تبلیغات
و جمعه ای دیگر در پیش است
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

من اینجا(tanva.blogfa.com) هم زندگی می کنم.بهم سر بزنین ،خیلی حرفا دارم که با هم بزنیم.
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
کاربردی
ابر برچسب ها
امام امروز




برچسب ها :
ولایت فقیه ,  امام گذشته ,  امام امروز , 
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن خوشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن خوشیم
توی خشکی توی کشتی توی کوچه توی خونه میکشیم
حقمونه میکشیم دونه دونه دونه دونه میکشیم
دنیا امنه و امانه میکشیم
توی غزه و اریحا میکشیم
توی صبرا و شتیلا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
توی غزه و اریحا میکشیم
توی صبرا و شتیلا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
کی به کیه چی به چیه کی به فکر این چیزاست
بی بی سی با ماست سی ان ان با ماست
ما خبر داریم حقوق بشر چرنده میکشیم
در کمال خونسردی و با خنده میکشیم
سازمان ملل کیلویی چنده میکشیم
در کمال خونسردی و با خنده میکشیم
ما خبر داریم حقوق بشر چرنده میکشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
دنیا چشم گذاشته تا موشک قایم کنیم
دست قلم کنیم پاها قلم کنیم
کی به فکر اینه کی قاتله کی جانیه
چشم دوربینا به جام جهانیه
واقعا که خوب جهانیه
راستی کی باید می برد کاپ قهرمانی رو
پپ گواردیولا یا خوزه لوییز مورینیو
جنب دروازه ها میدن عدس پلو
عدس پلو
توی غزه و اریحا میکشیم
توی صبرا و شتیلا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
توی غزه و اریحا میکشیم
توی صبرا و شتیلا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم




برچسب ها :
حامد زمانی , 
این خاک گهربار که ایران شده نامش
شیری است که در بین دو دریاست کنامش
خورشید برون آمده هر صبح ز مشرق
از برج اسد داده به اخلاص سلامش
مهتاب نشسته سر هر گنبد این خاک
از نی‌شکر فارس شکرگون شده جامش
از مرز فرا رفته به پیغمبری شعر
با سعدی و با مولوی از عشق پیامش
شوقی ازلی دارم بر خاک عزیزش
عشقی ابدی در دل دارم به دوامش
پیش ستم زورگران سینه سپر کرد
بنگر که از این همت دنیا شده رامش
از شرق مشرف بشو ای باد صبا تا
یک بار سلامم برسانی به امامش


بالای شهر پائین شهر


چرا باید فکر کنیم مهدوی بودن و در مسیر ولایت حرکت کردن متوجه و گروه و دسته خاصی می شه.اصلا مگه می شه ابراز ارادت رو محدود به دسته خاصی کرد؟ مطمئنا خوب مطلق امام زمان(عج) برای هر ذهن اندیشه گری جذابه.البته که از شیفتگی تا وصل مسیر طولانی ای وجود داره (گاهی به اندازه طول عمر فرد).مطمئنا فرد از رسیدن تفکر خودش به تفکر مهدوی کامل مسیر پر پیچ و خمی رو در پیش داره.
برای رسیدن به حدی از خوشبختی مورد انتظار خودمون ،انتظار می ره هر چه سریع تر در حد توان خودمون(علارغم اشتباهات و ضعف و قوت های متفاوتمون) در مسیر مهدویت قدم برداریم وهمیشه سعی داشته باشیم نقص های خودمون رو برطرف کنیم.
آسیب شناسی ورود به این مسیر بسیار باید مورد توجه قرار بگیره.خصوصا این که شیفته گان مسیر درست زندگی هم اکثرا از قشر جوان هستن و در معرض کینه و دشمنی های بسیاری قرار دارن و همچنین با دامنه اطلاعات و آگاهی های کمتری هستن ؛باید هوشیارتر باشن و ایمان خودشون رو بیشتر تقویت کنن.
در نظر داشته باشید متاسفانه در گوشه کناری از جامعه اسلامی خودمون هم دیده می شه جای خوب و بد واقعا عوض شده و جهت گیری پیرامون این موضوع کینه هایی رو هم به دنبال داره.که از آسیب های قرارگرفتن در مسیر خوشبختی مهدویه.
پ ن : البته اگه آسیبی هم دامن گیر انسان بشه در اون هم همیشه خیری است.بسیاری از این گرفتاری ها به آدم می فهمونه تا جایی که می تونه نباید بلغزه و خطا داشته باشه.و خطر لغزش رو به انسان یادآوری می کنه.




برچسب ها :
خوشبختی مهدوی ,  انتظار ,  مهدویت , 
مــاه اگــه نــــور خـــدا رو بگیـــره               
تــا همیشـــه زینـــت آســمونــه
مــاه اگـــه کـــه خودنمــایی نکنه               
همیشه روشن و کامل می مونه
کاش ستـــاره ی نجیــب آسمون               
گــــره روســـــری شــو وا نکنـــه
کاشکــی هیــچ گلی برای دلبری              
عطــــرشـــو حـــراج دنیـــا نکنـــه
تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنی              
کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه
هر کی میرسه به زیبایی عشــق              
دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه
دنیا نیــرنگ و رنگــــه بازی هـــاش             
چشـــم نـــداره رنـگ عشقو ببینه
تو ولــی آئینـــه ای و حیفـــه کـــه              
روی آئیــنــــه غـــبــاری بشیــنــه
آی گــــل محمـــدی کـاش بدونی              
چـــه قشنگـــه جامـه ی حیای تو
تــــو دلـــت دریـــایـــی از محبتـــه              
دنیـــا خیلـــی کوچیکـــه بــرای تو
آی گـــل محمــــدی کــاش بدونی              
دنیـــا تشنـــه ی نجابتـــت شــده
طعنـــه ها مشتــی حباب روی آب             
تـــازه وقــت استقـــامتــت شــده
تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنـی             
کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه
هر کی میرسه به زیبایی عشــق              
دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه
دنیا نیــرنگ و رنگـــه بازی هـــاش             
چشـــم نــداره رنـگ عشقو ببینه
تو ولــی آئینـــه ای و حیفــه کـــه              
روی آئیــنـــه غـــبــاری بشیــنــه




برچسب ها :
دانلود ,  حامد زمانی ,  زیبایی عشق , 

 شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ست 
آسمانا! کاسه ی صبر درختان پر شده ست 
زندگی چون ساعت شماطه داره کهنه ای 
از توقف ها و رفتن های یکسان پر شده ست 
چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم 
چای می نوشم ولی از اشک،فنجان پر شده ست 
بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند 
دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده ست 
دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر 
شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده ست 
شهر گفتم!؟ شهر! آری شهر! شهر 
از خیابان! از خیابان! از خیابان پر شده ست  
:: فاضل نظری

.......................................................

:: پی نوشت :

مدتیه این وبلاگ (tanva.blogfa.com)رو هم می نویسم.



دستی که بسته بود *** می شست بی صدا
دستی که خسته بود *** در زیر نور ماه
گلبرگ گل کبود *** گلها فسرده بود
جرم علی چه بود *** روی عدو سیاه
یافاطمه(س)…یافاطمه(س)…یافاطمه(س)…
آتش زدی به جانم *** بانوی بی نشانه
گفتی مرا کفن کن *** مظلوم من شبانه
سردار بدر و خیبر *** دیگر ز پا فتاده
دستی به دوش سلمان *** دستی به سر نهاده
یافاطمه(س)…یافاطمه(س)…یافاطمه(س)…
یابن الحسن کمک کن *** جد مطهرت را
بیرون ببر ز خانه *** تابوت مادرت را
روزی تو خواهی آمد *** از غربت زمانه
می آوری نشان از *** آن قبر بی نشانه
:: دانلود کنید با صدای علی فانی



برچسب ها :
شهادت زهرا(س) ,  علی فانی ,  دانلود , 
این که در چه مقیاسی زندگی می کنیم و دیگران رو چه قدر در زندگیمون و تصمیم گیری هامون دخالت می دیم ؛نسبت مستقیمی داره به عشق و علاقه ما به خداوند متعال و حجت خدا بر روی زمین.به میزانی که این عشق حقیقی باشه ؛مقیاس زندگی ما هم گسترش پیدا می کنه.بعضی ها مقیاس زندگیشون برد نداره ؛فقط خودشون رو می بینن و خودشون رو.به همون نسبت از زیبایی ها و خوبی های حقیقی هم دورن.
بعضی ها نه رو به رشدن و عشق داره در وجودشون ریشه می دوونه ؛اون ها مسیری رو طی می کنن و مقیاس زندگیشون گسترش پیدا می کنه و ارزشها و ارزشمندها وارد حیطه زندگیشون می شن.این افراد خوبی ها و زیبایی های زیادی رو درک می کنن.بدور از خیلی از ناهنجاری ها و تنگ نظری ها.
کاش بتونیم رشد کنیم.و داروی دل بیمارمون رو بدست بیاریم.
عشق مجسم تویی شمس فقط روی توست
باد زما دور شد در پی گیسوی توست
بیا و مرحم بذار بر دل و بر جان ما
این دل بیمار ما در پی داروی توست




برچسب ها :
انتظار فرج ,  تعالی روحی ,  زندگی در مقیاسی بزرگ تر , 
روح الله ویَّاک ییُمه الدنیا ماترحم
برو خدا به همراهت ای جان مادر که دنیا بیرحم است

بِالدنیه شِترید إذا أولها تتیتَم
از این دنیا چه سود که هنوز نیامده یتیم شدی

ماکو غیر الجروح اسمع جلمتِی وروح
غیر از درد چیزی ندارد ...حرفم را بشنو و برو

یَامَحسِنْ ثَالِث الْحَسنِینْ أَسمَکْ .. یَابَضْعَة فَاطمه وأُمَکْ تِکَلمَکْ
ای محسن که سومین حسنین منی ....ای جگر گوشه فاطمه مادرت با تو حرف دارد

إّذا عًمری تِریدَه الْعُمرَ أَسَلمَکْ .. لّجِنْ یَاولیدِی مَاراح أَبْقَى یَمَّکْ
اگر زندگی ام را بطلبی تمام سالهای زندگانیم را به تو میدهم ...ولی چه کنم پسرم که زود از پیشت خواهم رفت

مِثَلْ هَالدنیا لاتْصَدَقْ ترحمَکْ .. لَونْ بِیها رَحَم جا رحمت أُمَکْ
هرگز باور نکن که این دنیا به تو رحم کند.... که اگر داشت به مادرت رحم میکرد

بِالدنیا أولاد یظلمونا وظیفتهم .. شما جرا مصاب أساسه من سقیفتهم
در این دنیا کسانی هستند که احساس وظیفه شان به ما ظلم کرده....وهر چه مصیبت کشیدیم از جلسه سقیفه آنهاست

مِنهُم قَلبِی مَجروح .. اسمع جلمتی وروح
قلبم از انها زخم دیده است ... حرفم را بشنو وبرو

إِلَکْ خَلْ أَحجِی یَآ آخِر بِنینِی .. شترید بدنیا مارحمت حنینی
بگذار برایت بگویم ای فرزند آخرم .... از این دنیا چه سود که به اشتیاقم برای دیدنت رحم نکرد

بعدنی بزُغری وبزَهوة سنِینِی .. الضِلَعْ مِتْکَسِر ولَطمَه على عِینِی
در سر آغاز زندگی ودر عنفوان جوانی ام ....پهلویی شکسته وسیلی ای بر گونه برایم به جا گذاشته است

صَحَتْ مِن سَقَطوک بکِلْ وَنِینِی .. یَقَعْ قَلبِی ولایوقَعْ جِنینِی
هنگامی که تو را سقط کردند با تمام وجودم فریاد زدم.... که ای کاش قلبم از کار بیفتد ولی جنینم سقط نگردد

مِنْ فَکرت بِیکْ قِلَتْ اسبقنِی للجنَّه .. بِالدنیا لاتعیش یتیم وتِکبَر الونّه
به تو که فکر کردم گفتم که زودتر از من وارد بهشت شوی ....تا در این دنیا یتیم زندگی نکنی و غصه ام بیشتر نگردد

قَبلِی سَلَّم الروح اِسمَع جِلمتِی وروح
قبل از من جان بده... حرفم را بشنو وبرو

یَاوردَه انْقِطْعَتْ بِین الریاحِینْ .. قَبلْ مِیلادَک اِتْعنَّى لک البِینْ
ای گل گلچین شده از میان گلها... جدایی قبل از آمدنت به استقبالت آمد

جَدَلْ خَل نِفترضْ لَو عایش سنِینْ .. الدنیا تراقبک ماتغمض العِین
به فرض اگر سالها هم زندگی میکردی... این دنیا یک لحظه نیز از تو چشم برنمیداشت

مصِیرک بیها بَس واحِد مِن اثنِین .. لَو مِثلَ الحَسَن لو مِثلَ الحسِینْ
سرنوشتت در آن تنها به یکی از این دو ختم میشود....یا مانند سرنوشت حسن (ع) یا حسین(ع)

لَو عِمرک یطول یَیُمه ومامِتت بِالسَم .. وی نَحر الحسِین وریدَکْ لاتِظَنْ یَسلَمْ
ای جان مادر اگر زندگیت ادامه داشت و با خوردن سم پایان نمیافت... مطمئناً به همراه بریده شدن سر حسین(ع) رگ گردن تو نیز در امان نمیماند

توقع یُمه مذبوح اِسمَع جِلمتِی وروح
سر بریده رها میشدی...حرفم را بشنو وبرو

بِالطف لوتِعیش تأَدِی بِیعَه .. رخِیصَ الدَّم لَابو الیَّمه تبیعَه
اگر در کربلا بودی با حسین بیعت میبستی... خونت را در راه حسین میبخشیدی

قَبل مَاجِثَتَکْ توقَع صریعَه .. بدورَک تِکفَلَ الحُرَّة الوَدِیعَه
قبل از اینکه جسمت بر زمین افتد... زینب آزاده بردبار را به نوبه خود حمایت میکردی

لَأجِلْهَا تْغَرِّق الطَف بِالشَریعَه .. تَالِی توقَعْ جفوفَک قطیعَه
به خاطرش کربلا را در آب فرات غرق میکردی.....ودستانت بریده شده بر زمین می افتاد

خَل یَاخِذ الدور أَخوک اِلـ مابَعَد شِفتَه .. الـ یَّتْسَمَى عَبَّاس وَهوالـ یَّتْکَفِلْ بأختَه
بگذار برادر ندیده ات نقش تو را ایفا کند ... او که اسمش عباس است و حامی خواهرش

بعینه ثارک یلوح اِسمَع جِلمتِی وروح
در چشمانش خونخواهی تو نمایان است ..حرفم را بشنو وبرو

أَرید بْموتَتَکْ یَم عتبَة الدار .. أَواسِی حسین حینَ بطفله یَحتَار
میخواهم با مرگت در درگاه در....حسین را هنگامی که با کودکش سرگردان شد همراهی کنم

أشوف لکربلا بعیونک آثار .. مِثَل عَبدالله بس النبله بِسمار
از کربلا در چشمانت نشان میبینم...مانند شهادت عبد الله ولی به جای تیر میخ در جانت را گرفت

بِجیت على المِصاب مابعد صار .. مِثل بابِی وخیم قلبِی اشْتَعَلْ نَار
بر مصیبتی که هنوز واقع نشده گریه کردم...مثل درب خانه خیمه های قلبم آتش گرفتند

ابجِی على طفلین ولایبرد جَمر قَلبِی .. مِن هایَ الأحزان أَنوح وأَشْتِکِی لربِی
بر دو کودک گریه میکنم و آتش قلبم آرام نمیگیرد...از این اندوه ها به خدا شکایت میبرم

أدعِی ودمعِی مَسفوح اِسمَع جِلمتِی وروح
دعا میکنم و اشکم روان است... حرفم را بشنو وبرو

کًلْ شِی عمره یَخلَص حَتى لَو طَآل .. فَقط وَجه الله باقِی بْحُکم الآجَآل
هر چیزی فانی است حتی اگر عمرش طولانی باشد....تنها خداست که باقی است و میماند

مِن اقَلَّک روح موبَس جِلمَه تِنْقَالْ .. أنَا أدرِی الموت أرحَم بکِلَّ الأحوال
وقتی میگویم بروی تنها کلمه ای گفتنی نیست .... زیرا میدانم که مرگ بارها بهتر است

إلَّا یکون تِحمَلْ سبِی العیَال .. تِنْظَر وَقْفَة أختَکْ بینَ ألرجَالْ
مگر اینکه طاقت اسارت کودکان را داشته باشی....ایستادن خواهرت را بین نامردان ببینی

أرحَم لک تموت ولَا تِنظر وَضِعْ زِینَبْ .. سبِی ودَواوین شِماتَه وحُرَّة تِتغَرَّبْ
مرگ برتو آسانتر از دیدن وضع زینب است.... اسارت و دادگاه و دشمن شادی و غریبی زینب را

زِینَبْ تِبجِی وتنوح اِسمَع جِلمتِی وروح
زینب گریان ونالان است.. حرفم را بشنو وبرو

بْسَکوتَکْ یَابنِی صِرتَ أَسمَعْ جَوابَکْ .. أَودْعَکْ وَالمَهَدْ أَصبَح تُرَابَکْ
پسرم با سکوتت جوابت را میشنوم.... با تو وداع میکنم و میدانم که گهواره گور تو شد

عَلى الْعَتْبَه کْتَبِتْ قِصَّة عَذابَکْ .. شَهِیدَ بروحتَکْ وَالجِنَّه بَابَکْ
بر در گاه در قصه عذابت را نوشته ام....با رفتنت شهید شدی و بر بهشت وارد شد

یَامحسِن لاتِظَنْ هِیَّنْ مصابِک .. أعیش أیامی مِتْلَهفَه بغیابَکْ
محسنم فکر نکن که مصیبت تو بر من آسان است...روزهایم در نبودت و شوق دیدارت سخت میگذرد

بِسْ باقِی أیَّام نِعَذبها بمدامعنا .. یَیُّمَه والموت عقب فرقتنا یجمعنا
ولی روزهایی در انتظار ماست که ازچشمه اشکمان در سختی وعذابند... ای جان مادر بعد از جدایی مرگ ما را دوباره جمع میکند

موعد یکتبه اللوح اِسمَع جِلمتِی وروح
این قراری است که در لوح مکتوب است .. حرفم را بشنو وبرو

:: علی السقای




برچسب ها :
درد دل ,  حضرت محسن(ع) ,  فاطمه زهرا(س) , 


تعداد صفحات : 86

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |