زبانحال حضرت زهرا (س) :

ز دست اهل مدینه چه خون جگر شده ام

زتیشه های خزان نخل بی ثمر شده ام

کسی غریبی من را چرا نمی فهمد

شکسته بالترین مرغ خون جگر شده ام

به غیر فضه کسی حال من نمیداند

که دید پشت در خانه بی پسر شده ام

من و فراق پدر باورم نی آید

خمیده  خسته  شکسته پس از پدر شده ام

دو روز پیش زنی آمد و نگاهم کرد

گرفت گریه اش از بس که مختصر شده ام

زهرا زهرا

زبانحال امیرالمومنین علی (ع):

این زخمهای کهنه مداوا نمی شود

این جامه ها دگر تن زهرا نمی شود

بوران درد لطمه زده بر طراوتش

دیگر گل تبسم او وا نمی شود

می خواهد او به خاطر من پا شود ز جا

هرچه تلاش می کند اما نمی شود

در سینه شکسته و آسیب دیده اش

حجم عظیم غربت من جا نمی شود

از ابتدای قصه عشاق تا ابد

بی شک شبیه فاطمه پیدا نمی شود

ای مونس غروب غم انگیز روزها

دلدادگی بدون تو معنا نمی شود

در کوچه باغ های مدینه بهار من

بی اذن تو شکوفه شکوفا نمی شود

دیگر بمان که آب فتاده ز آسیاب

در این محله فاطمه دعوا نمی شود

:: با سپاس از امیر عباسی عزیز





برچسب ها :
فاطمیه ,