اگر قلبا قبول داشته باشیم که این دنیا محل گذر است و دل بستن به آن اشتباه ،در زندگی بسیار تاثیر گذار و لذت بخش است.خیلی وقتها باید در زندگی مکث کرد و فقط تفکر کرد.تفکر روی اصول.اصولی که بقیه رفتارها و جهت گیری ها از آنها ناشی می شوند.
اصولی قابل اتکا و انرژی بخش برای حیاتی پر از خیر و برکت. این یک توصیه مثبت است که هر فرد برای زندگی خودش اصولی رو تدوین بکند و به آنها پایبند باشد ،خصوصا نسل جوان امروز که به شدت مشغول شده و هزینه های زیادی برای جدا کردن آن از حق و حقیقت انجام می شود.حتما اصولی که فرد تدوین می کند ؛به ویژگی های شخصیتی خودش بستگی دارد و از نگرش و باورهای او سرچشمه خواهند گرفت.تدوین اصول سبب می شود فرد در انتخاب های خود با اطمینان عمل کند و از شک و دودلی دور شود ،این خصوصیت شخصیتی بسیار آرامش بخش است.
عده ای بر این اعتقادند که اگر برای شخصیت خود اصولی تدوین کنیم و بخواهیم با یک "چهارچوب خاص" زندگی کنیم ،باید خیلی از آدمها و رفتارها و عادت ها را کنار بگذاریم ،و این منزوی کننده است.
به نظر من این طرز تفکر ناشی از این است که نوع نگرش این افراد به مقوله زندگی دنیوی نادرست است.
پس به این نتیجه می رسیم ،برای اینکه بتوانیم اصول درستی برای زندگی خودمون تدوین کنیم پیش نیازش این است که باید نوع نگرش خود را به زندگی تغییر دهیم.
وقتی رضای خداوند متعال هدف باشد ،دیگر انزوا و دور شدن از "گذشته ها" کار سختی نیست ،و شاید لذت بخش هم باشد.
نگرش درست اگر در سن مناسب و به درستی در شخصیت فرد نهادینه شده باشد ،فرد با این نگرش درست خو می گیرد و سر موقع و بهترین نحو برای خودش اصول را تدوین خواهد کرد.ولی اگه نگرش درست از اول نهادینه نشده باشد ؛فرد باید نگرش خودش را "تغییر" بدهد که این مسئله کمی دشوار است ولی با استقامت و عزم راسخ می شود به این تعالی رسید.البته فرآیند تغییر نگرش توان فرسا و همراه با افسوس نسبت به عمر تلف شده است که کنار آمدن با این مسائل به شدت به لطف خداوند متعال بستگی دارد.
کج روی و تغییر مسیر در فرآیند تغییر نگرش بسیار اتفاق می افتد ،چون کنار گذاشتن خیلی از اشتباهات برای تدوین اصول لازم است و کنار آمدن با این کنار گذاشتن ها بسیار سخت.
محرک این فرآیند عشق است.با عشق بسیاری از ناممکن ها ممکن می شود و بسیاری از سختی ها ،سهل می شوند.
ولی هر قلبی عاشق نمی شود ،قلبی ظرفیت عاشق شدن را دارد که توانایی کار کردن در جهت "صراط مستقیم" را از دست نداده باشد و بتواند هدف را درک کند.
.....................................................
:: پی نوشت 1:
من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد.نگذارید پیشكسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند ... امام خمینی رضوان الله علیه
:: پی نوشت 2:
تخدیر روح به بیان آیت الله جوادی آملی :
وقتی انسان توجه‌اش از بدن گرفته بشود این بدن را ارباً اربا هم بكنی دردی ندارد. چرا در اتاق عمل وقتی كه اعضا و جوارح این شخص را مثلاً وقتی عمل قلب یا عمل دیگر دارد قطعه قطعه می‌كنند دردش نمی‌آید؟ برای اینكه روح توجّه ندارد و تخدیر شده است.
 در هنگام مرگ مؤمن با مشاهده اهل بیت(علیهم السلام) از تمام بدن غفلت می‌كند خب وقتی انسان از بدن غافل باشد توجهی به بدن ندارد و اگر بدن را تكه تكه بكنند درد نمی‌آید. لذا هیچ لذّتی برای مؤمن به اندازه لذّت مردن نیست و چه اینكه اگر ـ خدای ناكرده ـ انسان بدنی فكر كند و بدنی بمیرد هیچ دردی به اندازه درد مرگ نیست.
:: پی نوشت 3:
رسول خدا (ص) می فرماید :
الإیمانُ و العملُ أخَوانِ شَریكانِ فی قَرَنٍ ، لا یَقْبلُ اللّه ُ أحدَهُما إلاّ بصاحبِهِ .( كنزالعمال، ص59)
 ایمان و عمل دو برادر بسته به یك ریسمانند، خداوند یكى را بدون دیگرى نمى پذیرد.
:: پی نوشت 4:
شهدا شرمنده ایم ،شهدا شرمنده ایم ،شهدا شرمنده ایم 

شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم
....................................
:: پی نوشت 5:
تو را با خدا چه عهدی بود كه از این كرامت برخوردار شدی و خاك زمین تو سجده‌گاه یاران خمینی شد؟ و حال چه می‌كنی، در فراق پیشانی‌هایشان كه سبب متصل ارض و سما بود، و آن نجواهای عاشقانه؟
دوكوهه، می‌دانم كه چقدر دلتنگی. می‌دانم كه دلت می‌خواهد باز هم خود را به حبل دعای شهدا بیاویزی و با نمازشان تا عرش اعلی بالا روی. می‌دانم كه چه می‌كشی دوكوهه! عمر تو هزارها سال است و شاید هم میلیون‌ها سال. اما از آن روز كه انسان بر این خاك زیسته است، آیا جز اصحاب عاشورایی سیدالشهدا كسی را می‌شناسی كه بهتر از شهدای ما خدا را عبادت كرده باشد؟ تو چه كرده‌ای كه سزاوار كرامتی این‌همه گشته‌ای كه سجده‌گاه یاران خمینی باشی؟ چه پیوندی بوده است میان تو و كربلا؟ كدام رسول بر خاك تو زیسته است؟ تو كهف اعتكاف كدام عارف بوده‌ای؟ اشك كدام عزادار حسین بر تو چكیده است؟
دانلود کنید با صدای شهید سید مرتضی آوینی
برای دانلود کلیک کنید
:: دعا بکن که نباشم بخواه مرگم را ...
چـرا بــه خاطـر من گریه می کنی آقا
 منـی کـه مایه ی ننگم برای مثل شما
 فدای قلب رئوفت که نیمه شب تا صبح
 بـرای عـفـو گـنـاهـم تو می کنی نجوا
 منی که مایه ی ننگم بـرایتان یک عمر
 اســیــر بــار گـنــاه و لـذایـذ دنـیــا
 شـنـیده ام شب جمعه تو بی قرار منی
 و غـافل از همه جا من اسیر خواب اما
 اگـر چه مایه ی ننگم اگر چه بد هستم
 همیـن که نام تـو را می برند در هر جا
 دلم هوای تـو را مـی کنـد، نمی دانـم
 کـدام گـوشـه بـرم ایـن دل خرابم را
 اگــر کـه لایـق درگاهتان نخواهم شد
 دعـا بـکـن کـه نبـاشم بخواه مرگم را
حمیدضیاء یزدی
:: پی نوشت 6:
ضراربن ضباتی از یاران امام علی (ع) به شام رفت، بر معاویه وارد شد، معاویه از او خواست از حالات امام علی بن ابیطالب بگوید،
 گفت: «علی (ع) را در حالی دیدم كه شب پرده های خود را بر شهر افكنده و تاریكی بر همه جا متولی گشته بود، و علی (ع) در محراب عبادت ایستاده و محاسن شریفش را بدست گرفته و چون انسان مارگزیده بخود می پیچید، و محزون میگریست، و می گفت: ای دنیا، ای دنیای حرام، از من دور شو ، آیا برای من خودنمایی می كنی؟ یا شیفتة من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟
هرگز مباد، برو غیر مرا فریب ده كه مرا در تو هیچ نیازی نیست ترا سه طلاقه كرده ام تا بازگشتی نباشد، دوران زندگی تو كوتاه، ارزش تو اندك و آرزوی تو پست است، آه از توشة اندك و درازی راه و طول آن و دوری منزل و عظمت روز قیامت!!»
:: پی نوشت 7:
تمام خوف و ترس هایی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش رو می بیند 
اگر دید خدا هست در کار و خدا را دید ،نمی ترسد 
گمان نکنید که شما خودتون می توانید یک کاری انجام بدید 
شما همون کسی هستید که اگه یک گنجشک چیزی ازش بگیره قدرت ندارید ازش پس بگیرید
همه عجز است ؛همه فقر است ؛هرچی هست از اوست ؛از خداست 
برای دانلود کلیک کنید




برچسب ها :
تدوین اصول ,  مبانی شخصیتی ,  رشد و تعالی ,  دانلود ,