ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ (قلم/آیه 1)
ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند،
هر چه علم پیشرفت می کند بشر بیشتر به حکمت و تدبیر خداوند متعال ایمان می آورد.این نهر همیشه جاریِ طریقت الهی بیشتر خودنمایی می کند و عطش آدمی نیز افزون تر می گردد.اندیشه ها به چالش کشیده می شوند و تئوری های سوخته از راه بدر می شوند و زمینه برای بروز اعتقادات متعالی فراهم می شود.
از بزرگ ترین مشکلات جامعه ما در حال حاضر مشکل اعتقادی است.اعتقادات ما جوهره تفکر ماست به رفتارما جهت می دهد ما را بالا می کشد و یا در جایی به زمین می زند.
اعتقادات ما به ما می فهماند که در چه مکانی چه بگوییم ؛اعمال عبادی خود را چگونه انجام دهیم  ؛چه جهت گیری سیاسی داشته باشیم و به طور کلی چه طور زندگی کنیم.
اعتقادات درست جهت گیری های درست را در پی دارند و هدف های متعالی جهت گیری های درست می خواهند.به تعداد انسان های روی زمین تفکر و روش زندگی وجود دارد.اعتقادات متعالی برای انسان هایی که بدنبال هدف های متعالی هستند لازم و ضروری است.مذهب ،شریعت ،قید و بندهای اخلاقی و احکامی که رعایت می کنیم اعتقادات ما را تشکیل می دهد.
مطمئنا اعمال تئوریزه نشده و حرکت های ناهماهنگ بدون هدف(که مشکل اکثر ما جوانان است)انسان را سردرگم و نگران کرده و از رسیدن به هدف باز می دارد.اعتقادات صحیح وقتی که از قوه به فعل تبدیل شوند همانند امواج مثبت فراگیری ،اندیشه ها را می پیمایند و این کمال خود را منتشر می کنند.البته برای گوشهایی که بشنوند و اندیشه هایی که پذیرا باشند.
اعتقادات صحیح به خودی خود نقص ها را برطرف می کنند ،رشد می کنند و ریشه می دوانند.اعتقادات صحیح بسیار زیبا هستند.ذات زیبا پذیر انسان وقتی این اعتقادات زیبا را درک می کند گمشده خود را می یابد و تنفسی الهی را تجربه می کند.تنفسی برای پرستش
بیایید برای نوسازی افکار خود تصمیمی قطعی بگیریم.به بعد از رهایی بیندیشیم به احساس بعد از نو شدن به احساس بعد از پرستش.بیایید زندگی کنیم و بپرستیم خداوندی که همه چیز فقط با او ممکن است و فقط او برای بنده اش کافیست.

أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ(زمر/36)
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟
...........................................
:: چند آیه تأمل:
آیه های 30 تا 38 سوره بقره را با هم بخوانیم:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار می دهم. گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار می دهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می گوییم و تقدیس می کنیم. [پروردگار] فرمود: من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین اسراری] می دانم که شما نمی دانید. ﴿٣٠﴾
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ
و خدا همه نام ها [یِ موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نام های ایشان خبر دهید، اگر [در ادعای سزاوار بودنتان به جانشینی] راستگویید. ﴿٣١﴾
قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ
گفتند: تو از هر عیب و نقصی منزّهی، ما را دانشی جز آنچه خودت به ما آموخته ای نیست، یقیناً تویی که بسیار دانا و حکیمی. ﴿٣٢﴾ 
قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ
[خدا] فرمود: ای آدم! فرشتگان را از نام های آنان خبر ده. پس هنگامی که نام هایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود: آیا به شما نگفتم که من یقیناً نهانِ آسمان ها و زمین را می دانم، و به آنچه شما آشکار می کنید و به آنچه پنهان می دارید، دانایم؟ ﴿٣٣﴾ 
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ
و [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید، [پس] سجده کردند مگر ابلیس که سر پیچید و تکبّر ورزید و از کافران شد. ﴿٣٤﴾ 
وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ
و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید و از هر جای آنکه خواستید فراوان و گوارا بخورید، و به این درخت نزدیک نشوید که [اگر نزدیک شوید] از ستمکاران خواهید شد. ﴿٣٥﴾ 
فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ
پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود. ﴿٣٦﴾ 
فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ
پس آدم کلماتی را[ مانند کلمه استغفار و توسّل به اهل بیت (علیهم السلام) که مایه توبه و بازگشت بود] از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار ]توبه اش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است. ﴿٣٧﴾
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
گفتیم: همگی از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند. (38)
:: عکس نوشت 1:
بگذارید گمنام باشم، به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا ، افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.
شهید دهنویان
کلیک کنید
(با سپاس از افسران www.afsaran.ir)
:: عکس نوشت 2:
آری غربت اشک هایت را عاشورا می فهمد...
دنیای دو روزه
.....................................
کلیک کنید




برچسب ها :
دل نوشت ,