خداوند بر ریزه کاری های خلقتش مسلط است.خدا مثل ما نیست که بگوید شلوغ شده رها کن، به درد نمی خورد.خداوند حتی بندگان معصیت کارش را هم در نظر دارد.می گوید او از چشم همه افتاده است پس ما باید او را بخواهیم.
خدا می گوید:
ای بنده ی من اگر همه ی اهل زمین انیس و مونس داشته باشندو تو هیچ کسی را نداشته باشی ما تو را سرپرستی می کنیم.منتهی بنده، خودش سرپرستی نمی خواهد.لج می کند، خداوند هم سربه سر او نمی گذارد تا بیشتر عصبانی نشود. از دور مواظب اوست. طوری که او نفهمد...
:: حاج اسماعیل دولابی
در شهری دو عالم می زیستند.روزی یکی از دو عالم که بسیار پر ادعا بود کاسه گندمی به دست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت:
«این کاسه گندم من هستم» و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت: «این دانه گندم هم فلان عالم است.» و شروع کرد به تعریف از خود. خبر را به گوش آن عالم فرزانه رساندند تا نحوه برخوردش را با این حرف عالم پر مدعا بیازمایند.
فرمود به او بگویید: « آن یک دانه گندم هم خودش است، من هیچ نیستم.»
:: منبع:خانه خوبان۳۷،ض۲۳.