آن چه می دیدم ،شکوه شعله ها بود

شکوه شعله های شبانه شمع

و من زبانه ای ناچیز بودم

در مسیر انتظارت هیچ بودم ،

هیچ بودم

آتش مهرم به دیده نیامد

مهلت عاشقی به سر آمد

نرم نرمک سرد می شدم

نوری تابید

از جانب ولی مهر

که جوانان بشتابید

................................................

:: پی نوشت :

دوستان یه سری مشکلات برام پیش اومده که خیلی به هم ریختم. آرزو می کنم سحر و افطارتون پر از مهر و معنویت باشه .امیدوارم این لحظه های معنوی رو قدر بدونید ،لایق دونستید از ما هم یادی بکنید ، التماس دعا 





برچسب ها :
التماس دعا ,  آستانه ها ,  درد و دل ,  عشق ,  ولایت ,  ولی ,