در فرهنگ ما همیشه دین با سنت ها آمیخته بوده است.بسیاری از فرهنگ ستیز ها در طول دوره های مختلف تاریخی کشور هم فکر می کردند با نابود کردن سنت ها به طور مثال معماری سنتی ایرانی و یا دیگر سنت ها دین را هم نابود خواهند کرد ولی اشتباه می کردند ؛درست است در سنت های مردم ما در طول دوره های مختلف تاریخی مردم آن قدر عاشق دین و مذهب خود بوده اند که دین با تمام ابعاد زندگی آنها در آمیخته بود ولی دین در آن ابعاد خلاصه نشده بود بلکه آنها را تحت تاثیر قرار داده بود.خیلی ها از تخریب گران تصور دارند دین همان سنت ها هستند و تنفر خود را از دین و نشانه های آن با تخریب نمودهای دینی نشان داده و می دهند.
خیلی از سنت ها تغییر می کنند ؛شاید بسیاری از باور ها اشتباه بودند ؛بسیار قابل تصور است که با گذشت زمان سنت هایی که ریشه در خرافه داشته اند نابود می شوند و از میان می روند ولی اهمیت و ارزش سنت هایی که ریشه در فطرت انسان دارند و حقیقتا برآمده از روح دین هستند بیش از پیش نمایان می شود.
برای گسترش هر چه بیشتر زندگی دینی می توان ابعاد زندگی مدرن امروز را هم با دین درآمیخت ؛مثلا معماری اسلامی به سبک امروزی که هم کاربردی باشد و هم بهینه سازی شده از هر نظر.
و یا موسیقی اسلامی که باید قالب درست و حیطه های فعالیت صحیح در آن مشخص شود تا زندگی دینی و آن فرهنگ ایرانی – اسلامی هر چه بیشتر وارد روح جامعه گردد.
به نظر من چیزی هم به عنوان دین مدرن و یا دین پست مدرن وجود ندارد ،یعنی نمی توانیم بگوئیم که اصول و چهارچوب های دین با گذشت زمان تغییر می کنند.ولی امکان دارد که ما تغییر بکنیم و فکر بکنیم که اصول و چهارچوب دین نیز تغییر کرده است.پس حرام ها حرام باقی خواهد ماند ،هر چه قدر هم که سعی کنیم به خودمان بقبولانیم حرام نیستند.
افرادی هستند که پیشرفت را مساوی با غربی شدن می پندارند.اعتقاد دارند وقتی به سبک زندگی آنها نزدیک شدیم پیشرفت خواهیم کرد.این پیشرفت کاذب است و نوع کارآمد و خودکفا آن توسط جوامع غربی به ظاهر پیشرفته هیچ وقت به کشور های هم رده ما عرضه نمی شود ،این وضع آنها در واقعیت پیشرفت نیست بلکه نوعی فریب است.این پیشرفت مساوی با اسارت نفس است.اسارتی که انسان را بنده خود می کند.انسانی که بنده طمع شود و برای پر کردن جیب های فوق سرمایه دار های آنان تلاش کند.
متاسفانه از دیگر حقائقی که با وارد شدن به سبک زندگی غربی تغییر می کند نگرش و گرایش به زیبایی هاست.بعضی از حقائق فطرتن برای انسان زیباست.که ممکن است در طول زندگی فرد دیگر زیبا نباشند.در سبک زندگی غربی ذائقه ها با تبلیغات و خوراک های مختلف فکری و بدنی تغییر می کنند و فرد به نفع آن سرمایه دارها خرید  می کند و تفریح انجام می دهد.
معصومیت حقیقتی که خداوند در نهاد انسان ها قرار می دهد از اولین حقائق فطری است که در زندگی غربی خیلی سریع می سوزد و از بین می رود.
مگر غیر از این است که انسان اگر لذت بالایی را درک بکند ؛لذت های پائین برایش از جذابیت می افتند و مگر غیر از این است که لذت های مادی سیری ناپذیرند مثلا انسان هر جا سفر بکند مکانی زیباتر را برای سفر بعدی خواهد طلبید و یا هر اتومبیلی بخرد اتومبیلی بهتر را در خرید های بعدی مدنظر قرار خواهد داد.و همچنین همواره بهتری وجود خواهد داشت ؛پس هیچ وقت سیر نخواهد شد و عمر خود را به هیچ سپری خواهد کرد.
 پس لذت را نباید در لذت های مادی جستجو کرد.لذت باید منشا الهی داشته باشد و در چهارچوب حلال های خداوندی قرار گیرد؛لذتی که هم خیر باشد و هم زمینه ساز قرب به خداوند متعال.
..........................................................
عکس نوشت :
تا بتوانم به رخت بنگرم ،پرده بر انداز ز چشم ترم

بی تو خسته بی تو دل بشکسته

مولا جان

آقا جون بی تابتم




برچسب ها :
نیمه شعبان نوشت ,