آسمان می بارید كه گویی قرن هاست فریاد می كشد
فریادهای خاموش ،ظلمت وار و بی تاب
و تو می نوشتی بی انتها هجوم خونین واژه ها را
در این بیست و یكمین ننگین بهار زندگیت
كه آری آسمان آبی و گل زیباست
قلم رنگین و غم تنهاست
نمی گفتی كه این نامردمیها ، كینه ها ، بی شرمساری
می فشارند سینه ات را ، تا خود ببازی
نمی گفتی چه آسان این لهیب تشنگی ها
سقط می كرد تن خاكستری را
طنین مستی نامحرمان بیداد می كرد
با شادمانی معرفت را خاك می كرد
خروشان اخگران یك شب نبارید
ساقیان خشم این منم یك دم نكوبید

:: التماس دعا





برچسب ها :
درد و دل ,  التماس ,  عشق ,  آستانه ها ,