الهی گهی به خود نگرم،

گویم : از من زارتر كیست؟

گهی به تو نگرم ،گویم از تو بزرگوارتر كیست؟

گاهی كه به طینت خود افتد نظرم،

گویم كه من از هر چه به عالم بترم.

چون از صفت خویش اندر گذرم،

از عرش همی به خویشتن در نگرم.

.

.

.

الهی!

این همه نواخت ،از تو ،بهره ی ماست ،كه در هر نفسی چندین سوز و نور عنایت تو پیداست.چون تو مولی كه راست؟و چون تو دوست كجاست؟ و به آن صفت كه تویی ،خود جزاین نه رواست.

این همه نشان آیین فرداست.

این خود ،پیغام است و خلعت برجاست.

.

.

.

خداوندا!

یك دل پر درد دارم و یك جان پر زجر ،عزیز دو گیتی!

این بیچاره را چه تدبیر است؟

خداوندا!

درماندم ،نه از تو و لكن درماندم ،در تو ! اگر هیچ غایب باشم ،گویی : كجایی؟

و چون به درگاه آییم ،در را بگشایی.

خداوندا!

چون نومیدی در ظاهر اسلام حرمان است،

و امید در عین حقیقت ،بی شك نقصان است،

میان این و آن رهی را با تو چه درمان است؟

چون شكیبایی در شریعت ،از پسندیدگی نشان است،

و نا شكیبایی در حقیقت ،عین فرمان است،

میان این و آن رهی را با تو چه برهان است؟

خداوندا!

هر كس را آتش در دل است و این بیچاره را در جان.

از آن است كه هر كس را سر و سامان است،

و این درویش بی سر و سامان است.

.

.

.

ای نزدیك تر از ما به ما؟و مهربان به ما از ما!

نوازه ی ما بی ما.

به كرم خویش ،نه به سزای ما ،نه كار به ما،

نه بار به طاقت ما ،نه معاملت در خور ما ،نه منت به توان ما،

هر چه كردیم تاوان بر ما.

هر چه تو كردی باقی بر ما.

به خود كردی نه برای ما!

:: گزیده ای از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

:: دانلود كتاب با فرمت pdf





برچسب ها :
مناجات ,  متن ادبی ,  کتاب ,  دانلود ,