی نجابتـــت شــده
طعنـــه ها مشتــی حباب روی آب             
تـــازه وقــت استقـــامتــت شــده
تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنـی             
کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه
هر کی میرسه به زیبایی عشــق              
دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه
دنیا نیــرنگ و رنگـــه بازی هـــاش             
چشـــم نــداره رنـگ عشقو ببینه
تو ولــی آئینـــه ای و حیفــه کـــه              
روی آئیــنـــه غـــبــاری بشیــنــه




برچسب ها :
دانلود ,  حامد زمانی ,  زیبایی عشق , 
روح الله ویَّاک ییُمه الدنیا ماترحم
برو خدا به همراهت ای جان مادر که دنیا بیرحم است

بِالدنیه شِترید إذا أولها تتیتَم
از این دنیا چه سود که هنوز نیامده یتیم شدی

ماکو غیر الجروح اسمع جلمتِی وروح
غیر از درد چیزی ندارد ...حرفم را بشنو و برو

یَامَحسِنْ ثَالِث الْحَسنِینْ أَسمَکْ .. یَابَضْعَة فَاطمه وأُمَکْ تِکَلمَکْ
ای محسن که سومین حسنین منی ....ای جگر گوشه فاطمه مادرت با تو حرف دارد

إّذا عًمری تِریدَه الْعُمرَ أَسَلمَکْ .. لّجِنْ یَاولیدِی مَاراح أَبْقَى یَمَّکْ
اگر زندگی ام را بطلبی تمام سالهای زندگانیم را به تو میدهم ...ولی چه کنم پسرم که زود از پیشت خواهم رفت

مِثَلْ هَالدنیا لاتْصَدَقْ ترحمَکْ .. لَونْ بِیها رَحَم جا رحمت أُمَکْ
هرگز باور نکن که این دنیا به تو رحم کند.... که اگر داشت به مادرت رحم میکرد

بِالدنیا أولاد یظلمونا وظیفتهم .. شما جرا مصاب أساسه من سقیفتهم
در این دنیا کسانی هستند که احساس وظیفه شان به ما ظلم کرده....وهر چه مصیبت کشیدیم از جلسه سقیفه آنهاست

مِنهُم قَلبِی مَجروح .. اسمع جلمتی وروح
قلبم از انها زخم دیده است ... حرفم را بشنو وبرو

إِلَکْ خَلْ أَحجِی یَآ آخِر بِنینِی .. شترید بدنیا مارحمت حنینی
بگذار برایت بگویم ای فرزند آخرم .... از این دنیا چه سود که به اشتیاقم برای دیدنت رحم نکرد

بعدنی بزُغری وبزَهوة سنِینِی .. الضِلَعْ مِتْکَسِر ولَطمَه على عِینِی
در سر آغاز زندگی ودر عنفوان جوانی ام ....پهلویی شکسته وسیلی ای بر گونه برایم به جا گذاشته است

صَحَتْ مِن سَقَطوک بکِلْ وَنِینِی .. یَقَعْ قَلبِی ولایوقَعْ جِنینِی
هنگامی که تو را سقط کردند با تمام وجودم فریاد زدم.... که ای کاش قلبم از کار بیفتد ولی جنینم سقط نگردد

مِنْ فَکرت بِیکْ قِلَتْ اسبقنِی للجنَّه .. بِالدنیا لاتعیش یتیم وتِکبَر الونّه
به تو که فکر کردم گفتم که زودتر از من وارد بهشت شوی ....تا در این دنیا یتیم زندگی نکنی و غصه ام بیشتر نگردد

قَبلِی سَلَّم الروح اِسمَع جِلمتِی وروح
قبل از من جان بده... حرفم را بشنو وبرو

یَاوردَه انْقِطْعَتْ بِین الریاحِینْ .. قَبلْ مِیلادَک اِتْعنَّى لک البِینْ
ای گل گلچین شده از میان گلها... جدایی قبل از آمدنت به استقبالت آمد

جَدَلْ خَل نِفترضْ لَو عایش سنِینْ .. الدنیا تراقبک ماتغمض العِین
به فرض اگر سالها هم زندگی میکردی... این دنیا یک لحظه نیز از تو چشم برنمیداشت

مصِیرک بیها بَس واحِد مِن اثنِین .. لَو مِثلَ الحَسَن لو مِثلَ الحسِینْ
سرنوشتت در آن تنها به یکی از این دو ختم میشود....یا مانند سرنوشت حسن (ع) یا حسین(ع)

لَو عِمرک یطول یَیُمه ومامِتت بِالسَم .. وی نَحر الحسِین وریدَکْ لاتِظَنْ یَسلَمْ
ای جان مادر اگر زندگیت ادامه داشت و با خوردن سم پایان نمیافت... مطمئناً به همراه بریده شدن سر حسین(ع) رگ گردن تو نیز در امان نمیماند

توقع یُمه مذبوح اِسمَع جِلمتِی وروح
سر بریده رها میشدی...حرفم را بشنو وبرو

بِالطف لوتِعیش تأَدِی بِیعَه .. رخِیصَ الدَّم لَابو الیَّمه تبیعَه
اگر در کربلا بودی با حسین بیعت میبستی... خونت را در راه حسین میبخشیدی

قَبل مَاجِثَتَکْ توقَع صریعَه .. بدورَک تِکفَلَ الحُرَّة الوَدِیعَه
قبل از اینکه جسمت بر زمین افتد... زینب آزاده بردبار را به نوبه خود حمایت میکردی

لَأجِلْهَا تْغَرِّق الطَف بِالشَریعَه .. تَالِی توقَعْ جفوفَک قطیعَه
به خاطرش کربلا را در آب فرات غرق میکردی.....ودستانت بریده شده بر زمین می افتاد

خَل یَاخِذ الدور أَخوک اِلـ مابَعَد شِفتَه .. الـ یَّتْسَمَى عَبَّاس وَهوالـ یَّتْکَفِلْ بأختَه
بگذار برادر ندیده ات نقش تو را ایفا کند ... او که اسمش عباس است و حامی خواهرش

بعینه ثارک یلوح اِسمَع جِلمتِی وروح
در چشمانش خونخواهی تو نمایان است ..حرفم را بشنو وبرو

أَرید بْموتَتَکْ یَم عتبَة الدار .. أَواسِی حسین حینَ بطفله یَحتَار
میخواهم با مرگت در درگاه در....حسین را هنگامی که با کودکش سرگردان شد همراهی کنم

أشوف لکربلا بعیونک آثار .. مِثَل عَبدالله بس النبله بِسمار
از کربلا در چشمانت نشان میبینم...مانند شهادت عبد الله ولی به جای تیر میخ در جانت را گرفت

بِجیت على المِصاب مابعد صار .. مِثل بابِی وخیم قلبِی اشْتَعَلْ نَار
بر مصیبتی که هنوز واقع نشده گریه کردم...مثل درب خانه خیمه های قلبم آتش گرفتند

ابجِی على طفلین ولایبرد جَمر قَلبِی .. مِن هایَ الأحزان أَنوح وأَشْتِکِی لربِی
بر دو کودک گریه میکنم و آتش قلبم آرام نمیگیرد...از این اندوه ها به خدا شکایت میبرم

أدعِی ودمعِی مَسفوح اِسمَع جِلمتِی وروح
دعا میکنم و اشکم روان است... حرفم را بشنو وبرو

کًلْ شِی عمره یَخلَص حَتى لَو طَآل .. فَقط وَجه الله باقِی بْحُکم الآجَآل
هر چیزی فانی است حتی اگر عمرش طولانی باشد....تنها خداست که باقی است و میماند

مِن اقَلَّک روح موبَس جِلمَه تِنْقَالْ .. أنَا أدرِی الموت أرحَم بکِلَّ الأحوال
وقتی میگویم بروی تنها کلمه ای گفتنی نیست .... زیرا میدانم که مرگ بارها بهتر است

إلَّا یکون تِحمَلْ سبِی العیَال .. تِنْظَر وَقْفَة أختَکْ بینَ ألرجَالْ
مگر اینکه طاقت اسارت کودکان را داشته باشی....ایستادن خواهرت را بین نامردان ببینی

أرحَم لک تموت ولَا تِنظر وَضِعْ زِینَبْ .. سبِی ودَواوین شِماتَه وحُرَّة تِتغَرَّبْ
مرگ برتو آسانتر از دیدن وضع زینب است.... اسارت و دادگاه و دشمن شادی و غریبی زینب را

زِینَبْ تِبجِی وتنوح اِسمَع جِلمتِی وروح
زینب گریان ونالان است.. حرفم را بشنو وبرو

بْسَکوتَکْ یَابنِی صِرتَ أَسمَعْ جَوابَکْ .. أَودْعَکْ وَالمَهَدْ أَصبَح تُرَابَکْ
پسرم با سکوتت جوابت را میشنوم.... با تو وداع میکنم و میدانم که گهواره گور تو شد

عَلى الْعَتْبَه کْتَبِتْ قِصَّة عَذابَکْ .. شَهِیدَ بروحتَکْ وَالجِنَّه بَابَکْ
بر در گاه در قصه عذابت را نوشته ام....با رفتنت شهید شدی و بر بهشت وارد شد

یَامحسِن لاتِظَنْ هِیَّنْ مصابِک .. أعیش أیامی مِتْلَهفَه بغیابَکْ
محسنم فکر نکن که مصیبت تو بر من آسان است...روزهایم در نبودت و شوق دیدارت سخت میگذرد

بِسْ باقِی أیَّام نِعَذبها بمدامعنا .. یَیُّمَه والموت عقب فرقتنا یجمعنا
ولی روزهایی در انتظار ماست که ازچشمه اشکمان در سختی وعذابند... ای جان مادر بعد از جدایی مرگ ما را دوباره جمع میکند

موعد یکتبه اللوح اِسمَع جِلمتِی وروح
این قراری است که در لوح مکتوب است .. حرفم را بشنو وبرو

:: علی السقای




برچسب ها :
درد دل ,  حضرت محسن(ع) ,  فاطمه زهرا(س) , 
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست
(فاضل نظری)

هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست
ببار ابر بهاری، ببار... کافی نیست
چنان که یخ زده تقویم ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست
به جرم عشق تو باشد که آتشم بزنند
برای کشتن حلاج، دار کافی نیست
گل سپیده به دشت سپید می روید
سپیدبختی این روزگار کافی نیست
خودت بخواه که این انتظار سر برسد
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
:: فاضل نظری




برچسب ها :
شعر انتظار ,  فاضل نظری , 
از عشق مشتق گرفته ،محبت جذر می کنند
آن هایی که نیامدنت را نذر می کنند
این همرهان من چه صبورند در برم
واژه هایی که برای آمدنت ،صبر می کنند

نیاز من
............................................
:: پی نوشت :
شعری از مهدی رحیمی در مدح امام هادی علیه السلام
تمام زاویه‌ها را کشیده ای قائم
آهای سرو قدِ سرترین سرت سالم
غزال "اُم ولد"نور چشم های جواد
پدر بزرگ شب قدر-حضرت قائم-
پدر:غریب پدر:آشنا پدر:مظلوم
پسر:مراد پسر:مجتهد پسر:عالم
نشانه های امامت تمام شد وقتی
شکفت کنج لبت خالی از بنی هاشم
تو با لباس سپیدی و بالباس سیاه
برای دیدن تو کعبه می شود عازم
درست نیمه ی ذی الحجه بعد حج هر سال
تو مَحرمی و حرم می شود تو را مُحرم
زیارتی به بلندای جامعه از توست
زیارتی که شب قدر می شود لازم
زیارتی که خودش هست "محتشم"پرور
درست کرده به کرّات "اکبر ناظم"
دوتا فقط همه ی راز جامعه ست بگو
فقط"بکم فتح الله" فقط "بکم یختم"
 
:: پی نوشت 2:
احادیثی از امام هادی(ع)
ان الله جَعَلَ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبی، و جَعَلَ بَلْوَی الدنیا لِثوابِ الاخرهِ سَبَباً و ثوابَ الاخرهِ مِنْ بَلْوی الدنیا عِوَضاً (بحارالانوار، ج75، ص356.)
همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.


اَلْحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفُ عَنْ طَلَبَ الِعِلْمِ داعٍ اِلی الغَمْطِ وَ الجَهْلِ، وَ البُخْلُ اَذَمُّ اْلاَخْلاقِ وَ الَّطَمَعُ سَجیهٌ سَیئَهٌ؛ (بحارالانوار، ج69، ص199.)
حسد نیکویی‌ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی‌خواند، و بخل ناپسندیده‌ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.




برچسب ها :
دل نوشته , 
به ماه رویت قسم که جانا 
اگر که باشم گه ظهورت 
وگر تنم را حصار قبرم  
میان دستان خود فشارد 
زمانه با داغ دوری تو  
گدازد این قلب چاک چاکم 
دوباره سر بر ره تو سایم 
به جانب پرچم تو آیم  ...
:: دانلود کنید با صدای علی فانی
.............................
پی نوشت : وصیت نامه شهید محسن پورقاسمی
كسانی كه به ولایت امام اعتقاد ندارند بر جنازه من حاضر نشوند، سلام مرا به رهبر عزیزم، پدر یتیمان برسانید و به خانواده شهدا بگویید كه تا آخرین قطره خونمان صحنه های نبرد حق علیه باطل را ترك نخواهیم كرد، و با خداوند پیمان می بندیم كه در تمام عاشورا و كربلاها، حسین (ع) زمان را تنها نگذاریم، و سنگرها را خالی نخواهیم كرد و تا هنگامی كه پرچم لااله الا الله در تمام جهان به اهتزاز درنیاید و احكام اسلام و قرآن در زیر پرچم توحید و اسلام به اجرا درنیاید ساكت نخواهیم نشست.

یا امام زمان(عج)




برچسب ها :
دانلود ,  نوای انتظار ,  علی فانی , 

:: لینک دانلود
:: لینک نوشت :
خواب پیامبر (ص) درباره ایرانیان
:: مختارنامه ...
مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم،
وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.




برچسب ها :
دانلود ,  نوا ,  مناجات ,  انتظار ,  جمعه های انتظار ,  درد دل , 


تعداد صفحات : 14

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |