پاک بودن را می آموختی
هستی ام ،انگاره های نوازش لبخند پاک تو
نیستی ام ،ناله های آهناک تو
یک نگاه و درد تفسیر می شد ،ثمره ی وسعت قلب تو بود
مادرم حجم سرد دوری تو ساده می شکست لحظه ی آرامشم را
اندیشه ام فواره های انکار است
مسیر قلبم را می شناسی ،بخوان مرا
آشنا ،تنها ،خسته ،بی تو ،تاریک
بخوان مرا
جویبار انتظار امتداد رنگی آموزه های قلب توست
روزگارم سخت می گذرد ،و تو گفتی بایست ،خواهم ایستاد
به یاد دارم در خانه ،آفتاب ،سلام قسمت می کرد
آب ،آیینه مهر و صفا
اینک خاموشم ،گذشته را مرور می کنم.
صادقانه ،بی بهانه
یک شاخه گل سلام تقدیم تو باد

هستی من





برچسب ها :
مادر ,  عشق ,  درد و دل ,  متن ادبی ,