تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها

:: لینک دانلود
:: لینک نوشت :
خواب پیامبر (ص) درباره ایرانیان
:: مختارنامه ...
مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم،
وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.




برچسب ها :
دانلود ,  نوا ,  مناجات ,  انتظار ,  جمعه های انتظار ,  درد دل , 
دل نوشت 1:
به نظر من آدمهایی که مادی گرا نیستن زندگی رو خیلی زیبا تر می بینن.مادی گرایی حقیقتیه که خیلی هامون باهاش درگیریم.مادی گرا بودن محدود کنندس و برخلاف تصور ،اصلا زیبا نیست.برای عبور از این حالت در قدم اول باید شیفته شد.  شاید شایسته نباشه که ارزش ها و رفتارها و آدمها رو با معیار تطابق با شخصیت و تفکرات خودمون بسنجیم.خوب مطمئنا کامل نیستیم و با این ذهنیت ها ،شاید شیفتگی رخ بده ؛ولی منجر به تعالی نمی شه.
شاید هم هیچ وقت هم نتونیم توی این شیفتگی پیشرفت کنیم و شاید هیچ وقت هم نتونیم به اون حقیقتی که شیفته اونیم و دوست داریم به عمقش برسیم ؛حتی کمی نزدیک بشیم ؛ولی به نظر من این شیفتگی و حرکت در مسیر اون چیزیه که اکثر ماها بهش نیاز داریم ؛تا بتونیم کمی فطری زندگی کنیم.
با وجود ذائقه سازی هایی که معماران فرهنگی کشورهای استعمارگر برای اعمال سیاست های مطابق میلشون انجام می دن ،حقائقی هستن که انسان ها رو همیشه و همه وقت شیفته خودشون می کنن.چون اصالت دارن.حقائقی که می مونن ؛دستگیری می کنن ؛هویت می دن ؛و با ضد ارزش ها مبارزه می کنن.
شیفتگان ارزش های شیفته کننده و با اصالت ،شاید از تفکرات و دسته های متنوعی باشن ،ولی در اصالت یک ارزش به تفاهم می رسن و شروع می کنن به تطبیق دادن خودشون با اون مفهوم با اصالت.و هر چه قدر که پیش می رن ،به هم نزدیک می شن.به هم بیشتر احترام می ذارن و همدیگه رو بهتر درک می کنن.و این همگرایی و یک صدا شدن خودش می تونه معیار رشد اون ها در مسیر این شیفتگی اصیل باشه.
 اهدنا الصراط المستقیم ...

برای نمایش با اندازه واقعی کلیک کنید

.....................................
:: دل نوشت 2:
 
از دفتر من چهار خط می ماند
هر واژه تو بوده ای ،خدا می داند
این قصه به پایان نرسد تا وقتی
باقی سطر ها هم شود "می آید"

دفترم من
:: پی نوشت :
دلهای مردم جزء ستاد خداست. دلهای مردم به هر سمتی متوجه نخواهد شد ! انسان خیال می كند مسلّط بر قلب خودش هست؛ اما قلب انسان در اختیار خود انسان نیست. اگر ثروت انسان، بدن انسان، حیثیّت انسان، وقت انسان در اختیار قلب او باشد؛ قلب او در اختیار دیگری است. خود قلب جزء جنود خداست و تا قلب یك امتی به سمت یك رهبری حركت نكند، آن رهبر پیروز نخواهد شد و وجود مبارك خلیل حق،همین معنا را به خوبی درك كرد، به ذات أقدس له عرض كرد: پروردگارا ! فاجعل افئ دهً م ن النّاس تهو ی ل یه م(1). دلهای عدّه ای را به سمت فرزندان من متوجه كن. اگر رهبری با اخلاص باشد، دلهای مردم سربازان خداست. چیزی در عالم نیست كه سرباز خدا نباشد: ل لّه جنود السّماوات و الأرض (2). خداوند این سربازها را به سمت رهبر نهضت متوجه می كند.  لینک به مطلب اصلی
:: لینک نوشت :
خودکفایی در سمبل ها




برچسب ها :
دل نوشت ,  شیفتگی ,  شیفتگی اصیل , 
ندیدم شهی در دل آرایی تو
به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرور ترینی
فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر
ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من
ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من
ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من
ندیدم کسی را به آقایی تو
امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟
تجلی طه، گل اشک مولا، دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم
گرفتار گودال خونین، گرفتار غم های زینب، سیه پوش قاسم
عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا
نفس های سجاد، نواهای باقر، دعاهای صادق
کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه
تمنای هادی، عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی؟
دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب است و ویران صفایی ندارد
بیا تا جوانم  بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد
:: دانلود کنید با صدای علی فانی
برای دانلود کلیک کنید




برچسب ها :
دانلود ,  علی فانی , 
راستی آیا علی از جنس ماست؟
در شگفتم عمق این دریا کجاست؟!
چون ز وی باید سخن آغاز کرد؟
چون توان این راز حق را باز کرد؟
 عمق ما تا سطح خواهش های دل
او فراتر از حدود آب و گل
ما حدود خویش را گم کرده ایم
چون مگس در خود تراکم کرده ایم
 طول و عرض او چه دانی تا کجاست؟
آدمیزادی در ابعاد خداست
ما کجا، آن خوب، آن زیبا کجا
او امیر عشق و ما عبد هوا
 از کدامین رنج خود با چاه گفت؟
چاه آنرا در کجای دل نهفت؟
آه ای چاه ای تو دمساز علی
ای دلت گنجینه راز علی
 گو به من گر هیچ می داری به یاد
زان ودیعت ها که در نزدت نهاد
من نمی گویم که کشف راز کن
گوشه ای زان حرفها را باز کن
 از کدامین درد خود آغاز کرد؟
شکوه از تنهایی خود ساز کرد؟
در میان آنچه آن مظلوم گفت
گوشت آیا لفظ پهلو هم شنفت؟
 از کدامین رنج خود بسیار گفت؟
از شکستن؟ از در؟ از دیوار گفت؟
ای تو سیمرغ، ای همای، ای شاهباز
ای وجودت آشیان رمز و راز
 شانه هایت آفرینش را ستون
دستها هم پرنیان هم صخره گون
چشم ها سرچشمه اندوه و مهر
جاری از آن اشک و رأفت سوی چهر
 ای خوشا چشمی که رویت دیده است
برگی از بستان رویت چیده است
کوه با عزم تو کاهی بیش نیست
هیچ دل پیش تو بی تشویش نیست
مرگ را چون موم در کف داشتی
هر زمانش خواستی برداشتی
:: علی موسوی گرمارودی
................................................
:: پی نوشت :
وقتی مردم یک جامعه نسبت به اوضاع و احوال و شرایط همدیگه احساس بی تفاوتی کنن ،پایداری و ثبات در اون جامعه به هم می ریزه.
افراد یک جامعه با تکیه بر مشترکات فکری و عقیدتی و باور های مشترکشون می تونن خیلی راحت در یک جامعه در کنار همدیگه زندگی کنن.که به نظر من در بین خانواده هایی که به سبک ایرانی – اسلامی زندگی می کنن ،این مشترکات خیلی زیاده.
با وجود این مشترکات اگه به دلائلی سراغ اختلاف ها و برخوردهای فرهنگی که بین اونها هست برن و این اشتراکات فاصله بگیرن ،فضای زندگی اونها دچار فراز و نشیب و ناراحتی می شه.تنش های بی نتیجه و اتلاف وقت و حوصله از نتایج این گونه برخوردها هستش.
امیدوارم خداوند متعال توفیق زندگی در جامعه ای بدور تنش های بی نتیجه رو به مردم عزیزمون عطا بکنه ،به حق بنده راستینش مهدی (عج).



روزه گرفتن رو دوست دارم چون در شرایط روزه بودن ،خودمون توسط خودمون به چالش کشیده می شیم ؛انسان بی واسطه با نفس طماع خودش می جنگه.مواقعی در زندگی به وجود می آد که در اون مواقع آدم فکر می کنه خیلی رشد کرده و بالا رفته ،حالا روزه گرفتن هستش که اونو به چالش می کشه و سختی های اون به آدم یادآوری می کنه اون طوری هم که خیال می کرده نبوده.
اگر مدافع ارزش ها هستید این ماه مبارک فرصت خوبیه که خوبی ها و زیبایی ها رو در خودتون تقویت کنید و سعی کنید بدی های خودتون ،خصوصا در بعد اجتماعی رو تا می تونید به صفر نزدیک کنید.چون اگر بخواهید یک رنگ زندگی کنید باید در همه مجامع عمومی مدافع ارزش ها باشید و اگر در جمع از ارزش ها دفاع کنید دشمن پیدا می کنید و شخصیتتون هدف کینه توزی ها قرار می گیره ؛پس باید سعی کنید بدی ها رو در خودتون به صفر برسونید.تا با دردسر کمتری زندگی کنید.
در این ماه مبارک سعی کنید به دیده نشدن خوبی هایتان و بزرگ تر دیده شدن بدی هایتان عادت کنید.ماه رمضان ماه احسان و نیکی هستش.سعی کنید حداکثر توانتون رو به کار بگیرید تا تاثیرات مثبت بر روی شخصیت خود ایجاد کنید و این تاثیرات رو بعد از به وجود اومدن در خودتون از صمیم قلب برای دیگران هم بخواهید و سعی کنید زندگی تون و معنویتتون رو در ابعاد بزرگ تری منتشر کنید.این که توصیه ها و امر به معروف هایی رو که انجام می دهید حتما خودتون قبلا بهش رسیده باشید تاثیرش رو صد چندان می کنه.
رسیدن به ایمان و نشر اون همراه با انجام عبادت های ماه رمضان واقعا انسان ساز و تاثیر گذاره.این تاثیر یه وقتهایی اون قدر زیاد می شه که به طرز محسوسی خود آدم تغییر کردنش رو متوجه می شه.
اگر واقعا عبادتتون در وجودتون اثر گذاشته باشه ،باید تواضع و افتادگی بیشتری در خودتون حس کنید چون روزه گرفتن غرور کاذب رو در هم می شکنه.
به نظر من قرار گرفتن در چهار چوب شرع خیلی راحت تر از اینها ست که انسان فکرش رو می کنه.همیشه راهی وجود داره که انسان بتونه خودش را در قالب شرع قرار بده.در راه که قرار بگیری اون قدر خیر و برکت به سراغت میاد که حد نداره.یه شادی و مسرتی به سراغ آدم میاد که تمام وجودت رو در بر می گیره.اون وقته که هر روز سال آرزو می کنی زودتر ماه رمضون برسه.
حال خوشی بهتون دست داد از ما هم یادی بکنید.
..................................................
:: دانلود :
دوتا برنامه آپلود کردم براتون ؛امیدوارم دانلود کنید.واقعا ارزششو داره.اولی رو می تونید روی کامپیوترتون اجرا کنید و فوق العاده کامله ،اسمش هست نسیم رحمت و کم حجم و مناسبه ،این برنامه رو تیم وب سایت شیعه ها برای ماه مهمانی خدا آماده کردن.خدا خیرشون بده.

نسیم رحمت

برای دانلود کلیک کنید
برنامه دوم که روی دستگاه های آندرویدی اجرا می شه ،کار گروه پرشه هستش و اسمش هست رمضان.خدا خیرشون بده.
برای دانلود کلیک کنید




برچسب ها :
رمضان ,  ماه مهمانی خدا ,  دانلود , 
کفر متحرک به اسلام می رسد ، ولی اسلام راکد ، پدر بزرگ کفر است . سلمان ها در حالی که کافر بودند ، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند ، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد .
کفری که با حرکت ما همراه باشد ، وحشتی ندارد . وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم .
گوشه ای از مقدمه کتاب حرکت نوشته استاد علی صفایی حائری

دل نوجوان


قبل از خواب با خودتان عهد ببندید که فردا بعد از برخواستن از بستر تصور خواهید کرد تمام حرکات شما توسط دوربین های نامحسوسی فیلم برداری می شود و برای این فیلم برداری هم کسی از شما اجازه نگرفته است.
تصور کنید تمام اصوات شما و اطرافیانتان توسط میکروفن های فوق پیشرفته ضبط می شود.
شما نه به افرادی که این قضیه را مدیریت می کنند دسترسی دارید و اگر هم دسترسی داشته باشید نمی توانید جلوی این کار را بگیرید.
دفترچه ای تهیه کنید و تغییراتی که در سبک زندگیتان ایجاد می شود را یادداشت کنید.
خواهید دید تغییرات بسیاری در زندگی شما ایجاد شده است.
بله ،این اتفاق هر روز می افتد ؛خداوند متعال هر روز حرکات تمام بندگان خود را ثبت می کند و روی صحبت ها و حرکات و تصمیمات و آنها نظارت کامل دارد.
همه باید به خاطر کارهایی که شاید برای ما ناشایست نباشد ولی حقیقتا ناشایست هستند ؛پاسگخو باشیم.و عدل الهی هم عدل کامل است.
.......................................................
:: پی نوشت 1:
نماهنگ بیا تا جوانم بده رخ نشانم از طریق لینک زیر در دسترس است.
بیا تا جوانم بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد
دلم جز هوایت هوایی ندارد 
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم 
بدون ولایت صفایی ندارد
برای دانلود کلیک کنید
:: عکس نوشت :

کلیک کنید
:: پی نوشت 2:
از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند : چه کسی زیرک تر است؟
فرمودند : زیرک ترین افراد کسانی هستند که خود را برای مرگ آماده کرده اند و توشه اندوخته اند.
:: پی نوشت 3:
شایستگان آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است كه ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاودانانند؛ حكمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی‌انتهای نورِ نور كه پرتوی از آن همه‌ی كهكشان‌های آسمان دوم را روشنی بخشیده است.
...ای شهید، ای آن كه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی بر آر و ما قبرستان‌نشینانِ عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش...پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...
دانلود کنید با صدای جاودان شهید سید مرتضی آوینی
برای دانلود کلیک کنید
:: پی نوشت 4:
در سخنی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:
در روزگاران گذشته عده‌ای به پیغمبری که داشتند، گفتند: دعا کن پروردگارت مرگ را از ما برگیرد. آن پیغمبر برایشان دعا کرد و خداوند مرگ را از آنان برداشت. پس تعدادشان افزایش یافت به حدی که منازل و خانه‌ها برایشان تنگ شد و نسل زیاد گشت، ‌و صبح که می‌شد مرد (خانه) مشغول غذا دادن به پدر و پدربزرگ و مادر و پدر و پدربزرگ خود می‌شد و آن‌ها را نظافت می‌کرد و به سر و وضعشان رسیدگی می‌نمود.
این بود که از کسب و کار افتادند پس گفتند: از پروردگارت تقاضا کن ما را به همان حالی که داشتیم بازگرداند. پیامبرشان از پروردگارش خواهش کرد و خداوند آن جماعت را به حال اولشان بازگردانید.
بحارالانوار، ج14، ص 463




برچسب ها :
دل نوشت ,  عدالت , 
خداوند بر ریزه کاری های خلقتش مسلط است.خدا مثل ما نیست که بگوید شلوغ شده رها کن، به درد نمی خورد.خداوند حتی بندگان معصیت کارش را هم در نظر دارد.می گوید او از چشم همه افتاده است پس ما باید او را بخواهیم.
خدا می گوید:
ای بنده ی من اگر همه ی اهل زمین انیس و مونس داشته باشندو تو هیچ کسی را نداشته باشی ما تو را سرپرستی می کنیم.منتهی بنده، خودش سرپرستی نمی خواهد.لج می کند، خداوند هم سربه سر او نمی گذارد تا بیشتر عصبانی نشود. از دور مواظب اوست. طوری که او نفهمد...
:: حاج اسماعیل دولابی
در شهری دو عالم می زیستند.روزی یکی از دو عالم که بسیار پر ادعا بود کاسه گندمی به دست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت:
«این کاسه گندم من هستم» و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت: «این دانه گندم هم فلان عالم است.» و شروع کرد به تعریف از خود. خبر را به گوش آن عالم فرزانه رساندند تا نحوه برخوردش را با این حرف عالم پر مدعا بیازمایند.
فرمود به او بگویید: « آن یک دانه گندم هم خودش است، من هیچ نیستم.»
:: منبع:خانه خوبان۳۷،ض۲۳.


در فرهنگ ما همیشه دین با سنت ها آمیخته بوده است.بسیاری از فرهنگ ستیز ها در طول دوره های مختلف تاریخی کشور هم فکر می کردند با نابود کردن سنت ها به طور مثال معماری سنتی ایرانی و یا دیگر سنت ها دین را هم نابود خواهند کرد ولی اشتباه می کردند ؛درست است در سنت های مردم ما در طول دوره های مختلف تاریخی مردم آن قدر عاشق دین و مذهب خود بوده اند که دین با تمام ابعاد زندگی آنها در آمیخته بود ولی دین در آن ابعاد خلاصه نشده بود بلکه آنها را تحت تاثیر قرار داده بود.خیلی ها از تخریب گران تصور دارند دین همان سنت ها هستند و تنفر خود را از دین و نشانه های آن با تخریب نمودهای دینی نشان داده و می دهند.
خیلی از سنت ها تغییر می کنند ؛شاید بسیاری از باور ها اشتباه بودند ؛بسیار قابل تصور است که با گذشت زمان سنت هایی که ریشه در خرافه داشته اند نابود می شوند و از میان می روند ولی اهمیت و ارزش سنت هایی که ریشه در فطرت انسان دارند و حقیقتا برآمده از روح دین هستند بیش از پیش نمایان می شود.
برای گسترش هر چه بیشتر زندگی دینی می توان ابعاد زندگی مدرن امروز را هم با دین درآمیخت ؛مثلا معماری اسلامی به سبک امروزی که هم کاربردی باشد و هم بهینه سازی شده از هر نظر.
و یا موسیقی اسلامی که باید قالب درست و حیطه های فعالیت صحیح در آن مشخص شود تا زندگی دینی و آن فرهنگ ایرانی – اسلامی هر چه بیشتر وارد روح جامعه گردد.
به نظر من چیزی هم به عنوان دین مدرن و یا دین پست مدرن وجود ندارد ،یعنی نمی توانیم بگوئیم که اصول و چهارچوب های دین با گذشت زمان تغییر می کنند.ولی امکان دارد که ما تغییر بکنیم و فکر بکنیم که اصول و چهارچوب دین نیز تغییر کرده است.پس حرام ها حرام باقی خواهد ماند ،هر چه قدر هم که سعی کنیم به خودمان بقبولانیم حرام نیستند.
افرادی هستند که پیشرفت را مساوی با غربی شدن می پندارند.اعتقاد دارند وقتی به سبک زندگی آنها نزدیک شدیم پیشرفت خواهیم کرد.این پیشرفت کاذب است و نوع کارآمد و خودکفا آن توسط جوامع غربی به ظاهر پیشرفته هیچ وقت به کشور های هم رده ما عرضه نمی شود ،این وضع آنها در واقعیت پیشرفت نیست بلکه نوعی فریب است.این پیشرفت مساوی با اسارت نفس است.اسارتی که انسان را بنده خود می کند.انسانی که بنده طمع شود و برای پر کردن جیب های فوق سرمایه دار های آنان تلاش کند.
متاسفانه از دیگر حقائقی که با وارد شدن به سبک زندگی غربی تغییر می کند نگرش و گرایش به زیبایی هاست.بعضی از حقائق فطرتن برای انسان زیباست.که ممکن است در طول زندگی فرد دیگر زیبا نباشند.در سبک زندگی غربی ذائقه ها با تبلیغات و خوراک های مختلف فکری و بدنی تغییر می کنند و فرد به نفع آن سرمایه دارها خرید  می کند و تفریح انجام می دهد.
معصومیت حقیقتی که خداوند در نهاد انسان ها قرار می دهد از اولین حقائق فطری است که در زندگی غربی خیلی سریع می سوزد و از بین می رود.
مگر غیر از این است که انسان اگر لذت بالایی را درک بکند ؛لذت های پائین برایش از جذابیت می افتند و مگر غیر از این است که لذت های مادی سیری ناپذیرند مثلا انسان هر جا سفر بکند مکانی زیباتر را برای سفر بعدی خواهد طلبید و یا هر اتومبیلی بخرد اتومبیلی بهتر را در خرید های بعدی مدنظر قرار خواهد داد.و همچنین همواره بهتری وجود خواهد داشت ؛پس هیچ وقت سیر نخواهد شد و عمر خود را به هیچ سپری خواهد کرد.
 پس لذت را نباید در لذت های مادی جستجو کرد.لذت باید منشا الهی داشته باشد و در چهارچوب حلال های خداوندی قرار گیرد؛لذتی که هم خیر باشد و هم زمینه ساز قرب به خداوند متعال.
..........................................................
عکس نوشت :
تا بتوانم به رخت بنگرم ،پرده بر انداز ز چشم ترم

بی تو خسته بی تو دل بشکسته

مولا جان

آقا جون بی تابتم




برچسب ها :
نیمه شعبان نوشت , 
اگر قلبا قبول داشته باشیم که این دنیا محل گذر است و دل بستن به آن اشتباه ،در زندگی بسیار تاثیر گذار و لذت بخش است.خیلی وقتها باید در زندگی مکث کرد و فقط تفکر کرد.تفکر روی اصول.اصولی که بقیه رفتارها و جهت گیری ها از آنها ناشی می شوند.
اصولی قابل اتکا و انرژی بخش برای حیاتی پر از خیر و برکت. این یک توصیه مثبت است که هر فرد برای زندگی خودش اصولی رو تدوین بکند و به آنها پایبند باشد ،خصوصا نسل جوان امروز که به شدت مشغول شده و هزینه های زیادی برای جدا کردن آن از حق و حقیقت انجام می شود.حتما اصولی که فرد تدوین می کند ؛به ویژگی های شخصیتی خودش بستگی دارد و از نگرش و باورهای او سرچشمه خواهند گرفت.تدوین اصول سبب می شود فرد در انتخاب های خود با اطمینان عمل کند و از شک و دودلی دور شود ،این خصوصیت شخصیتی بسیار آرامش بخش است.
عده ای بر این اعتقادند که اگر برای شخصیت خود اصولی تدوین کنیم و بخواهیم با یک "چهارچوب خاص" زندگی کنیم ،باید خیلی از آدمها و رفتارها و عادت ها را کنار بگذاریم ،و این منزوی کننده است.
به نظر من این طرز تفکر ناشی از این است که نوع نگرش این افراد به مقوله زندگی دنیوی نادرست است.
پس به این نتیجه می رسیم ،برای اینکه بتوانیم اصول درستی برای زندگی خودمون تدوین کنیم پیش نیازش این است که باید نوع نگرش خود را به زندگی تغییر دهیم.
وقتی رضای خداوند متعال هدف باشد ،دیگر انزوا و دور شدن از "گذشته ها" کار سختی نیست ،و شاید لذت بخش هم باشد.
نگرش درست اگر در سن مناسب و به درستی در شخصیت فرد نهادینه شده باشد ،فرد با این نگرش درست خو می گیرد و سر موقع و بهترین نحو برای خودش اصول را تدوین خواهد کرد.ولی اگه نگرش درست از اول نهادینه نشده باشد ؛فرد باید نگرش خودش را "تغییر" بدهد که این مسئله کمی دشوار است ولی با استقامت و عزم راسخ می شود به این تعالی رسید.البته فرآیند تغییر نگرش توان فرسا و همراه با افسوس نسبت به عمر تلف شده است که کنار آمدن با این مسائل به شدت به لطف خداوند متعال بستگی دارد.
کج روی و تغییر مسیر در فرآیند تغییر نگرش بسیار اتفاق می افتد ،چون کنار گذاشتن خیلی از اشتباهات برای تدوین اصول لازم است و کنار آمدن با این کنار گذاشتن ها بسیار سخت.
محرک این فرآیند عشق است.با عشق بسیاری از ناممکن ها ممکن می شود و بسیاری از سختی ها ،سهل می شوند.
ولی هر قلبی عاشق نمی شود ،قلبی ظرفیت عاشق شدن را دارد که توانایی کار کردن در جهت "صراط مستقیم" را از دست نداده باشد و بتواند هدف را درک کند.
.....................................................
:: پی نوشت 1:
من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد.نگذارید پیشكسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند ... امام خمینی رضوان الله علیه
:: پی نوشت 2:
تخدیر روح به بیان آیت الله جوادی آملی :
وقتی انسان توجه‌اش از بدن گرفته بشود این بدن را ارباً اربا هم بكنی دردی ندارد. چرا در اتاق عمل وقتی كه اعضا و جوارح این شخص را مثلاً وقتی عمل قلب یا عمل دیگر دارد قطعه قطعه می‌كنند دردش نمی‌آید؟ برای اینكه روح توجّه ندارد و تخدیر شده است.
 در هنگام مرگ مؤمن با مشاهده اهل بیت(علیهم السلام) از تمام بدن غفلت می‌كند خب وقتی انسان از بدن غافل باشد توجهی به بدن ندارد و اگر بدن را تكه تكه بكنند درد نمی‌آید. لذا هیچ لذّتی برای مؤمن به اندازه لذّت مردن نیست و چه اینكه اگر ـ خدای ناكرده ـ انسان بدنی فكر كند و بدنی بمیرد هیچ دردی به اندازه درد مرگ نیست.
:: پی نوشت 3:
رسول خدا (ص) می فرماید :
الإیمانُ و العملُ أخَوانِ شَریكانِ فی قَرَنٍ ، لا یَقْبلُ اللّه ُ أحدَهُما إلاّ بصاحبِهِ .( كنزالعمال، ص59)
 ایمان و عمل دو برادر بسته به یك ریسمانند، خداوند یكى را بدون دیگرى نمى پذیرد.
:: پی نوشت 4:
شهدا شرمنده ایم ،شهدا شرمنده ایم ،شهدا شرمنده ایم 

شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم
....................................
:: پی نوشت 5:
تو را با خدا چه عهدی بود كه از این كرامت برخوردار شدی و خاك زمین تو سجده‌گاه یاران خمینی شد؟ و حال چه می‌كنی، در فراق پیشانی‌هایشان كه سبب متصل ارض و سما بود، و آن نجواهای عاشقانه؟
دوكوهه، می‌دانم كه چقدر دلتنگی. می‌دانم كه دلت می‌خواهد باز هم خود را به حبل دعای شهدا بیاویزی و با نمازشان تا عرش اعلی بالا روی. می‌دانم كه چه می‌كشی دوكوهه! عمر تو هزارها سال است و شاید هم میلیون‌ها سال. اما از آن روز كه انسان بر این خاك زیسته است، آیا جز اصحاب عاشورایی سیدالشهدا كسی را می‌شناسی كه بهتر از شهدای ما خدا را عبادت كرده باشد؟ تو چه كرده‌ای كه سزاوار كرامتی این‌همه گشته‌ای كه سجده‌گاه یاران خمینی باشی؟ چه پیوندی بوده است میان تو و كربلا؟ كدام رسول بر خاك تو زیسته است؟ تو كهف اعتكاف كدام عارف بوده‌ای؟ اشك كدام عزادار حسین بر تو چكیده است؟
دانلود کنید با صدای شهید سید مرتضی آوینی
برای دانلود کلیک کنید
:: دعا بکن که نباشم بخواه مرگم را ...
چـرا بــه خاطـر من گریه می کنی آقا
 منـی کـه مایه ی ننگم برای مثل شما
 فدای قلب رئوفت که نیمه شب تا صبح
 بـرای عـفـو گـنـاهـم تو می کنی نجوا
 منی که مایه ی ننگم بـرایتان یک عمر
 اســیــر بــار گـنــاه و لـذایـذ دنـیــا
 شـنـیده ام شب جمعه تو بی قرار منی
 و غـافل از همه جا من اسیر خواب اما
 اگـر چه مایه ی ننگم اگر چه بد هستم
 همیـن که نام تـو را می برند در هر جا
 دلم هوای تـو را مـی کنـد، نمی دانـم
 کـدام گـوشـه بـرم ایـن دل خرابم را
 اگــر کـه لایـق درگاهتان نخواهم شد
 دعـا بـکـن کـه نبـاشم بخواه مرگم را
حمیدضیاء یزدی
:: پی نوشت 6:
ضراربن ضباتی از یاران امام علی (ع) به شام رفت، بر معاویه وارد شد، معاویه از او خواست از حالات امام علی بن ابیطالب بگوید،
 گفت: «علی (ع) را در حالی دیدم كه شب پرده های خود را بر شهر افكنده و تاریكی بر همه جا متولی گشته بود، و علی (ع) در محراب عبادت ایستاده و محاسن شریفش را بدست گرفته و چون انسان مارگزیده بخود می پیچید، و محزون میگریست، و می گفت: ای دنیا، ای دنیای حرام، از من دور شو ، آیا برای من خودنمایی می كنی؟ یا شیفتة من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟
هرگز مباد، برو غیر مرا فریب ده كه مرا در تو هیچ نیازی نیست ترا سه طلاقه كرده ام تا بازگشتی نباشد، دوران زندگی تو كوتاه، ارزش تو اندك و آرزوی تو پست است، آه از توشة اندك و درازی راه و طول آن و دوری منزل و عظمت روز قیامت!!»
:: پی نوشت 7:
تمام خوف و ترس هایی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش رو می بیند 
اگر دید خدا هست در کار و خدا را دید ،نمی ترسد 
گمان نکنید که شما خودتون می توانید یک کاری انجام بدید 
شما همون کسی هستید که اگه یک گنجشک چیزی ازش بگیره قدرت ندارید ازش پس بگیرید
همه عجز است ؛همه فقر است ؛هرچی هست از اوست ؛از خداست 
برای دانلود کلیک کنید




برچسب ها :
تدوین اصول ,  مبانی شخصیتی ,  رشد و تعالی ,  دانلود , 


تعداد صفحات : 86

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |