هشام بن سالم از امام محمد باقر(ع) نقل می کند:
"لا تقولوا هذا رمضان و لاذهب رمضان و لاجاء رمضان فإن رمضان اسم من اسماء الله عزوجل لایجیء و لا یذهب."
نگوئید این رمضان است.نگوئید رمضان آمد و رمضان رفت.رمضان اسمی از اسماء خدا است ،نه می آید و نه می رود.
رمضان یک امر وجودی است.اسمی از اسماء خداست که ما در عالم تحقق وجودی در آن قرار گرفته ایم."و انما یجیء و یذهب الزائل" ،به درستی که آمدن و رفتن مربوط به امر و فانی و از بین رفتنی است ،"و لکن قولوا شهر رمضان  فإن الشهر مضاف إلی الاسم" ، بگوئید ماه رمضان.کلمه ی ماه را به اسم الهی اضافه کنید که اگر بگوئید آمد و رفت ،بگوئید ماه آمد و رفت ،نه رمضان.رمضان که آمد و رفت ندارد.یک امر ثابت و پایدار از اسماء خدا در باطن شماست.آن هم اسمی از اسماء خدا که ظرف ظهور افطار من و شما ،یعنی وجود و تجرد است.
رمضان به معنای شدت گرماست ،شدت گرمای تابش آفتاب بر شن.داغ و سوزاننده ،عدم سوز ،فنا سوز ،شیرین و لذیذ.رمضان یعنی این سوزش.یعنی آن وجود ،عین عشق و محبت است.ببینید تابش آفتاب گرم بر شن ها ،آن ها را چنان داغ می کند که جرأت نمی کنیم پایمان را روی آن ها بگذاریم.به محض اینکه پا را روی آن بگذاریم ،تاول می زند.
همان طور که در عالم بالا ،روزه عدم را سوزاند ،وقتی پایین آمدیم و در عالم ماده قرار گرفتیم ،باید ظهورش فنا را بسوزاند.اما به راستی کدام یک از روزه های ما چنین خاصیتی برایمان داشته است؟کدام یک فناهای وجود را ،نواقص و نیستی های وجود را سوزانده است؟
.
.
.
...چه خوب است که ما در ماه مبارک رمضان ،به خود زحمت دهیم و عالم باطن خود را بیشتر بشناسیم.قدری در عالم خودمان غور کنیم.چه زیباست که در شب های پربرکت این ماه ،ساعتی بنشینیم و خود را بررسی کنیم.چه خوب است که در همین دنیا بفهمیم عالم ظاهر ،عالم حقیقی ما نیست و همه چیزش از همسر ،فرزند ،مال و ... سراب است!چه زیباست که عالم درونمان را بررسی کنیم و ببینیم چه علمی را پایه ی اندیشه های خود کرده ایم؟ در مقابل هوس ها ،حرص ها و ظلم ها چه می کنیم؟ اگر عیب و نقصی در دیگران دیدیم چه برخوردی داریم؟ اگر ما اینجا عالم خود را ببینیم ،می توانیم به اصلاح آن بپردازیم ،نه فردای قیامت که میدان عمل و جبران بسته است...
:: قطعه ای از کلام استاد فاطمه میرزایی(لطفی آذر) در کتاب رمضان ،ضیافت الله



برچسب ها :
رمضان ,  کتاب ,  دانلود ,  فاطمه میرزایی(لطفی آذر) ,