تو پست قبل گفته بودم اول 90 آپ می کنم، و سکوت من و تو آخرین پست وبلاگ در سال 89 خواهد بود ولی این روزها اتفاقاتی می افته که هیچ جور نمی شه ازش گذشت."با تمام اشک هایم" اثر فریدون مشیری رو بهتون تقدیم می کنم ،به یاد برادران و خواهران شهیدمون در بحرین ،مصر و ...
با تمام اشک هایم...
شرم تان باد!ای خداوندان قدرت!
بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت،
بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است این که می بارید بر دل های مردم،
سرب داغ!
موج خون است این که می رانید بر آن
کشتی خودکامگی را ...
موج خون!

 

نصر من الله ...

گر نه کورید و نه کر.
گر مسلسل هاتان یک لحظه ساکن می شوند؛
بشنوید و بنگرید:
بشنوید ،این«وای» مادرهای جان آزرده است
کاندرین شب های وحشت سوگواری می کنند.
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را،که مزدوران تان
روز و شب ،با خون مردم ،آبیاری می کنند!
بنگرید این خلق عالم را ،که دندان بر جگر،
دم به دم بیدادتان را برد باری می کنند.

 

...و فتح القریب

دست ها از دست تان ای سنگ چشمان ،بر خداست
گر چه می دانم،
آنچه بیداری ندارد ،خواب مرگ بی گناهان است و
وجدان شماست!
با تمام اشک هایم ،باز ،-نومیدانه-
خواهش می کنم
بس کنید!
بس کنید
...

:: یا مهدی با مهدی تا مهدی
::‌پی نوشت : سال تحویل امسال ،برادران و خواهرانمون در دیگر کشورهای اسلامی رو هم دعا کنید.





برچسب ها :
فریدون مشیری ,  جنگ ,  مقاومت ,  شیعه ,  اندوه ,  اشک ,  سکوت ,